درمان سرطان و روان شناسی

گزارشی از نقش مغفول روان شناسی سرطان در طرح تحول سلامت

نویسنده: سمیه موسوی

تخمین زمان مطالعه: ۸ دقیقه


چکیده: سرطان یک بیماری چند وجهی است که علاوه بر جسم، روان بیمار را نیز برای مدتی طولانی درگیر خود می‌کند. به نظر می‌آید بیماران سرطانی و خانواده‌هایشان علاوه بر خدمات پزشکی، نیاز به یک سیستم حمایتی فراگیر روان شناختی نیز دارند. این نکته‌ای است که در طرح تحول نظام سلامت کشور، علیرغم تمام نقاط مثبت آن، مغفول مانده است. بیماران، پزشکان و روان شناسان از نیاز فزاینده به این نوع خدمات در کنار درمان‌های دارویی و پزشکی می‌گویند. خدماتی که برآیند هزینه‌های نظام سلامت کشور را به شکل معناداری کاهش خواهد داد. همچنین امید به زندگی را در میان بیماران سرطانی بالا خواهد برد. 


 

سرطان عمده‌ترین مشکل بهداشت و سلامت در همۀ نقاط دنیاست. این بیماری به عنوان مشکلی فزاینده و روبه‌گسترش در کشورهای خاورمیانه شناخته شده است. طبق آمارها ابتلا به سرطان از ۱۰میلیون مورد جدید در سال ۲۰۰۶ به ۱۴میلیون در سال ۲۰۱۲ رسید و پیش‌بینی می‌شود که این رقم در سال ۲۰۳۰ به ۲۵میلیون مورد برسد. در سال ۲۰۰۶ حدود ۶ میلیون مرگ به دلیل ابتلا به سرطان گزارش شده، درحالیکه این آمار در سال ۲۰۱۲ به ۸ میلیون نفر رسیده است. پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۳۰ این میزان به ۱۳میلیون نفر برسد. در ایران بدون احتساب سرطان‌های پوست، سالانه ۹۲ هزار مورد جدید ابتلا به سرطان اتفاق می‌افتد. اگر موارد ابتلا به سرطان های پوست را نیز به این آمار بیفزاییم، میزان ابتلا به بیش از صدهزار مورد افزایش می‌یابد.

سرطان با بیمار و خانواده‌اش چه می‌کند؟

سرطانجنبه‌های مختلفی از زندگی روزمرۀ بیماران سرطانی، تحت تاثیر بیماری آنها قرار می‌گیرد که شامل مسائل مالی، توانایی کار، زندگی خانوادگی، خلق‌وخو، روابط با دیگران، خواب و کیفیت زندگی است. درد در بیماران سرطانی، رویداد پراسترسی است که می‌تواند سبک زندگی بیماران و همچنین احساس رضایتمندی و آرامش آنها را تحت‌الشعاع قرار دهد. این درد، آنها را دچار حس بی‌قراری و احساس بی‌کنترل می‌کند. افزون بر این بیماران اضطراب و افسردگی فراوانی ناشی از بیماری خود دارند که بر کیفیت بهبود و درمان آنها  اثر منفی می‌گذارد.

از دیگر سو سرطان، بیماری‌ای است که نه‌تنها خود فرد که نزدیکان و خانوادۀ او را در یک بازۀ زمانی طولانی و به شکلی مزمن درگیر می‌کند. فرد سرطانی به علت ضعف شدید جسمانی و روانی، نیاز به همراهی، حمایت و حوصلۀ اطرافیان دارد. اما آنها که تجربۀ حضور بیماری سرطانی را در نزدیکان خود داشته‌اند، می‌دانند که این وظیفه‌ای سخت و طاقت‌فرساست. آنها از بیمار خود مراقبت می‌کنند، اما چه کسی خود آنها را در مواجهه با این مشکل حمایت خواهد کرد؟

م.ر زنی است میانسال که استاد دانشگاه در رشتۀ فلسفه است و پیش از این زنی شاد و اهل سفر بوده است. او چندی است با مشکل سرطان پیشرفتۀ مادرش مواجه است. جدای از فرآیند وقت‌گیر و انرژی‌بَر درمان مادر، به نظر می‌آید سرطان یکی از نزدیک‌ترین افراد زندگی، او را در هم شکسته است. پست‌های اینستاگرامی او بازگوکنندۀ رنج و استیصال عمیقی است که این زن تحصیل‌کرده با آن روبه‌روست. اما آیا سیستم حمایتی فراگیر و خودکاری برای یاری رساندن به او در این مبارزۀ سخت و مزمن وجود دارد؟

  طرح تحول نظام سلامت و خدمات روان شناختی

اینها، نشان‌دهندۀ ضرورت نگاهی دوباره به سیستم خدماتی پزشکی و درمانی در نظام سلامت و بهداشت کشور است. نگاهی که در آن محوریت با ارائۀ خدمات پزشکی و درمان‌های دارویی است. این روزها با طرح تحول نظام سلامت، رسیدگی و خدمات درمانی با هزینه‌های پایین در خدمت بیماران کشور قرار می‌گیرد. میزان رضایتمندی بیماران و پزشکان از این طرح بالاست. اما در کل و به طور خاص در زمینۀ بیماری سرطان، حضور درمان‌ها و حمایت‌های روان شناختی، برای بیماران بسیار کمرنگ است.

 ح، ب مرد جوانی که به تازگی پدر شدن را تجربه کرده، مواجهۀ یکباره و نامنتظره‌ای با بیماری سرطان داشته است. برای او در اوج جوانی و سلامتی، حضور سرطان یعنی پایان تمام امیدها. آنچنان که به محض شنیدن خبر بیماری‌اش نخستین گزینه‌ای که انتخاب می‌کند، خودکشی است. تصمیم او برای خودکشی از دو دلیل ناشی شده بود. نخست ترس از هزینه‌‌های بی‌پایان و کمرشکن سرطان و دیگری، ناامیدی بسیار شدید نسبت به کیفیت زندگی‌اش در ادامۀ راه. البته او به اصرار و پیگیری اطرافیان، به مجهزترین مرکز خدمات بیماران سرطانی در پایتخت یعنی بیمارستان امام خمینی مراجعه می‌کند. او در آنجا متوجه می‌شود که اجرای طرح تحول سلامت تا چه اندازه ترس اولیۀ او را بی‌معنا کرده است. اما دلیل دوم همچنان سر جایش باقی است. آیا در طرح جامع تحول سلامت برای این معضل راه چاره‌ای اندیشیده‌ شده است؟

پزشکان چه می‌گویند؟

دکتر پریسا ابراهیمی از سال  ۸۹ در بخش آی‌سی‌یو و تصادفات بیمارستانی در شیراز مشغول به فعالیت است. او به دلایل شخصی ترجیح داده است در بیمارستان‌های تخصصی سرطان مشغول به کار نشود. اما تجربۀ خود او در بیمارستانی که به نوعی بیمارستان ارجاعی تصادفات در جنوب کشور است، دست‌کمی از درگیری با بیماران سرطانی ندارد. بیماران او یا با ترومایی ناگهانی مواجه شده و یا حتی خود دست به خودکشی زده‌اند. به گفتۀ او در این بیمارستان سرویس روزانۀ خدمات روان‌پزشکی و همچنین روان شناسی بالینی ارائه می‌شود. در این سیستم، موارد نیازمند به خدمات روان شناختی رصد می‌شوند و در صورت نیاز به آنها درمان دارویی روان پزشکی یا در موارد نادر مشاورۀ روان شناختی ارائه می‌شود. مشاوره‌هایی که به گفتۀ او در حد پانزده دقیقه یا نیم ساعت بیشتر نیست و تداوم ندارد. البته بیماران مبتلا به سایکوز و موارد حاد روانی به بیمارستان‌های تخصصی روان پزشکی ارجاع می‌شوند.

به گفتۀ دکتر ابراهیمی اتفاقی مشابه همین چرخۀ ضعیف و بی‌اثر در بیمارستان‌های تخصصی سرطان نیز اجرا می‌شود. او یکی از دلایل این موضوع را بی‌اعتمادی و همچنین بی‌اطلاعی پزشکان و سیاست‌گذاران نظام سلامت نسبت به اثرگذاری و لزوم خدمات روان شناختی می‌داند. دکتر ابراهیمی اما از ضرورت بسیار بسیار بالای این خدمات در فرآیند درمان می‌گوید. او می‌گوید در ورودی بیمارستان‌های دولتی، مریض‌های بسیاری با علایم غیراختصاصی هستند که هزینه‌های بسیاری صرف تشخیص بیماریشان می‌شود. اما پایه و اساس این بیماری‌ها کاملا روان شناختی است. چند مشاورۀ روان شناختی ساده می‌تواند از تحمیل این هزینۀ سنگین برای تشخیص و دارودرمانی بیهوده بر نظام سلامت پیشگیری کند.

روان شناسان چه می­گویند؟

دکتر مرتضی مدرس که خود روان شناس بالینی است، سخنانی مشابه دکتر ابراهیمی را دربارۀ بیمارستان امید مشهد که مخصوص بیماران سرطانی در این شهر است، اظهار می‌کند. به گفتۀ مدرس، استفاده از سیستم خدمات روان شناختی در کنار خدمات پزشکی به سلیقۀ مسئولین بخش‌های مختلف بیمارستانی بستگی دارد. سیاست واحدی بر این امر حکم‌فرما نیست. او معتقد است نه‌تنها در بخش سرطان که در همۀ حوزه‌های دیگر بهداشت و درمان نیاز به حضور مستمر روان شناسان به عنوان مکمل تیم درمانی احساس می‌شود. این ضرورت، ناشی از پیوستگی کامل تن و روان است. دکتر مدرس اما از آن سوی ماجرا نیز می‌گوید؛ از مقاومت خود روان شناسان برای مواجهه با مقولۀ سنگینی همچون سرطان. روان شناسان در رویارویی با سرطان باید با مرگ و ناکامی مواجه شوند. اما آیا آنها خود برای این روبه‌رویی آماده‌اند؟

در مجموع در حال حاضر در کشور یک مقاومت دو سویه هم از طرف پزشکان و هم روان شناسان وجود دارد. این مقاومت دربارۀ استفاده از خدمات روان شناختی به عنوان درمان حمایتی مکمل و مستمر بیماران سرطانی و خانواده‌هایشان است. نیاز است که هر دو سر طیف، گفتمانی را در این زمینه آغاز کرده، به پلتفرم مشترکی در این باره دست یابند؛ چراکه در این میان آسیب جبران‌ناپذیر بر بیماران سرطانی و خانواده‌‌هایشان هر روز در حال افزایش است. از دیگر سو، مسئولین نظام سلامت باید در نظر داشته باشند که استفادۀ مستمر از خدمات روان شناختی برای درمان بیماران سرطانی، یک سرمایه‌گذاری سودآور است. سرمایه‌گذاری‌ای که در میان‌مدت و درازمدت، کیفیت درمان و زندگی این بیماران را به شکل قابل توجهی افزایش خواهد داد.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

2 × دو =