پرونده: دانش و دانشگاه

 تجربۀ اساتید علوم اجتماعی از سرمایه داری دانشگاهی چیست و چگونه به این پدیده پاسخ می‌گویند؟(بخش دوم)

الناز فاطمی[۱]

تخمین زمان مطالعه: ۸ دقیقه


این نوشته بخش دوم و پایانی از گزارش رسالۀ دکتری دیانا بالارد با عنوان «سرمایه داری دانشگاهی در علوم اجتماعی» است. بالارد در این پژوهش می‌کوشد به دو سوال اصلی پاسخ دهد: تجربۀ اساتید علوم اجتماعی از سرمایه داری دانشگاهی چیست و چگونه به این پدیده پاسخ می‌گویند.

بخش نخست این گزارش به تعریف و تلقی غالب از سرمایه داری دانشگاهی می‌پردازد و جذب سرمایۀ پژوهشی از خارج از دانشگاه را به عنوان بارزترین نمود سرمایه داری دانشگاهی معرفی می‌کند. در این بخش برخی از مؤسسات پژوهشی متعددی که جهت پیوستن به جریان تجاری‌سازی در آمریکا تاسیس شده‌اند، معرفی می‌شوند. همچنین چگونگی سازگاری متخصصان علوم اجتماعی با نظام سرمایه داری دانشگاهی به طور مختصر شرح داده می‌شود.


تاسیس مراکز پژوهشی از تلاش‌های دیگری است که در حوزۀ علوم اجتماعی برای پیوستن به جریان تجاری‌شدن انجام گرفته است.  بالارد گسترش این مراکز را نیز در راستای افزایش گرایش پژوهشگران علوم اجتماعی به جذب سرمایه از منابع خارجی می‌بیند. کارکرد اصلی این مراکز تا حدود زیادی تسهیل فرآیند دریافت سرمایۀ پژوهشی و همکاری با سایر بخش‌ها است.

یکی از بهترین نمونه‌های این مراکز پژوهشی، مرکز پژوهشی جرم‌شناسی و سیاست‌های عمومی (CPPR) دانشگاه ایالتی فلوریدا است. این مرکز از سرمایه‌های کلان محلی، ایالتی و فدرال برخوردار است و پروژه‌های متفاوتی در زمینه‌های جرایم کشاورزی، کلاهبرداری از مشتریان، کاهش خشونت در پالم‌ بیچ[۲]، مدیریت اطلاعات در زمینۀ خشونت و مصرف موادمخدر در مدارس فلوریدا و برنامۀ بهبود بازپروری جوانان (JJEEP) را دنبال می‌کند.

 اساتید بخش جامعه‌شناسی دانشگاه ایالتی قلوریدا نیز به مرکز جمعیت‌شناسی و سلامت جمعیت [۳] (CDPH) اشاره کردند که مختص به تحقیقاتی میان‌رشته‌ای در زمینۀ سلامت جمعیت است و آموزش‌هایی در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد ارائه می‌دهد.

 اساتید دانشگاه فلوریدا نیز به تلاش‌هایی که در مؤسسۀ پژوهشی جرم و سیاست‌های قضایی [۴] برای جذب سرمایه صورت گرفته‌اند، اشاره می‌کنند. هرچند نمونه‌ای از این مراکز پژوهشی در دانشگاه فلوریدای جنوبی در زمان انجام این پژوهش وجود نداشت، بسیاری از مصاحبه‌شوندگان به ضرورت تاسیس یک مؤسسه  در زمینۀ پژوهش‌های شهری اذعان داشتند.

 از سوی دیگر دانشکده‌های علوم اجتماعی تلاش می‌کنند با ارائۀ دوره‌های آموزشی متنوع‌تر اقشار متفاوتی را به دانشگاه جذب کنند. بسیاری از این برنامه‌ها، همچون دوره‌های آنلاین یا سمینارهای چندروزه، برای افرادی طراحی شده اند که در رشته‌های دیگری تخصص و فعالیت دارند و شهریۀ آن‌ها  گران‌تر از دوره‌های عادی است. از طریق این دوره‌ها، دانشگاه‌ا امکان جذب افرادی را پیدا می‌کنند که به دلیل مشغله‌های کاری توانایی شرکت در دوره‌های عادی آموزشی را نداشتند.

به عنوان نمونه در زمان مصاحبه، دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه فلوریدای جنوبی در همکاری با بخش مهندسی این دانشگاه، مدرک «امنیت سرزمین»[۵] را ارائه می‌داد. دانشکدۀ اقتصاد این دانشگاه نیز با ارائۀ دوره‌های MBA  برای متخصصان شاغل موفق به جذب سرمایه‌های زیادی شده بود.  اساتید مورد مصاحبه باور داشتند توانسته‌اند به این وسیله مبالغ عظیمی برای دانشگاه به ارمغان بیاورند. این دانشگاه‌ها دوره‌های کوتاه مدتی در زمینه‌های خاص برای متخصصانی ارائه می‌دادند که علاقه داشتند در یک حوزۀ خاص تجاری اطلاعات بیشتری داشته باشند.

برخی از اساتیدی که مورد مصاحبۀ بالارد قرار گرفته بودند به تلاش‌های پراکندۀ دیگری نیز اشاره کرده‌اند. به طور مثال بخش جرم‌شناسی دانشگاه ایالتی فلوریدا مدیر بازاریابی پاره وقتی را استخدام کرده  بود تا با تهیۀ بروشور و راهکارهای تبلیغاتی دیگر، شهرت این دانشکده را ترقی دهد.

 استاد دیگری در حوزۀ اقتصاد به یک شرکت اسپین-آف وابسته به دانشگاه آریزونا اشاره می‌کرد که نمونۀ علوم‌اجتماعی فرآیندهای تجاری بود. استاد دیگری از گروه جرم‌شناسی دانشگاه فلوریدای جنوبی طراحی نرم‌افزاری را مثال می‌زد که به پیش‌بینی محل خلاف‌کاران با توجه به مکان‌های پیشین وقوع جرم کمک می‌کرد. این نمونۀ خاص از محصولی مرتبط با علوم اجتماعی که قابلیت فروش در بازار را داشت، با استقبال زیاد نیروهای پلیس آمریکا مواجه شد.

چنین تلاش‌هایی به گستردگی کوشش‌هایی نیستند که در سایر حوزه‌های نزدیک به بازار انجام می‌گیرند. با وجود محدود بودن این کوشش‌ها بسیاری از این مصاحبه‌شوندگان همچنان اعتراف می‌کنند که رفته رفته فشار بیشتری برای نزدیک شدن به بازار را حس می‌کنند. این فشار تا حدودی از جانب رده‌های بالای مدیریتی به این دانشکده‌ها وارد می‌شود. با گرایش به مرکززدایی از نظام دانشگاهی از هر دانشکده انتظار می‌رود در جمع‌آوری منابع مالی نقش داشته باشد و دانشکده‌های علوم اجتماعی همچون سایر دانشکده‌ها برای جذب منابع مالی برای دانشگاه احساس فشار می‌کنند. در نتیجۀ این تغییرات، توانایی پژوهشگران در جذب سرمایه‌های پژوهشی روز به روز بیشتر به عنوان عامل موفقیت و جذب آن‌ها در نظام آکادمیک در نظر گرفته می‌شود. این فشار برای جذب سرمایه در میان اعضای جوان‌تر هیئت علمی حتی بیشتر احساس می­شود.

 با وجود اعتراف بسیاری از مصاحبه‌شوندگان به اهمیت شرکت در رقابت‌ بر سر سرمایه‌‌های مالی، رقابت اصلی در این حوزه در بازاری از ایده‌ها انجام می‌گیرد؛ یعنی بازاری بر مبنای آثار چاپ‌شده، اعتبار، ارزش اجتماعی، ایده‌های ارزشمند، پژوهش‌های مناسب و دانشجویان خوب. این بازار، اقتصادی نیست؛ یعنی قواعد عرضه و تقاضا، مالکیت فکری و به دست آوردن سود بر آن حاکم نیستند. چنین گرایشی به این معنا نیست که پژوهشگران این حوزه، فعالیت خود را به بخش‌های نظری محدود کرده‌اند و علاقه‌ای به مشاهدۀ تاثیرات ملموس تحقیقات خود ندارند. برعکس، این محققان انتظار دارند نتایج پژوهش آن‌ها نه در صنعت، که در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی لحاظ شود و کیفیت زندگی اعضای جامعه را بهبود بخشد.

 این رویکرد باعث شده است متخصصان علوم اجتماعی با وجود عدم موفقیت در جذب سرمایه‌های مالی، فعالیت خود را برای دانشگاه لازم تلقی کنند. بخش بزرگی از این اساتید فعالیت‌های خود را نسبت به برنامه­های کلی دانشگاه حاشیه‌ای تلقی نمی‌کنند. نگاه اکثریت آن‌ها به فرآیند تجاری شدن منفی نیست. هرچند این مصاحبه‌شوندگان هدف اصلی خود را همچنان آموزش دانشجویان می‌دانند، رقابت‌ میان دانشگاه‌ها را در بهبود کیفیت کار خود مؤثر می‌پندارند. از سوی دیگر متخصصان حوزه‌هایی چون جرم‌شناسی که عمدتا وابسته به سرمایه‌های دولتی بودند تجاری شدن را راهی برای بقای خود در زمانی می‌بینند که سیاست‌های کلان جهت سرمایه‌گذاری‌های دولتی را به سمت حوزه‌های دیگری تغییر داده است.

 در عین حال، تعدادی از مصاحبه‌شوندگان مخالفت خود با حرکت به سمت تجاری‌شدن را ابراز کردند. این مخالفان باور داشتند دانشگاه یک واحد تجاری نیست و نباید همچون یک واحد تجاری اداره شود. افزایش سرمایه‌داری باعث خواهد شد بخش‌هایی که با تجارت رابطه‌ای ندارند به حاشیه رانده یا حذف شوند. به باور این گروه بسیاری از ایده‌های انتقادی خریداری در بازار ندارند و توجه بیش از اندازه به تقاضای بازار باعث می‌شود دانشگاه‌ها موضع انتقادی خود را کنار بگذارند.

با این وجود، این باور گسترده در میان مصاحبه‌شوندگان وجود داشت که سرمایه‌داری دانشگاهی همچنان گسترش خواهد یافت و پدیده‌ای موقتی نیست. در میان دلایل این تغییر، مصاحبه‌شوندگان به کاهش کمک‌های دولتی اشاره می‌کردند که یکی از مهم‌ترین عوامل گرایش دانشگاه‌ها به جذب شدن در نظام سرمایه بود. این وضعیت هم پاسخی بود به منابعی که در دسترس دانشگاه‌ها قرار داشت و هم تلاشی برای دستیابی به اعتبار بیشتر. جهانی‌شدن ارزش‌های سرمایه‌دارانه، دلیل دیگری  بود که این اساتید برای گسترش سرمایه داری دانشگاهی برمی‌شمردند. جهانی‌شدن با تغییر نحوۀ مدیریت منابع مالی، رقابت جهانی و افزایش ارتباطات، توجیه‌کنندۀ بخش زیادی از تغییراتی است که در نظام آموزش عالی رخ می‌دهند.

با وجود گستردگی و عمق تغییرات ناشی از سرمایه‌ داری دانشگاهی، بسیاری از مصاحبه‌شوندگان هنوز این تغییرات را در حوزۀ علوم‌اجتماعی چندان قابل توجه نمی‌دیدند. بالارد از یافته‌های خود نتیجه می‌گیرد که متخصصان علوم اجتماعی به خوبی از پدیدۀ سرمایه داری دانشگاهی و پیامدهای آن آگاهی دارند، اما این به معنای ادغام کامل آن‌ها در این نظام نیست. هرچند این متخصصان می‌کوشند به شیوه‌های مختلف با این نظام سازگار شوند، سرمایه داری دانشگاهی الگوی کلی فعالیت در علوم اجتماعی را تغییر نداده است. اما روند رو به پیشرفت سرمایه داری دانشگاهی و افزایش فشارهای خارجی روی این بخش‌ها، بی‌شک درآینده‌ای نزدیک، تصویری متفاوت را رقم خواهند زد.


منابع:

 Bullard, Deanna Barcelona, (2007), Academic Capitalism in the Social Sciences: Faculty Responses to the Entrepreneurial University (Doctoral dissertation)

 Geiger, Roger L.,(2004). Knowledge and Money: Research Universities and the Paradox of the Marketplace, California: Stanford University Press

Slaughter, Sheila. Leslie, Larry L., (2001). Expanding and Elaborating the Concept of Academic Capitalism, Organization 8(2). Pp. 154-61.


[۱] دانشجوی کارشناسی ارشد انسان‌شناسی دانشگاه تهران elz.fatemi@gmail.com

[۲] Palm Beach

[۳] Center for

Demography and Population Health

[۴] Institute for Crime and Justice  Policy Research

[۵]  Homeland Security

امنیت سرزمین اصطلاحی گسترده است که به تمام تلاش‌های ملی برای حفظ امنیت سرزمین آمریکا در مقابل حملات تروریستی و خطرات دیگر اشاره دارد.

پرونده: دانش و دانشگاه ؛ تاثیرات سرمایه داری دانشگاهی بر علوم اجتماعی – بخش اول

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

هشت + یازده =