در گفت‌وگو با حمید حیدری؛

سیری در اصطلاح علوم انسانی پزشکی – بخش دوم


چکیده: گفت‌وگوی حاضر با موضوع پیوند علوم انسانی و علوم پزشکی انجام گرفته است که طی آن دکتر حمید حیدری، دانش‌آموخته‌ی جامعه‌شناسی و مسئول کارگروه کاربردی‌سازی علوم انسانی، در اصطلاح «علوم انسانی پزشکی» از سه جنبه‌ی تاریخی، نظری و کاربردی مداقه کرده است. بخش نخست این گفت‌وگو به چرایی ایجاد «علوم انسانی پزشکی» و ضرورت این حوزه‌ی کاربردی از دانش اختصاص دارد. در بخش دوم گفت‌وگو حیدری به چگونگی پیوند علوم انسانی و علوم پزشکی پرداخته است و نوع و ماهیت این پیوند را روشن کرده است. بخش سوم و انتهایی گفت‌وگو به موارد عینی و مصداق‌هایی پرداخته شده که علوم انسانی می‌تواند به کمک علوم پزشکی بیاید. در ادامه، بخش دوم این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

در این بخش حیدری درصدد توضیح این نکته برآمده است که وقتی از «علوم انسانی پزشکی» صحبت می‌کنیم؛ درواقع علوم انسانی را به عنوان اهرمِ کمکی برای پیشبرد اهداف درمان و سلامت، مدنظر داریم. با این توضیح، حیدری درباره‌ی علوم انسانی، شائبه‌‌ی دخالت در امور غیرتخصصی را از بین می‌برد. این بخش از گفت‌وگو برای خواننده روشن می‌کند که ادعای علوم انسانی در حوزه‌هایی که در آن مداخله می‌کند، اتفاقا ادعایی تخصصی است. درواقع علوم انسانی یا در صدرِ تخصص‌های دیگر (سیاست‌گذاری) حاضر می‌شود و یا در ذیل آنها (افزایش مهارت‌های غیرتخصصی رشته‌ها)؛ و هیچ‌گونه مداخله‌ای در امور تخصصی رشته‌های گوناگون از جمله علوم پزشکی نخواهد داشت.

گفت‌وگوکننده: محمدامین فراهانی

مدت زمان مطالعه: ۶ دقیقه


 

در علوم انسانی پزشکی و سلامت، آیا رشته‌های علوم انسانی بر رشته‌های علوم پزشکی سیطره پیدا می‌کنند؟ در واقع پرسش این است که آیا پیوند میان علوم انسانی و پزشکی متضمنِ برتری و استیلای گفتمان رشته‌های علوم انسانی است؟

هرگز! فعالیت‌های درمانی و مراقبت‌های بهداشتی همواره به عهده متخصصان علوم پزشکی بوده است و خواهد بود. در واقع دانشمندان رشته‌های علوم انسانی به دنبال گرفتن جای پزشک نیستند و از لحاظ تخصصی هیچ ادعایی در این زمینه ندارند. به عبارت دیگر، ما نباید این شیوه تفکر را از منظر دوگانه‌ای ساختاری که در تضاد با یکدیگر هستند بررسی کنیم، بلکه علوم انسانی پزشکی و سلامت بیشتر به دنبال تکمیل کار متخصصان علوم پزشکی و کمک به برطرف کردن برخی از عمده‌ترین مشکلات حوزه بهداشت و درمان هستند. بنابراین می‌توان تا حدی این رشته‌های علمی را مکمل یکدیگر در نظر گرفت. نکته حائز اهمیت این است که بسیاری از دانشمندان حوزه علوم انسانی پزشکی، خود از میان متخصصان علوم پزشکی هستند و در کشورهای پیشرفته، فعالیت دانشمندان رشته‌های علوم انسانی منوط و مشروط به گذراندن دوره ویژه علوم پزشکی و کسب مدارک لازم است و ورود آنها کاملا مبتنی بر ارزیابی‌های علمی‌ای است که از سوی جامعه پزشکی و نهادهای ذیصلاح انجام می‌شود.

با توجه به آنچه تاکنون گفتید، علوم انسانی پزشکی و سلامت چه سهمی در پیشرفت حوزه بهداشت و درمان در غرب داشته‌اند و می‌توانند داشته باشند؟ به سخن دیگر، قلمرو فعالیت رشته‌های علوم انسانی در پزشکی چه زمینه‌هایی را دربرمی‌گیرد؟

قلمرو فعالیت رشته‌های علوم انسانی در حوزه بهداشت و درمان همانطور که در آغاز به دیدگاه آلن بلیکلی اشاره کردم، بسیار وسیع و نامعین است. گفتیم که عمده توجهات علوم انسانی پزشکی به خصوص در ایالات متحده امریکا به مسئله آموزش رشته‌های علوم پزشکی معطوف است. کالج دانشگاهی لندن که یکی از مراکز پیشرو در زمینه علوم انسانی پرشکی است، آن را اینگونه تعریف کرده است: علوم انسانی پزشکی عبارت است از فعالیتی میان رشته‌ای که با تاسی از بنیه‌های خلاقانه و فکری رشته‌های علمی مختلف هنر، ادبیات، فلسفه، انسان‌شناسی و غیره به دنبال اهدافی آموزشی در پزشکی است. به عبارت دیگر، علوم انسانی پزشکی تنها در دانشگاه‌ها و دانشکده‌های علوم پزشکی دنبال می‌شود. اما اصطلاحات دیگری هم وجود دارند که اکنون به نظرم بهتر است با برخی از آنها آشنا شویم؛ اصطلاحاتی مانند پزشکی روایی (narrative medicine)، کتاب‌درمانی (bibliotherapy) و نمایشنامه‌درمانی (dramatherapy).

پزشکی روایی حوزه‌ای است که واسطه کوشش‌هایی در دو دهه اخیر برای انسانی کردنِ پزشکی متولد شده و بر بازشناسایی، تجزیه و تحلیل، و تفسیر داستان‌هایی در باب بیماری استوار است، داستان‌هایی که در درجه اول از سوی بیماران و سپس متخصصان علوم پزشکی روایت می‌شود. به عبارت دیگر، در پزشکی روایی روایت به مثابه شواهد پزشکی (medical evidence) در نظر گرفته می‌شوند. پژوهش‌های مرتبط با پزشکی روایی در کشورهای پیشرفته در زمینه­ی علوم انسانی پزشکی و سلامت جایگاه مهمِ این داستان‌ها را در خدمات درمانی نشان داده‌اند. در حقیقت، روایتگری سهمی عمده در معنابخشی به تجربه بیماری نزد بیماران و پزشکان دارد. از سوی دیگر، همان طور که کاترین هانتر یکی از دانشمندان برجسته پزشکی روایی گفته است، تشخیص و درمان بیماری توسط پزشک از رهگذر آشکارسازیِ پی‌درپیِ روایتگری‌های بیمار محقق می‌شود. از این رو و بنابر آنچه پیشتر درباره دو شیوه تفکر علمی و روایی گفته شد، پزشکان نخست به شکلی روایی می‌اندیشند و سپس به سراغ تفکر علمی می‌روند. بیماران از رهگذر این داستان‌ها به بیماری معنادار می‌کنند و آشوب و بی‌نظمی آن را قدری سامان می‌دهند؛ بنابراین تجربه بیماری را نیز برای خود تحمل‌پذیرتر می‌سازند. پزشکان نیز می‌توانند با یادداشت این داستان‌ها و ایضا تجربیات حرفه‌ای خود شناخت جدیدی را در حوزه بهداشت و درمان ایجاد کنند، شناختی که پیشتر از هیچ رهیافت دیگری در دسترس نبود. جالب است بدانید امروزه پای این داستان‌ها به نشریات پزشکی مختلف مانند سالنامه پزشکی داخلی ( Annals of Internal medicine) و نشریه انجمن پزشکی امریکا (Journal of American Medical Association) نیز باز شده و حتی زیرگونه‌های داستانی جدیدی را ایجاد کرده است، زیرگونه‌هایی مانند ادبیات داستانی پزشکی (Medical Fiction) و زندگینامه‌های خودنوشتِ پزشکی (Medical Autobiography).

کتاب‌درمانی نیز عبارت است از کاربرد هدفمندِ شعر و دیگر شکل‌های ادبیات مکتوب برای التیام دردهای جسمی و روحی بیماران و همینطور رشد شخصیتی آنها. متخصصان کتاب‌درمانی پیش از آغاز به کار در محیط‌های درمانی، دوره‌های آموزشی گسترده‌ای در حوز سلامت روان می‌بینند، دوره‌هایی مانند مشاوره، مددکاری اجتماعی و روان‌شناسی. نمایش‌درمانی نیز مفهومی نزدیک به کتاب‌درمانی اما ذیل هنردرمانی جای می‌گیرد و منظور از آن، بنابر تعریف شورای تخصص‌های سلامت و مراقبت (Health and Care Professions Council) انگلستان، شکلی منحصر به فرد از روان‌درمانی است که در آن، خلاقیت، بازی، حرکت، قصه‌گویی، اجرای نمایش و هنرهای نمایشی در روابط درمانی از جایگاهی مرکزی برخوردارند. البته در اینجا باید خاطرنشان کنم که هنردرمانی بیش از یک قرن سابقه داشته و تحولات بسیاری را پشت سر گذاشته است. با وجود این، حوزه هنردرمانی امروزه به عنوان یکی از شاخه‌های اصلی علوم انسانی پزشکی و سلامت در نظر گرفته می‌شود.

شما در ابتدای صبحت‌تان بیان داشتید که امروزه در کشورهای اروپایی و امریکای شمالی، از ثمرات و آثار علوم انسانی پزشکی و سلامت بهره‌برداری می‌کنند. اکنون وضعیت علوم انسانی پزشکی و سلامت در این کشورها چگونه است و اگر حضور ذهن دارید به برخی از نمونه‌های موفق کاربردی سازی علوم انسانی پزشکی نزد آنها اشاره کنید. مشخصا منظور بنده مصادیق علوم انسانی پزشکی در حوزه سیاست‌گذاری‌های بهداشت و درمان، آموزش علوم پزشکی و خدمات درمانی است.

بنده در بخش ابتدائی این مصاحبه به یک گفتمان انتقادیِ چندوجهی اشاره کردم. ماحصل آن انتقادات و گفت‌وگوی میان متخصصان و دانشمندان رشته‌های علوم انسانی و پزشکی به تدوین حوزه جدیدی انجامید که ما از آن با نام کلی علوم انسانی پزشکی و سلامت یاد کردیم. این حوزه و صاحب‌نظران آن دیدگاه‌ها و پیشنهادات خود را به انحاء مختلف گوش به سیاست‌گذاران بالادستی حوزه بهداشت و درمان رساندند و آنها را از ادبیات تحقیق این حوزه نوین آگاه ساختند. به صورت جدی از ابتدای دهه ۹۰ میلادی در سیاست‌گذاری‌های کلان این کشورها سویه‌هایی هرچند خفیف اما موثر از کاربردی سازی علوم انسانی پزشکی نمودار شد و رفته‌رفته جای خود در حوزه بهداشت و درمان پیدا کرد.

با توجه به مطالبی که تا اینجا مطرح کرده‌اید، این سیاست‌گذاری‌ها احتمالا باید با تحول آموزش رشته‌های علوم پزشکی، کاربردی سازی علوم انسانی پزشکی و سلامت را پیگیری کرده باشد.

دقیقا. برای مثال، شورای پزشکی عمومی انگلستان، در سال ۱۹۹۳ نخستین گزارشِ «پزشکان آینده» را منتشر کرد که چارچوبی آموزشی برای دانشگاه‌های علوم پزشکی انگلستان تعیین می‌کرد. این گزارش ارائه واحدهای درسی اختیاری‌ای را توصیه می‌کرد که ورای برنامه‌های درسی‌ای بود که به صورت سنتی تدریس می‌شد. این واحدهای اختیاری مشتمل بر سرفصل‌های آموزشی رشته‌های علوم انسانی و هنر بود. سپس‌تر، سِر کنت کالمن پس از ملاقاتی با وزیر بهداشت وقت انگلستان، از جامعه هنری و نمایندگان حوزه بهداشت و درمان دعوت کرد تا برای گنجاندن مطالعات هنری در قلمرو رشته‌های علوم پزشکی و مشخصا در خدمات ملی سلامت، در کنار یکدیگر هم‌اندیشی کنند. در ادامه، هم‌اندیشی‌های سالانه ویندزور در سال ۱۹۹۸ در انگلستان شروع به کار کرد. بیانیه پایانی نخستین هم‌اندیشی، بر برکشیدن هنر از حواشی به قلب برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های مراقبت‌های درمانی در انگلستان تاکید می‌کرد. بنیاد ولکام در انگلستان از سال ۲۰۰۸ تا به امروز به صورت سالانه جوایز و کمک هزینه‌های مالی‌ای را برای پژوهش‌های حوزه کاربردی سازی علوم انسانی پزشکی در نظر گرفته و اعطا می‌کند.

افزون بر این، امروزه در اروپا و امریکای شمالی ده‌ها نشریه تخصصی در باب علوم انسانی پزشکی و زیرشاخه‌های آن فعالیت می‌کنند و آخرین پژوهش‌های نظری و کاربردی در این حوزه منتشر می‌شود. انجمن‌های هنردرمانی متعددی در این کشورها ایجاد شده‌اند و هر ساله همایش‌های گوناگونی در حوزه علوم انسانی پزشکی برگزار می‌شود. تعاملات دانشگاه‌های علوم پزشکی با دانشگاه‌های فعال در رشته‌های علوم انسانی امروز بیشتر از هر زمان دیگری است و در برخی از این دانشگاه‌ها، گروه‌های آموزشی علوم انسانی ایجاد شده است./

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

سه × 1 =