در گفت‌وگو با حمید حیدری؛

سیری در اصطلاح علوم انسان پزشکی – بخش سوم


چکیده: علوم انسانی پزشکی در ایران حوزه‌ نوینی است که هنوز ابعاد مختلف آن به درستی درک و استفاده نشده است. در این گفت‌وگو که با دکتر حمید حیدری، دانش‌آموخته‌ جامعه‌شناسی و مسئول کاربردی‌سازی علوم انسانی، صورت گرفته، سعی شده است جنبه‌های متعدد پیوند علوم انسانی و علوم پزشکی بررسی شود. این گفت‌وگو در سه بخش تنظیم شده است که بخش نخست آن به چرایی ایجاد «علوم انسانی پزشکی» و ضرورت این حوزه‌ی کاربردی از دانش اختصاص دارد. در بخش دوم گفت‌وگو حیدری به چگونگی پیوند علوم انسانی و علوم پزشکی پرداخته است و نوع و ماهیت این پیوند را روشن کرده است. بخش سوم این گفت‌وگو به موارد عینی و مصداق‌هایی پرداخته شده که علوم انسانی می‌تواند به کمک علوم پزشکی بیاید.

علاوه بر این، در بخش سوم و انتهایی این گفت‌وگو، به ایجاد حوزه «علوم انسانی پزشکی» در کشور از منظر آموزش و نیز ایجاد اشتغال و کمک به کسب‌وکار نیز پرداخته شده است.

گفت‌وگو کننده: محمدامین فراهانی

مدت زمان مطالعه: ۸ دقیقه


می‌توانید یکی از دانشگاه‌های پیشرو در زمینه علوم انسانی پزشکی و سلامت را مثال بزنید؟

یکی از جامع‌ترین برنامه‌های علوم انسانی پزشکی را می‌توان در دانشگاه هیرام امریکا مشاهده کرد. در آنجا مرکزی وجود دارد به نام مرکز ادبیات و پزشکی. این مرکز برنامه‌ای به نام برنامه علوم انسانی سلامت دارد. دانشجویان از رهگذر این برنامه برای به عهده گرفتنِ مسئولیت‌هایی در نظام سیاست‌گذاری بهداشت و درمان، صنعت مراقبت‌های بهداشتی (اعم از بازاریابی، پژوهش‌های پزشکی، مشاوره و بیمه)، مشارکت‌های مدنی و مدیریت در بخش‌های خصوصی و عمومی، آماده می‌شوند و آموزش می‌بینند. این مرکز یک برنامه میان‌رشته‌ای نیز دارد که در آن، آثار ادبی در محیط‌های درمانی به کار گرفته می‌شوند، از هنر تئاتر به عنوان روشی برای فهم افق‌های انتظار بیماران، خانواده‌ها و متخصصان مراقبت‌های بهداشتی استفاده می‌شود و نظریه‌های روایت‌شناسی در تعاملات مراقبت‌های بهداشتی (مانند بیمار به مثابه داستان و پزشک به مثابه خواننده این داستان) به کار گرفته می‌شوند. همچنین در این مرکز، مسئولین می‌کوشند با اعزام دانشجویان به خارج از کشور برای مشاهده فعالیت‌های مرتبط با مراقبت‌های درمانی در دیگر نقاط جهان، سطح آگاهی آنها را ارتقاء دهند. نیز، این مرکز سمپوزیومی به صورت سالانه درباره پیوند ادبیات و علوم پزشکی برگزار و آثار پژوهشی برگزیده آن را در قالب کتاب و یک ویژه‌نامه در نشریه علوم انسانی پزشکی منتشر می‌کند. افزون بر این، دانشجویان پزشکی دانشگاه هیرام به صورت منظم نمایش‌هایی برگرفته از آثار ادبی‌ای که به نوعی با مسئله بیماری و تجربه آن مرتبط هستند را اجرا می‌کنند تا درک و دریافتی نو با تاسی از گفتمان‌های رشته‌های علوم انسانی برای مثال درباره پایان زندگی انسان بیمار یا افراد مبتلا به اوتیسم یا سرطان، بدست آورند. همچنین، دانشجویان علوم پزشکی در مرکز ادبیات و پزشکی این دانشگاه در کارگاه‌های نویسندگی مختلفی شرکت می‌کنند تا از مهارت‌های نویسندگی برای پیشبرد اهداف غایی دانش پزشکی استفاده کنند.

منظور از مهارت‌های نویسندگی، چه نوع مهارت‌هایی است؟ آیا در اینجا مهارت‌های داستان‌نویسی یا مقاله‌نویسی مدنظر است؟

نه اینطور نیست. در اینجا اصلا قالب‌های سنتی نویسندگی مد نظر نیست. آنچه درباره نویسندگی در مراکزی مانند مرکز ادبیات و پزشکی دانشگاه هیرام به دانشجویان ارائه می‌شود، بیشتر مبتنی بر مهارت‌های نویسندگی خلاق است. برای نمونه، یک مورد از این نوع مهارت‌ها، مهارت‌های نویسندگی بیان‌کننده و بازتابنده (expressive and reflective) است. نویسندگی بیان‌کننده و بازتابنده شیوه‌ای از تمرین‌های نویسندگی است که در آن فرآیند خلاقانه و بیان و انعکاس شخصی، بیش از نویسندگی به عنوان امری هنری که به اثری ادبی می‌انجامد، مد نظر است. این نوع تمرین‌ها نه تنها در محیط‌های درمانی، بلکه در فضاهایی که به مراقبت‌های اجتماعی و زندان‌ها نیز مرتبط هستند، به کار گرفته می‌شوند. نویسندگی بیان کننده و بازتابنده چالشی است در برابر تعاریف مبتنی زیست‌پزشکی از سلامت و درمان و در عین حال، این کنش ادبی می‌تواند با وسعت دادنِ به این تعاریف، به تحقق این اهداف (یعنی سلامت و درمان) کمک کند و فضاهای خلاقانه و گفتگومحور در محیط‌های درمانی را ایجاد کند. به زعم صاحب‌نظران علوم انسانی پزشکی که در این نوع نویسندگی تخصص دارند و برای چند سال آن را استفاده و ارزیابی کرده‌اند، این شکل از نویسندگی واجد سه وجه درمانیِ بالقوه است. نخست آنکه نویسندگی بیان‌کننده و بازتابنده در خود ظرفیتی دارد که از رهگذر آن می‌توان تاثیرات آسیب‌های روحی و جسمی را تسکین داد و شیوه‌های جدیدی از اندیشیدن درباره تجربه بیماری را ایجاد کرد. دودیگر آنکه، فرآیند خلاقانه موجود در این نوع تمرین‌های نویسندگی، مجالی را برای خودشکوفایی افراد فراهم می‌کند. سوم آنکه، نویسندگی بیان‌کننده و بازتابنده می‌تواند نقش مهمی در مراقبت‌های بهداشتی به واسطه دخالت دادن خود بیمار در آن داشته باشد.

امروزه متخصصان علوم انسانی پزشکی و سلامت چه نوع خدماتی را در مراکز درمانی ارائه می‌کنند؟

با توجه به آنچه پیشتر گفته شد، خدمات درمانی گوناگونی را می‌توان بر اساس مبانی علوم انسانی پزشکی که گستره وسیعی هم دارد در محیط‌های درمانی ارائه کرد. برخی موضوعات مانند پزشکی روایی و انواع هنردرمانی‌ها مستقیما با امر درمان درگیر هستند و برخی دیگر به صورت هم‌افزا نه تنها به پزشکیِ درمانی، بلکه به تحقق درمان مطلوب و پزشکیِ مراقبتی نیز کمک می‌کنند.

برای نمونه، مرکز شوارتز برای مراقبت‌های بهداشتیِ دلسوزانه، هدف ساده اما مهم خود را این گونه معرفی می‌کند: بهبود و ارتقاء مراقبت‌های درمانی مشفقانه، به گونه‌ای که ارتباط میان بیماران و پرستاران امیدبخش، برای پرستاران حمایت‌کننده و برای فرآیند درمان، نیرو بخش باشد. اهداف برنامه‌های این مرکز عبارتند از: بهبود ارتباط میان بیماران و پرستاران، رشد و تقویت مهربانی و همدلی، ارتقاء مراقبت‌های روحی، تاثیر مثبت بر تربیت پرستاران، حمایت از گسترشِ بهترین و نوین‌ترین خدمات درمانی و نیروبخشی به بیماران و خانواده‌هایشان.

گروه‌های بالینت از دیگر نمونه‌های موفق کاربردی سازی علوم انسانی پزشکی است. گروه‌ بالینت اصطلاحی است که به گروه‌های روان‌درمانیِ مخصوص مشاغل گوناگون اطلاق می‌شود. این گروه‌ها در حوزه پزشکی در باب چگونگی بروز احساسات ناخواسته در بیماران مانند خشم، ترس، سردرگمی، آزردگی و غیره و علل ایجاد آن تحقیق می‌کند. در واقع این احساسات می‌توانند رابطه میان پزشک و بیمار را تهدید کنند. بنابراین، فعالیت‌های این گروه‌های روان‌درمانی می‌توانند راه را برای فهم بهتر و همینطور بهبود رابطه پزشک–بیمار هموار کنند.

نمونه دیگری که الان در خاطرم هست، انجمن متخصصان نمایش‌درمانی بریتانیاست. پیشتر درباره نمایش‌درمانی توضیح داده بودم. این انجمن به مراکز درمانی مختلف خدمات نمایش درمانی ارائه می‌دهد و فضایی برای کسب و کار متخصصان نمایش درمانی ایجاد کرده است. البته فعالیت این انجمن تنها منحصر به موردی که گفتم نیست. این انجمن در این زمینه‌ها نیز به طور جدی فعالیت می‌کند: ارتقاء و پیشرفت حرفه نمایش درمانی، تدوین راهکارهای مناسب برای ارائه خدمات نمایش درمانی در جهت منفعت عمومی، تعیین معیارهای دوره‌های آموزشی و استانداردهای این حرفه، گسترش نمونه‌های باکیفیتِ نمایش درمانی در محیط‌های درمانیِ بیشتر، ارتباط با فضای عمومی و آگاهی‌بخشی به مردم درباره حرفه نمایش درمانی، ایجاد آرشیوی از پژوهش‌های مرتبط با نمایش درمانی، و دیگر فعالیت‌های جزئیِ مرتبط با نمایش درمانی.

چرا برخلاف برخی حوزه‌های نوین علمی، در این حیطه‌ها هنوز اتفاقی در کشور ما رخ نداده است؟

پاسخ به این پرسش در گرو اشاره به چند موضوع است. نخست آنکه علوم پزشکی در ایران همچنان مبتنی بر نگرشی پوزیتیویستی و بالطبع ضد علوم انسانی پیش می‌رود و در این فضا، طرح مسئله در باب ورود گفتمان‌های علمی علوم انسانی به حوزه پزشکی اگر نگوییم غیرممکن، بسیار دشوار است. دودیگر آنکه مدیران حوزه بهداشت و سلامت در کشور ما پرورش یافته همین دیدگاهی هستند که به آن اشاره کردم. بنابراین، سیاست‌گذاران این حوزه، اصولا خود را نیازمند رشته‌های علوم انسانی نمی‌دانند و ضرورتی برای پیوند دادن این رشته‌ها با علوم پزشکی نمی‌بینند. از سوی دیگر، متخصصان علوم انسانی نیز هرگز به چنین فضایی نزدیک نشده‌اند و هرگاه از موضوعاتی مانند سلامت، بهداشت، درمان و دیگر موارد سخت گفته‌اند، آنها را در قالب گفتمان‌های علمی خود بررسی کرده‌اند. به سخن دیگر، در بهترین شرایط، مواردی که ذکر آن رفت به عنوان متعلق پژوهش‌های علوم انسانی مطالعه شده‌اند و ماحصل این پژوهش‌ها به پیشبرد و ارتقاء رشته‌های علوم انسانی کمک کرده است، نه حوزه بهداشت و درمان و به خصوص پزشکی.

ایجاد حوزه‌ای نوین به نام علوم انسانی پزشکی و سلامت در کشور ما در گرو چه بسترها و اتفاقاتی است؟

پرسش سخت و در عین حال چالش‌برانگیزی است. خوشبختانه در سال‌های اخیر گفتمان‌های علمی جدیدی به خصوص در حوزه علوم انسانی در ایران ایجاد شده است که دست بر قضا به دنبال ایجاد فرصت‌هایی برای برون‌رفت از معضل بیکاری گسترده دانش‌آموختگان علوم انسانی است. این دست کوشش‌ها را باید به فال نیک گرفت. اما با توجه به آنچه تاکنون عرض کرده‌ام، معتقدم دانشمندان رشته‌های علوم انسانی و علوم پزشکی نباید منتظر سیاست‌گذاران حوزه بهداشت و درمان بمانند. آنها باید فضایی منتقدانه و مبتنی بر گفت‌وگوی متقابل ایجاد کنند و با مطالعه تجربه کشورهای پیشرفته در حوزه علوم انسانی پزشکی و سلامت، در ابتدا برای انتقال این دانش به داخل کشور و سپس برای بومی‌سازی آنها با در نظر گرفتنِ شرایط فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره، و مهمتر از آن، برحسب نیازها و ملزوماتِ اهداف بلندمدت نظام سلامت کشور، تلاش کنند. اگر بتوان چنین گفتمانی ایجاد کرد آنگاه می‌شود امید به اثرگذاری این گفتمان بر سیاست‌های کلان کشور در حوزه بهداشت و درمان داشت و برای تحقق آن تلاش کرد. اما نباید تجربیات گذشته برای ورود برخی دانش‌های جدید را نادیده گرفت. منظور بنده تجربه‌های شکست خورده ایجاد میان‌رشته‌ها در دانشگاه‌هاست که همواره عاری از هر گونه نگاه کاربردی و راهبردی بوده است. نباید به اشتباه تصور کرد پیوند میان رشته‌های علوم انسانی و رشته‌های علوم پزشکی را می توان در قالب میان‌رشته‌ها طرح‌ریزی کرد. تجارب پیشین نشان داده‌اند نیروی متخصص لازم برای آموزش مواد درسی این میان‌رشته‌ها وجود ندارد و مهمتر از آن، بخش عمده‌ای از دانش‌آموختگان این میان‌رشته‌ها با معضل بیکاری مواجهه خواهند شد. اما به نظرم قدم اول ایجاد یک ادبیات تحقیق عمیق و کاربردی از حوزه علوم انسانی پزشکی است و در قدم دوم باید بتوانیم بر اساس این ادبیات تحقیق، مواد درسی رشته‌های علوم انسانی را وارد دانشگاه‌های علوم پزشکی بکنیم. البته همه اینها وابسته به یک نقشه راه جامع است که دانشمندان علوم انسانی و پزشکی خود باید آن را در کنار هم طراحی کنند.

فکر می‌کنید حوزه نوینِ علوم انسانی پزشکی و سلامت می‌تواند فرصت‌های شغلی پایداری را در کشور ما ایجاد کند و فضای کسب و کار دانش‌آموختگان علوم انسانی را گسترش دهد؟

پاسخ من به پرسش شما آری است. به نظرم این ظرفیت در کشور ما وجود دارد. البته ایجاد فضای کسب و کار منوط و مشروط به بسترسازی مناسب یا فراهم سازی آنچه زیست‌بوم یک کسب‌و‌کار گفته می‌شود، است. به‌علاوه، مطلبی که در پاسخ به پرسش قبلی شما گفتم اهمیت دارد. باید گفتمان علمیِ پیوند رشته‌های علوم انسانی و علوم پزشکی ایجاد شود و سپس سیاست‌گذاران با تاسی از آن، امر سیاست‌گذاری را انجام دهند. در این صورت می‌توان در این سیاست‌گذاری‌ها فضای کسب و کار متخصصان رشته‌های علوم انسانی را نیز بهبود داد.

به صورت مصداقی فکر می‌کنید متخصصان رشته‌های علوم انسانی چه نوع خدماتی را می‌توانند از رهگذر علوم انسانی پزشکی در حوزه بهداشت و درمان ارائه دهند؟

ببینید اگر بنابر آموزه‌های علوم انسانی پزشکی و سلامت، تحولی در آموزش پزشکی در ایران رخ دهد، ناخودآگاه فرصت‌های آموزشی متعددی برای متخصصان علوم انسانی گشوده خواهد شد. خیلی از آنها می‌توانند از رهگذر آموزش و پژوهش در حوزه علوم انسانی پزشکی مشغول به کار شوند. از سوی دیگر، راه‌اندازی نشریات تخصصی در این زمینه چه به صورت مکتوب (اعم از کتاب، مجله و غیره) و مجازی (کتب الکترونیکی یا وبسایت‌ها) به نوبه خود یک فضای کسب و کار کوچک ایجاد می‌کند.

اما وسیع‌ترین فرصت‌های شغلی در گرو کاربردی سازی علوم انسانی پزشکی است زیرا همانطور که در توضیح تجربه جهانی اشاره کردم، این حوزه، میدانی گسترده و متنوع برای فعالیت دانشمندان رشته‌های علوم انسانی است. ما درباره معنابخشی به تجربه بیماری و تحقق آن از رهگذر روایتگری صحبت کردیم؛ از نویسندگی خلاق و بکارگیری آن در محیط‌های درمانی گفتیم؛ به انواع هنردرمانی‌ها اشاره کردیم؛ از شبیه‌سازی شرایط بالینی از رهگذر هنرهای نمایشی و ادبیات، گروه‌های بالینت و مراکز نگهداری بیماران سخن گفتیم؛ باری، این دست مصادیق و نمونه‌های بی‌شمار دیگری که در کشورهای پیشرفته اجرا شده است، الگوی مناسبی برای ایجاد فضای کسب و کار در حوزه علوم انسانی پزشکی به دست می‌دهد. مواردی که ذکر آن رفت همه نیازمند بکارگیری نیروهای متخصصِ رشته‌های علوم انسانی است.

به‌عنوان نمونه‌ای تامل‌پذیر، اجرای طرح پزشک خانواده می تواند بخش عمده‌ای از آموزه‌های پزشکی روایی را کاربردی کند. به عبارت دیگر، پزشک خانواده به سبب عمق و وسعت تعاملاتی که با بیمار و خانواده او برقرار می‌کند، محمل مناسبی برای بکارگیری متخصصان رشته‌های علوم انسانی برای اجرای آموزه های پزشکی روایی است. پر واضح است که این متخصصان نباید در امر درمان و در حرفه پزشک دخالت کنند، بلکه باید از رهگذر دانش و مهارت‌های خود در جهت تکمیل کار او و پیشبرد اهداف کلان علوم پزشکی قدم بردارند.

در نهایت اینکه بخش خصوصیِ ارائه خدمات درمانی می‌تواند در ایجاد و توسعه کسب و کارهای مرتبط با علوم انسانی پزشکی، مهمترین نقش را در فراهم آوردن سرمایه لازم برای تحقق این امر ایفا کند. بخش خصوصی در حوزه بهداشت و درمان توان پذیرش مخاطرات کاربردی سازی علوم انسانی پزشکی را دارد؛ زیرا؛ مسائلی چون استقلال مالی، دیوان‌سالاری کمتر، رقابت‌پذیری و اختیار عمل بیشتر باعث می‌شود این بخش اقبال بیشتری به دانش‌های نوین داشته باشد.

تا به اینجای مصاحبه درباره نقش علوم انسانی در ارتقاء مسائلی چون بهداشت و درمان گفت‌وگو کرده‌ایم. شاید الان باید به درستی پرسید که رهاورد علوم انسانی پزشکی و سلامت، برای رشته های علوم انسانی چه چیزهایی است و آنها چه بهره‌ای از این حوزه نوین می‌برند؟

پرسش مهمی است. پیش از آنکه به موضوع مهمِ فضای کسب و کارِ متخصصان علوم انسانی در علوم انسانی پزشکی بپردازم، نخست به سویه نظریِ بهره‌مندی رشته‌های علوم انسانی از حیطه علوم انسانی پزشکی اشاره می‌کنم. رشته‌های علوم انسانی با ورود به قلمرو علوم پزشکی و خدمات درمانی، و رابطه‌ای دوسویه با رشته‌های علوم پزشکی و کمک به تحقق اهداف تخصص‌های مرتبط با این علوم، می‌توانند گستره مطالعات خود را وسیع‌تر کنند و با موارد پژوهشی‌ای مواجهه شوند که پیشتر هرگز در چنین سطحی به آنها دسترسی نداشتند. بنابراین، علوم انسانی پزشکی به پیشرفت گفتمان‌های علمی، مبانی نظری و نیز عمقِ میدان مطالعاتیِ رشته‌های علوم انسانی کمک شایانی می‌کند.

اما رهاورد مهمتر علوم انسانی پزشکی برای رشته‌های علوم انسانی، ایجاد فضاهایی بدیع و بکر برای کسب و کار دانش‌آموختگان آن است. گستره این کسب و کارها همانند گستره علوم انسانی پزشکی بسیار وسیع است و البته تا حد زیادی وابسته به سطح دانش بالا در هر دو حیطه علوم انسانی و علوم پزشکی، و مهمتر از آن، خلاقیت کافی برای طرح ایده‌هایی نو و قابل اجراست؛ ایده‌هایی که دغدغه‌ها و حساسیت‌های خاص حوزه بهداشت و درمان را نیز به دیده می‌گیرند؛ زیرا، حوزه خدمات پزشکی به سبب مرکزیت داشتن موضوعاتی چون سلامت عمومی برای مثال در قیاس با حوزه صنعت و فناوری بسیار حساس‌تر و مخاطره‌آمیزتر است. با این حال، در دو دهه اخیر در کشورهای اروپایی و امریکای شمالی فرصت‌های کاری متنوع و جذابی در حوزه علوم انسانی پزشکی برای متخصصان علوم انسانی ایجاد شده است و میزان شاغلان این بخش در نوع خود جالب توجه است./

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

16 + دوازده =