کاربری سازی و امکان آن

پرونده: امکان کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی در ایران

سیر تجدد و علم جدید در ایران (بخش دوم)

نویسنده:‌ فاطمه مرتضوی

تخمین زمان مطالعه: ۹ دقیقه


این نوشتار بخش دوم از گزارش کتاب «سیر تجدد و علم جدید در ایران» نوشتهٔ رضا داوری اردکانی است. در بخش نخست این گزارش که ناظر بر بخش اول کتاب بود، به مسئله و ماهیت علم جدید و تفاوت آن با علم قدیم از نظرگاه داور اردکانی پرداخته شد. این بخش که بخش‌های دوم و سوم کتاب را در برمی گیرد، شامل توضیح نظرات داوری اردکانی در خصوص مواجههٔ ایران با علم جدید و نقش علوم انسانی و اجتماعی در این میان است.


بخش دوم: تجدد در ایران

شروع بخش دوم کتاب داوری اردکانی به «دشواری‌های راه تجدد» اختصاص و اشاره به این تغافل تاریخی دارد که نظم علمی-تکنیکی جدید، سیاست متناسب با خود را دارد و نسبت به فرهنگ و ادب نه تنها خنثی نیست، بلکه فرهنگ مختص به خود را از طریق مصرف تکنولوژی اشاعه می‌دهد. این سخن به این معنی نیست که با «مصرف»، تجدد، جامهٔ عمل می‌پوشد. مصرف صرف، بدون استیلای نظم متجدد در جوامع، موجب «نوعی گسیختگی فرهنگی در وجود مردمان» (ص ۲۰۳) شده است.

ریشه‌های تاریخی این گسیختگی تحت عنوان «سرگذشت مختصر دویست سالهٔ تجددمآبی در ایران» مورد بررسی قرار می‌گیرد. داوری با رجوع به تلاش‌ها و ترجمه‌های اولیهٔ آثار غربی در ایران سعی در نشان دادن سبقهٔ اخذ و اقتباس در ایران دارد. ولی این تلاش‌ها را «بی تاریخ» (ص ۲۱۰) می‌خواند. به این معنی که به هم پیوسته و متصل نیستند و طی آن «یک نهضت فرهنگی که در آن مهم از غیرمهم و مقدم از مؤخر بازشناخته شود، وجود نداشته است» (ص ۲۱۰). چنین نقدی به سرتاسر تاریخ رجوع ما به غرب وارد است، که در کنار حالت روان‌شناختی شیفتگی به غرب، منجر به وضعیتی شده که داوری آن را تحت عنوان «غرب‌زدگی انفعالی و ناتوان» (ص ۲۲۲) مطرح می‌کند.

علاوه بر این متوجه این امر هم نبوده‌ایم که نسبت کنونی انسان با تکنیک، نسبتی دائمی و طبیعی نیست. ادراک این مهم با تأمل در باب علوم انسانی میسر می‌شود.

بخش سوم: وضع علوم انسانی و اجتماعی در ایران

این بخش با «اشاره‌ای به زمینه‌ها و سوابق» علوم اجتماعی در ایران آغاز می‌شود و «علوم انسانی، مظهر علم هر کشور» (ص ۲۲۸) معرفی می‌شود. زیرا انعکاس فرهنگ و بازتاب شرایط تاریخی هر جامعه‌اند. با این مقدمه و با نگاهی به وضعیت علوم پیش گفته، جایگاه و شان علم در نظر مردمان این خطه مشخص می‌شود که انتشار علم در آن –به عنوان مظهر و وجه غالب تجدد- «انتشار ظواهر بی استناد به باطن» (ص ۲۳۸) بوده است.

تبیین این معنی در ذیل عنوان «ظاهر تجدد و تجدد ظاهری» صورت می‌پذیرد. داوری توضیح می‌دهد که با وزش باد غربی، هر عالمی به قدر استعداد خود به تجدد اقبال نشان داد و چون هر علمی در هر فهمی نمی‌گنجد، مبرهن است «آنچه از علم و فرهنگ با انتشار و بسط تاریخ غربی به جهانیان رسید، بیشتر فلسفه و علم و ادب انتزاع شده از تاریخ و زمان خود بود» (ص ۲۵۲). این باعث می‌شد که میان «امکان‌های عام و خاص توسعه» (ص ۲۵۵) تمایزی دیده نشود و امکان‌های عام که همان تکنولوژی و ظواهر دنیای متجدد بود را امکان تام بدانیم و علوم مختلف از جمله علوم انسانی و اجتماعی‌شانی غیر از کالای مصرفی نداشته باشد.

سپس نقبی به «آغاز آشنایی با علوم اجتماعی و انسانی» زده می‌شود تا به خواننده گوشزد کند که ما پیش از نیاز واقعی، به علم رو کرده‌ایم و به این جهت علم در جای و جایگاه خود قرار ندارد. مسئلهٔ پیش روی علوم مذکور در ایران، ارادهٔ ما جهت بازسازی و تحقق آن طبق شناخت خود (و نه طبق اقتضائات خاص علم) است. ضمن اینکه به ذکر و نقل آراء اکتفا کرده‌ایم و بر نقد که جایگاه آن اذکار و اقوال را بر ما روشن می‌کند، چشم بسته‌ایم.

در فصول بعدی به تفکیک به حوزه‌های مختلف علوم اجتماعی و انسانی می‌پردازد تا وضعیت نامطلوب پژوهش در هر یک از این حوزه‌ها را گوشزد کند. و نهایتاً در فصل «نسبت علوم اجتماعی با علوم دیگر و مقام آن در تجددمآبی» با عنوان فرعی «تجدد وارونه» قرار است اشتباه تاریخی ما در گزاردن «آثار و نتایج» توسعه به جای «علل و عوامل» آن را پیش چشم آورد. داوری نسبتِ پیش‌گفته را در تمثیل بنای یک ساختمان به خوبی نشان می‌دهد؛ آنجا که گردآوری تمام مصالح و عمال را بدون نقشهٔ راه (که ترسیم آن بر ذمهٔ علوم اجتماعی است) منجر به ابتنای یک بنای مستحکم نمی‌داند.

در «خاتمهٔ» کتاب نیز «ملاحظاتی در باب سیاست علم و شرایط تدوین آن» را پیش رو قرار می‌دهد و یادآور می‌شود برای تدوین سیاست علم لازم است هم علم را شناخت و هم مقتضیات و امکان‌های جامعهٔ خود را و با توجه به نسبت علوم با جامعه از طرح و حل مسائل صوری و انتزاعی حذر داشت. ضمن آنکه سیاست علم بر وضع خاص هر کشور متناظر است، طی مسیر آن بدون «آزادی» ممکن و متحقق نخواهد بود.

کاربردی سازی علوم انسانی ؛ سیر تجدد و علم جدید در ایران- بخش اول

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

12 − یک =