کسب‌وکار رسانه در گفت‌وگو با مدیر مسئول دنیای اقتصاد

نگاه به رسانه، به مثابه صنعت نیست


اشاره: گفت‌وگو با علیرضا بختیاری، مدیر مسئول دنیای اقتصاد، از این جهت دارای اهمیت است که دانش‌آموخته علوم انسانی به این مهم بیندیشد که از تلفیق هر یک از رشته‌های علوم انسانی و اجتماعی با رسانه، چه ظرفیت سترگی از اشتغال‌زایی، فعالیت اقتصادی و اثرگذاری اجتماعی، امکان‌پذیر است.

این گفت‌وگو حول چهار محور تنظیم و اجرا شده است:

  • معرفی مجموعه دنیای اقتصاد
  • شناخت و تبیین وجوه کارآفرینانه این مجموعه
  • نقش علوم انسانی و دانش‌آموخته‌های علوم انسانی در این گونه مجموعه‌ها
  • میزان اشتغال ایجادشده از این طریق

این گفت‌وگو در دو بخش تنظیم شده است و بخش دوم آن را در ادامه می‌خوانید:

گفت‌وگوکننده: فاطمه مرتضوی

تخمین زمان مطالعه: ۷ دقیقه


درباره میزان اشتغال ایجاد شده از طریق این موسسه هم توضیحاتی می‌دهید؟

بخشی از اشتغال مربوط به بیمه‌شده‌های رسمی و بخشی هم بیمه ما نیستند، اما به صورت آزاد با ما کار می‌کنند. قریب چهارصد نفر مستقیم مشغول هستند؛ اما اشتغال غیرمستقیم برای چاپخانه، شبکه توزیع و حمل‌ونقل، کیوسک‌ها و فروش، آژانس‌های تبلیغات و آگهی خیلی بیش از اینهاست. در چرخش سرمایه در این حوزه مثل سایر حوزه‌ها، صنایع بالادستی و پایین‌دستی بسیاری وجود دارد.

از آنجایی که دنیای اقتصاد تابان مستقیم با دو رشته علوم انسانی در ارتباط است: اقتصاد و رسانه؛ مایلم بدانم چه میزان از این اشتغال به این دو رشته مربوط است؟

اینجا را بدون اقتصادخوانده‌ها نمی‌توان اداره کرد. یک بخشی از نیروهای تحریریه اقتصادخوانده هستند. ترجیح ما هم این است که در بخش‌های تحلیلی و پژوهشی اولویت جذب نیروهای اقتصادخوانده باشند. چون روزنامه‌نگاری اکتسابی است و می توان این مهارت را به مرور منتقل کرد، ولی آموزش اقتصاد زمان‌بر است و نمی‌توان ظرف مدت کوتاهی آن را کسانی که اقتصاد نخوانده‌اند، منتقل کرد. البته در برخی حوزه‌های خبری هم همکاران عمدتا روزنامه‌نگاران باسابقه هستند که عموما در دنیای اقتصاد صاحب تجربه شده‌اند و بین روزنامه‌نگاری و دانش اقتصادی پیونده ایجاد کرده‌اند. ما هر دو گروه را اینجا داریم. عمده همکاران ما در دنیای اقتصاد علوم انسانی خوانده هستند. حتی آن بخشی از همکاران که در دانشگاه‌های شریف، امیرکبیر، تهران و.. در دوره کارشناسی فنی خوانده‌اند، در دوره کارشناسی‌ارشد اقتصاد خوانده‌اند. در واقع تعداد کسانی که صرفا دارای تحصیلات فنی هستند، اندک است و دیگر همکاران در رشته علوم انسانی و حوزه‌های اقتصادی و سیاسی تحصیل کرده‌اند.

جذب نیروی انسانی به چه صورت اتفاق می‌افتد؟

جذب نیروی انسانی بر اساس نیاز و توسعه‌ گروه شکل می‌گیرد. در جذب نیرو هم سابقه تحصیلاتی و هم توان عملی برای انجام کار در نظرگرفته می‌شود. معمولا نیروها یک دوره آزمایشی را پشت سر می‌گذارند و در صورت مثبت بودن ارزیابی‌ها به صورت قطعی جذب می‌شوند. صرفا بر مبنای کاری که از قبل تعریف شده است،

با توجه به اینکه غیر از وجه محتوایی رسانه، یک وجه غیرمحتوایی و صنعتی نیز باید برای مجموعه قائل باشیم؛ تیم تحقیقاتی و مشاوره‌ای دنیای اقتصاد تابان، علوم انسانی خوانده هستند؟

هر دو گروه هستند. بستگی به فرد دارد که کجا و چرا مشاوره یا فکرش لازم می‌شود.

می‌خواهم بدانم فرد چه مهارتی دارد که علوم انسانی نخوانده اما مورد وثوق در صنعت روزنامه‌نگاری است. یعنی بدانم برای موفقیت در رشته روزنامه‌نگاری نیاز به چه مهارت‌هایی هست؟ یا دانشگاه چه مهارت‌های لازمی را در اختیار دانش‌آموخته رسانه نمی‌گذارد؟ یا اصلا از وجه دیگر هم که نگاه کنیم، یک روزنامه‌نگار برای ورود موثر و تداوم حضور خود در صنعت رسانه نیاز دارد که چه مشاورانی را از چه رشته‌هایی کنار خود داشته باشد؟ به عبارت دیگر پیوند صنعت رسانه با کدام حوزه‌ها باید قوی‌تر باشد که منجر به تداوم و اثربخشی طولانی‌مدت شود؟

مدیریت رسانه بستگی دارد که در چه حوزه‌ای وارد شده باشد. ما چون اقتصاد هستیم، به اقتصاد نیاز داریم.

به طور کلی در دنیای اقتصاد تابان، مدیریت با من است و ۱۹ مدیر در زیرمجموعه فعال هستند. مدیریت محتوا (سردبیرها) و مدیریت اجرا (امور مربوط به اداری، پشتیبانی، مالی، منابع انسانی، درآمدها،روابط عمومی و…) را انجام می‌دهند.

در دنیای اقتصاد دو اصل رعایت می‌شود؛ تفویض اختیار به مدیران در کنار پاسخ‌گویی و انجام تصمیم‌گیری‌ها بر اساس مشورت و بررسی‌های کارشناسی.

بله همین‌طور است. اما آیا اگر هر کدام از این افراد نباشند، مثلا مدیر بخش توزیع، باز هم کار مجموعه پیش می‌رود. درست است؟

بله. در ابتدا تمامی امور اجرایی دنیای اقتصاد اعم از توزیع، چاپ، کاغذ، آگهی‌ها و… از سوی خود من انجام می‌شد. به مرور و با توسعه سازمان برای امور مدیرانی در نظر گرفته شد. طبیعتا در وضعیت کنونی سازمان برای تصمیم‌گیری حتما از نظر همکاران و بدنه کارشناسی که در سازمان درست شده است، استفاده می‌کنم. با کادرسازی و مدیرپروری، تصمیم‌سازی از همان بدنه کارشناسی اتفاق می‌افتد.

درباره «راه‌اندازی» و «تداوم و موفقیت» یک سازمان رسانه‌ای، چه عواملی را موثر می‌دانید؟ می‌شود با همین تفکیک درباره‌شان توضیح دهید؟

در راه‌اندازی رسانه، ظرف زمانی خیلی مهم است. شما در چه زمانی می‌خواهید چه رسانه‌ای را راه‌اندازی کنید؟ این سوالی است که موسس باید از خودش بپرسد و خلا و نیازی که باید پاسخ دهد را شناسایی و مشخص کند. در حوزه رسانه به طور کلی، اعم از اینکه کاغذی باشد یا سایت و کانال، اهداف و استراتژی‌ها باید مشخص باشد.

الان برخلاف دنیا، سیصد عنوان روزنامه در ایران وجود دارد. اینها کجا هستند؟ مخاطبی دارند؟ اصلا کسی آنها را می‌شناسند؟ اینها به سوالات اساسی پاسخ نداده،‌ به دنبال مجوز رفته‌اند. چه رسانه‌ای برای چه مخاطبی؟ با چه هدفی؟ در چه زمینه‌ای؟ اگر فکر، استراتژی و چارچوب درست باشد، الزامات بعدی خود را نشان می‌دهد و مشخص خواهد شد.

درباره امکانات مالی هم باید بگویم اگر فکر خوبی وجود داشته باشد، خیلی‌ها حمایت می‌کنند. هیچ جای دنیا انقدر خبرگزاری وجود ندارد و هیچ جای دنیا هم انقدر کم‌بازدید نیست. این، نشان می‌دهد آن چارچوب‌ها درست نیست که خیلی‌هایش هم اقتصادی است. یعنی اگر نظامات اقصادی کشور درست شود، خیلی از مسائل پیش نمی‌آید.

این الزام اول هست. ولی بعدش باید جهت را هم مشخص کرد. مثلا در حوزه اقتصاد می‌‌خواهم روزنامه راه‌اندازی کنم. چه خلایی را می‌خواهم پاسخ بدهم؟ دیدگاهم چیست؟ خط‌مشی‌ام چیست؟ جهت‌گیری رسانه باید مشخص باشد.

سایر شروط لازم هم هست: مثل درست کردن سرمایه، قدرت تعامل و..

درباره تداوم و دوام موفقیت، مثل سایر حوزه‌ها باید مدام چشم‌اندازها را چک کنید. هر وقت احساس کردید موفق شده‌اید، کارتان تمام است! شما همیشه باید فکر کنید بخش کوچکی از کار را طی کرده‌اید، تا رسیدن به موفقیت فاصله زیاد است و انتها ندارد. در واقع اهداف در بنگاه‌های رسانه‌ای شناور است و به هر نقطه‌ای که دست یافتید باید نقطه جدیدی برای خود تعیین کنید.

من درست متوجه شدم؟ شما می‌خواهید بگویید آن بخش غیرمحتوایی رسانه، کاملا تابع مقتضیات صنعت است؟ یعنی از سازوکار بازار تبعیت می‌کند؟

بله. یک بخش نرم‌افزار است که محتواست. آن هم باید درست باشد. اگر بهترین محتوا را داشته باشید اما الزامات بازار و صنعت را نادیده بگیرید، قابل دوام نیست. اما باید بدانیم که اینها در خدمت آن محتواست. چراکه از آن طرف هم اگر در بخش غیرمحتوایی همه چیز داشته باشید، توزیع خوب، چاپ خوب، کاغذ خوب، ولی محتوا خوب نباشد، بخش غیرمحتوایی خوب به کار شما نمی‌آید. مکمل هم هستند. در رسانه، هیچ کدام بدون دیگری ارزش ندارد.

به عنوان پرسش پایانی چالش خاصی که در کسب‌وکار رسانه همیشه با آن درگیر بوده‌اید، چیست؟ به عبارت دیگر در کسب‌وکار رسانه «مسئله» چیست؟ این را می‌توانید تحت عنوان یک نکته کارآفرینانه و توصیه برای تازه‌واردان هم مطرح کنید که فردی که می‌خواهد وارد این حیطه شود، همواره با چه مسئله‌ای روبه‌روست؟

شرایط کشور ما، شرایط خاصی است. دغدغه من همواره این است که نگاه سیاست‌گذار به رسانه، نگاه به عنوان صنعت نیست. این حوزه را طولانی‌مدت نمی‌بیند و به آن نگاه ابزاری دارد. این باعث می‌شود صنعت رسانه به خصوص در بخش خصوصی نتواند پا بگیرد.

من دنبال این هستم که شرایطی در این حوزه فراهم شود که سرمایه‌گذاران رغبت به سرمایه‌گذاری در رسانه داشته باشند. یعنی دوام و بقا داشته باشد که سرمایه‌گذار بتواند در این حوزه پیش‌بینی و از پس آن سرمایه‌گذاری کند.

این دغدغه همیشگی من است که یک بحث مکمل هم دارد: نیروی انسانی خوش‌فکر توانمند توی کشور در حوزه رسانه کم داریم. نه اینکه استعداد نیست، کمتر تربیت کرده‌ایم. من تمرکزم روی رسانه‌های اقتصادی است. ولی در همه حوزه‌ها کمابیش وضعیت همین است.

این دو دغدغه مکمل هم هستند و در ارتباط با هم حل می‌شوند. چراکه وقتی صنعت شکل نگرفته باشد، حقوق خوب داده نمی‌شود، و کسی که تامین نشده باشد، سراغ کارهای دیگر هم می‌رود، پس انرژی کمتری می‌گذارد و نیروی خوب تربیت نمی‌شود. اینها یک زنجیره متصل به هم است. صنعت شکل نگرفته، پس نیروی انسانی خوب هم کمتر تربیت شده است.

بخش نخست این گفت‌وگو از طریق لینک زیر در دسترس است:

نگاه به رسانه، به مثابه صنعت نیست

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

3 + 20 =