علم و مردم

آیا مردم بی چون و چرا علم را می پذیرند؟

نویسنده: صادق فارسیان

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


مرکز تحقیقات پیو، در سال ۲۰۱۵، نتایج دو پیمایشِ (۲۰۰۹ و ۲۰۱۴) در موضوع نگرش مردم و دانشمندان درباره علم و نقش آن در جامعه، منتشر کرد. یکی از متغیرهایی که نتایجش، بحث هایی را برانگیخته است، تفاوت آشکار نگرش مردم با دانشمندان، در موضوعات مختلف علم محور است.


بگذارید در این متن کوچک، علم را تنها به نسخه‌ها و پیشنهادات علمی تقلیل دهیم. در این حالت، علم مجموعه‌ای از پیام‌هاست که به مخاطبان (در اینجا، مردم) عرضه می‌شود. برای مثال، دانشمندان توصیه می‌کنند که «مصرف شکر و نمک را کنترل کنید»؛ این یک پیام است. مردم چه واکنشی به این پیام داده‌اند؟ آیا کمتر از قبل شکر و نمک مصرف می‌کنند؟ آیا اعتنایی نکرده‌اند؟

برای پاسخ به این پرسش، از نتیجۀ پژوهش مرکز تحقیقات پیو که در سال ۲۰۱۵ منتشر شده است، استفاده می‌کنیم. در این تحقیق در چندین موضوع، نگرش مردم و دانشمندان دربارۀ این‌گونه پیام‌ها یا مسائل علمی با یکدیگر مقایسه شده است (توجه کنید که نتایج زیر مربوط به کشور آمریکاست)…[۱]

در موضوع مواد غذایی اصلاح ژنتیک شده

۸۸ درصد از دانشمندان، این مواد غذایی را سالم و بی‌خطر می‌دانند؛

۳۷ درصد از مردم، با این نظر دانشمندان موافق‌اند.

  در اینجا بیشترین اختلاف نظر میان مردم و دانشمندان (۵۱ درصد) وجود دارد. می‌توانید حدس بزنید چرا؟

در موضوع استفاده از حیوانات در تحقیقات و آزمایش‌ها

۸۹ درصد از دانشمندان، موافق استفاده از حیوانات در تحقیقات هستند؛

۴۷ درصد از مردم، با این نظر دانشمندان موافق‌اند.

۵۰ درصد مردم مخالف استفادۀ ابزاری از حیوانات هستند. این امر، متفاوت از موضوع مواد غذایی، بُعدی دیگر از موضوع را توضیح می‌دهد. به نظر شما علت اختلاف نظر میان مردم و دانشمندان چیست؟ آیا علت، جنبش‌های مجازی و اجتماعی حامیان حیوانات و محیط زیست است؟

در موضوع تغییرات اقلیمی زمین

۷۷ درصد از دانشمندان، این تغییرات را برای آیندۀ بشر معضلی جدی می‌دانند؛

۳۳ درصد از مردم، موافق جدی‌بودن این مسئله هستند.

بیشتر مردم، این مسئله را به اندازۀ دانشمندان، جدی نگرفته‌اند. در مقایسه با موضوع استفاده از حیوانات در تحقیقات، مسئله تأثیر انسان در جهان طبیعی و مخاطرات ناشی از آن، تبلیغات کمتری نداشته است؛ پس چرا اختلاف نظر، بین دانشمندان و مردم بر سر چنین موضوعی زیاد است؟

در موضوع سرمایه‌گذاری در ناسا و ایستگاه فضایی

۶۸ درصد از دانشمندان، سرمایه‌گذاری در ایستگاه فضایی را مفید می‌دانند؛

۶۴ درصد از مردم، موافق دانشمندان هستند و از سرمایه‌گذاری حمایت می‌کنند.

در این موضوع، بیشترین توافق میان نگرش دانشمندان و مردم وجود دارد.

این نتایج، چه پاسخی به سؤالمان می‌دهند؟ آیا اختلاف نظر میان مردم و دانشمندان در موضوعات مختلف را می‌توان با یک مفهوم توضیح داد؟ آیا الگویی مشترک، واکنش مخاطبان علم (مردم) را ترسیم می‌کند؟ چهار موضوع بیان‌شده، چهار پیام‌اند که از بیشترین اختلاف تا بیشترین مشابهت را نشان می‌دهند. از یک منظر، واکنش به چهار موضوع، واکنش به چهار پیام است. یک پیام، برای واکنش یا پاسخ، به چند شرط وابسته است: اول آنکه پیام فهمیده شود. در هیچ‌یک از چهار موضوع، مسئلۀ علمی پیچیده و آزمایشگاهی تخصصی‌ای مطرح نیست. موضوعات به‌گونه‌ای با زندگی مردم ارتباط دارد. دوم آنکه پیام، از حیث شدت رابطه واکنش‌های متفاوت می‌یابد. بنابراین، موضوعی حساس چون موادغذایی، بیشترین اختلاف نظر و موضوعی کمتر حساس و دور از زندگی روزمره، چون ایستگاه فضایی، کمترین اختلاف نظر را نشان می‌دهد. در موضوع استفاده از حیوانات و تغییرات اقلیمی چه؟ می‌توان گفت نگهداری حیوانات و به طور کل، رابطۀ انسان با حیوان و همچنین افزایش حمایت‌های انسانی از محیط زیست، مسئله را به زندگی روزمرۀ افراد نزدیک کرده است. شاید همین استدلال را دربارۀ آب و هوا نیز درست بدانید؟ کمابیش! اما آیا خطر آب و هوا، برای بیشتر مردم، برای کسانی که در حال زندگی می‌کنند، خطری ملموس است؟ آگاهی به مخاطرات طبیعی و رابطۀ مسئولانه با محیط زیست و زمین افزایش یافته است؛ با این حال، آگاهی برای به صدا درآوردن زنگ خطر، کافی نیست.

بنابراین آنچه که مجموعۀ پیام‌های علم را به موضوعی حساس تبدیل می‌کند، مسئلۀ بقاست. درست به همین دلیل، شدیدترین واکنش بیشتر مردم، معطوف به موضوعاتی حساس است که نزدیک‌ترین و ملموس‌ترین پیوند را با زندگی روزمره و حفظ بقای زیستی‌شان داشته باشد. این‌چنین، غذای دستکاری‌شده موضوع اختلاف نظر است و به‌راحتی جایگزین راه‌ها و انتخاب‌های معمول نمی‌شود. شاید بتوان گفت، در موضوعات حساس مربوط به بقا، نوعی محافظه‌کاری دربارۀ روش‌های جدید وجود دارد. به همین دلیل بسیاری از مردم، سرعت زیاد دستاوردهای علمی را خوب نمی‌دانند. برای مثال در تحقیقی در آمریکا، ۴۷ درصد گفته‌اند که «علم، با سرعتی بیش از اندازه، زندگی را تغییر می‌دهد.»[۲] یا در ادامۀ آمارهای گفته‌شده، ۸۳ درصد از مردم معتقد هستند که دستکاری ژنتیک مغز نوزاد برای بهبود کارایی ذهنی، زیاده‌روی در علم است و فقط ۱۵ درصد موافق این طرح هستند. نکتۀ جالب این است که وقتی موضوع به مسئلۀ بقا مربوط می‌شود، نسبت یا محافظه‌کاری هم تغییر می‌کند؛ بدین ترتیب، زمانی که هدف از دستکاری ژنتیک مغز نوزاد، کاهش ابتلا به بیماری‌ها باشد، ۵۰ درصد آن را زیاده‌روی در علم می‌دانند و ۴۶ درصد موافق آن هستند.

به سؤال خود بازگردیم: آیا مردم در واکنش به پیام دانشمندان، کمتر از قبل شکر و نمک مصرف می‌کنند؟ چنین به نظر می‌آید؛ پیام فهمیده شده است، موضوع حساس ادراک شده است و سرانجام تغییر برای انطباق، با کمترین هزینه (و یا تغییر) یعنی فقط کاهش مصرف، پذیرش پیام را ساده کرده است.

جمع‌بندی:

پرسیدیم آیا مردم بی چون و چرا، علم را می‌پذیرند؟ در پاسخ، تعریف علم را به پیام‌هایی محدود کردیم. ما مفهوم بقا را برای توضیح الگوی نگرش مردم دربارۀ مسائل علمی، انتخاب کردیم. در مفهوم بقا، نه‌فقط جنبۀ زیستی بلکه جنبۀ اخلاقی و حفظ تصوری از تمامیت آن نیز مطرح است. برای مثال می‌توانیم مسئلۀ حمایت از حیوانات و مخالفت در استفاده از حیوانات در تحقیقات را از جنبۀ اخلاقی توضیح دهیم. با این حال جنبۀ زیستی بقا در حالت معمول، در اولویت است و شدیدترین واکنش‌ها را در پی دارد.


[۱]. Pew Research Center (2015). Public and Scientists’ Views on Science and Society. available at www.pewresearch.org

[۲]. Gauchat G. (2010). The cultural authority of science: public trust and acceptance of organized science. Pub. Understand. Sci. 20, 751–۷۷۰

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

یک × سه =