علوم اجتماعی و آسیب شناسی

این یادداشت، وضعیت تحقیق و توسعه را در حوزۀ علوم اجتماعی در ایران، آسیب‌شناسی می‌کند.

نویسنده: کاظم حاجی‌زاده 

تخمین زمان مطالعه: ۵ دقیقه


 مفهوم تحقیق و توسعه (R&D) امروزه در تمام کشورهای دنیا مفهوم آشنایی است. علم در جامعۀ مدرن به ندرت دغدغه‌های حقیقت‌جویانۀ محض دارد و عمدتا دل‌مشغول توسعۀ فن شناختی و اجتماعی است. علم برای علم، دیگر هیچ جایگاهی در اندیشۀ پژوهش‌گر تیپیک قرن بیست‌ویکم ندارد. او می‌خواهد زندگی را راحت‌تر کند، بنابراین هر مطالعه‌ای را با هدف ساخت یک ابزار، فناوری، الگوی اجتماعی و… انجام می‌دهد. زوج تحقیق و توسعه به روشنی گویای رهیافت علم مدرن است. اصطلاح مذکور حامل این پیام است که توسعه دنبالۀ ضروری تحقیق و پژوهش است. همین‌طور می‌توان آن را این‌گونه تفسیر کرد که توسعه بدون تحقیقات علمی امکان‌پذیر نیست. 


ادعای متن حاضر این است که ایران در حوزۀ علوم اجتماعی، یک «آرِ بدون دی» را تجربه می‌کند. به عبارت دیگر ما در بهترین حالت دست به مطالعه، بررسی و پژوهش می‌زنیم اما به نیمۀ دوم این ترکیب یعنی توسعه توجهی نداریم. در کشورهای غربی وقتی می‌گویند سازمان الف امسال یک میلیوندلار بودجۀ پژوهشی دارد، منظور آن است که این سازمان باید بخشی از این بودجه را صرف انجام تحقیقات و درصدی دیگر را در اجرای نتایج تحقیقات انجام‌شده و به بیان دیگر در تحقق توسعه هزینه کند. ولی در ایران وقتی گفته می‌شود سازمان الف امسال یک میلیارد تومان بودجۀ پژوهشی دارد، بیشتر شاهد این وضعیت هستیم که برای مثال کل این مبلغ به ده یا بیست قسمت تقسیم شود و هر قسمت صرف یک پروژۀ تحقیقاتی پیرامون یکی از اولویت‌های پژوهشی سازمان می‌شود. در این حالت، سازمان فرضی ما هیچ درصدی را برای توسعه در نظر نمی‌گیرد و در پایان سال اگر مرکز مطالعات سازمان کارش را به درستی انجام داده باشد، با مجموعه‌ای از گزارش‌های علمی مواجه خواهد بود.

در حال حاضر مجموعۀ پروژه‌هایی را که در عرصۀ علوم اجتماعی کشور تحت حمایت مالی یک کارفرما انجام می‌شود، به لحاظ درجۀ کاربردی‌بودن می‌توان به چهار دسته تقسیم کرد:

  • پروژه‌های تحقیقاتی بنیادی که دغدغۀ نقد و بسط نظری بحث‌های گذشته را دارند. این پروژه‌ها، مستقیما کاربردی محسوب نمی‌شوند ولی برای پیشرفت علمی یک جامعه بسیار بسیار ضروری هستند (مانند رابطۀ ساختار و عاملیت در اندیشه‌های…)؛
  • پروژه‌های تحقیقاتی که محتوای مفیدی تولید می‌کنند که می‌توان برایشان خروجی‌های مثلا آموزشی برای اقشار مختلف جامعه تعریف کرد (مانند استخراج آموزه‌های مشارکت اجتماعی در اندیشه‌های…)؛
  • پروژه‌های تحقیقاتی که خروجیشان ارائۀ چند راه‌کار یا مجموعه‌ای از پیشنهادات نسبتا کلی برای بهبود یک وضعیت اجتماعی است، مانند سیاست‌گذاری وزارت بهداشت در راستای ارتقاء رفتارهای سلام‌ محور در دانشگاه‌های علوم پزشکی؛
  • پروژه‌های تحقیقاتی که به یک مدل یا الگوی اجتماعی برای حل یک مسئلۀ اجتماعی دست می‌یابند (مانند الگوی مردم‌محور پیشگیری از جرم در مناطق جنوبی شهر تهران).

ادعای پیش‌گفته، حداقل در رابطه با دسته‌های سوم و چهارم موضوعیت دارد. در این‌گونه پروژه‌ها کل بودجه صرف مراحل الف) مطالعات نظری، ب) گردآوری داده، ج) تحلیل یافته‌ها و د) نتیجه‌گیری می‌شود. بدین ترتیب در ایران اغلب این‌طور است که پروندۀ یک پروژۀ پژوهشی با ارائه‌ای که تیم مجری برای کارفرما انجام می‌دهد، بسته می‌شود، یعنی دقیقا لحظه‌ای که به نقطۀ صفر مسیر توسعه می‌رسیم، با خرسندی تمام که «ماموریت با موفقیت تمام شده است» از حرکت بازمی‌ایستیم.

پیشنهاد ما این است که در نظام فعلی برون‌سپاری پروژه‌های تحقیقاتی، بودجه‌ای که برای یک اولویت پژوهشی اختصاص داده شده، به دو قسمت تقسیم شود: درصدی از آن طبق روال حال به تیم پژوهش‌گرانی که تحقیق را انجام می‌دهند و درصد دوم به کنش‌گرانی پرداخت شود که نتایج پروژۀ انجام شده را به مرحلۀ اجرا درمی‌آورند، یعنی به متخصصانی که مهارت اصلیشان کاربست یافته‌های علمی است. تنها در این حالت است که «آر و دی» با هم جمع می‌شوند. تیم دوم ابتدا دست به عمل می‌زند و سپس به کارفرما گزارش می‌دهد که برای مثال الگوی اجتماعی پیشنهادی تیم اول چقدر قادر است مسئلۀ اجتماعی مورد نظر را حل کند. گاهی بهتر است هر دو فاز «تحقیق و مداخله» را یک تیم انجام دهد، زیرا الگوی اجتماعی طراحی شده پیچیدگی‌ها و ظرایفی دارد که تنها تیم مولد آن می‌تواند روی زمین پیاده‌اش کند. اما در بسیاری اوقات می‌توان تیم اول را به عنوان ناظر مرحلۀ اجرا به کار گرفت.

فرض کنید تیم اول در حوزۀ پیشگیری از جرم پس از مطالعه و تحقیق به سه الگوی مردم‌محور دست پیدا می‌کند که هرکدام برای مناطق خاصی از شهر تهران (محله‌های جنوبی، مرکزی و شمالی) مناسب است. حال تیم دوم تحت نظارت تیم اول وارد مرحلۀ اجرا می‌شود (یعنی عملا در محله‌های خاصی از تهران الگوی ساخته‌شده را پیاده‌سازی می‌کند) و دربارۀ درجۀ موثر بودن الگو به کارفرما گزارش می‌دهد. در چنین شرایطی تیم‌های پژوهشی ناگزیر می‌شوند با اهتمام بیشتری کار خود را انجام دهند، زیرا در صورتی که مدل نهاییشان تاثیر مثبتی بر مسئلۀ اجتماعی مورد نظر نداشته باشد، برای قراردادهای پژوهشی بعدی شانس کمی خواهند داشت. بنابراین اگر به سازوکار فوق و سازوکارهای مشابهی روی آوریم، علاوه بر اینکه نیمۀ مغفول واقع شدۀ «توسعه» را به زوج «تحقیق و توسعه» می‌افزاییم، به بهبود کیفیت پژوهش‌های اجتماعی حاضر کمک بزرگی کرده‌ایم. بنابراین دی به شکل‌های مختلفی می‌تواند آر را اصلاح کند (R&D&R): ترغیب پژوهش‌گران به تحقیقات علمی باکیفیت، عیان‌سازی خطاهای علمی که پژوهش‌گران مرتکب شده‌اند، به‌گشت جامعه و در نتیجه پرورش یافتن پژوهش‌گران زبردست‌تری که می‌توانند تحقیقات علمی عالی‌تر انجام دهند و الی آخر.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

4 × یک =