کاربردی شدن و علوم اجتماعی

چرایی و ضرورت علوم اجتماعی کاربردی

نویسنده: تمنا منصوری

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


فارغ از این نگاه فرانظری باید پرسید رشتۀ علوم اجتماعی در ایران چه‌قدر در تربیت کارورز به‌جای اندیشمند صرف موفق عمل کرده است؟ آیا می‌توان ادعا کرد که دانشجوی علوم اجتماعی فاصلۀ خود را از بازار کار همان‌قدر می‌بیند که یک دانشجوی رشته‌های فنی مهندسی؟ آیا تغییر اجتماعی آرمانی است که از یک عالم اجتماع انتظار می‌رود، درحالی‌که بسترهای عملیاتی‌سازی آموخته‌های او فراهم نشده است؟


برای توضیح دربارۀ پسوند مهم و جهت‌دهنده‌ای مانند «کاربردی» پس از یک نام‌آشنای علمی به نام علوم اجتماعی، بهتر است کمی به تاریخ و ماهیت علوم اجتماعی بپردازم:

سنت قدیمی و غنی علوم اجتماعی با عصر روشنگری و از نیمۀ قرن ۱۷ آغاز شد، یعنی زمانی که فلسفۀ طبیعی دچار انقلاب‌هایی شد. عصر انقلاب‌های مختلف صنعتی در انگلیس و انقلاب سیاسی اجتماعی فرانسه زمانی بود که علاوه بر مطالعۀ پدیده‌های طبیعی و چگونگی ارتباط آن‌ها باهم، ساختار جهان و فعالیت عناصر آن (آنچه موردتوجه عالمان طبیعی بود)، دانش جامعه و جهان اجتماعی و تمرکز بر مطالعۀ پدیده‌های ساخت‌یافتۀ اجتماعی و چگونگی ارتباط آن‌ها با یکدیگر، ساختار جامعه و فعالیت اعضای آن نیز اهمیت پیدا کرد.

ازآنجاکه شرح سیر تاریخی علوم اجتماعی نه در این مقال می‌گنجد و نه هدف این نوشتار است بهتر است سؤال اصلی را مطرح کنم:

چرا علوم اجتماعیِ کاربردی مطرح شد؟

دهۀ ۶۰ میلادی به‌ویژه در انگلیس موج جدیدی در دانشگاه‌ها[۱] شکل گرفت که معتقد بود علوم اجتماعی به قدرت موردنظرش دست ‌یافته است و حوزه‌های علم اجتماع که به‌صورت ترکیبی در یک برنامۀ دانشگاهی تدریس می‌شد، دیگر بسیار رایج شده و نیازمند تحول است؛ اما بزرگ‌شدن دانشگاه‌ها و گرایش دانشگاهیان به حوزه‌های مختلف و تأکید بر تخصص‌گرایی، به تقسیم علوم اجتماعی انجامید که پیامدش از رواج افتادن علوم اجتماعی از نوع محض بود.

این اتفاق همان کوپه شدن دانش علم اجتماع بود که تا دهه ۹۰ و قرن بیستم هم ادامه پیدا کرد و در معرض انتقاد هم قرار گرفت؛ بنابراین در پاسخ به نیاز صاحب‌نظران به اینکه به‌ویژه در زمینۀ مسائل اجتماعی کاربردی با یکدیگر همکاری کنند و در همان حال بینش‌های سودمند موضوعات رقیب را هم از دست ندهند، برنامه‌های چندرشته‌ای دوباره در دانشگاه‌ها رواج گرفت؛ یعنی همان چیزی که به نام «علوم اجتماعی کاربردی» یا «مطالعات اجتماعی کاربردی» شناخته می‌شود.

تحصیل در علوم اجتماعی کاربردی چه ضرورتی دارد؟

شاید اگر این سؤال را به شیوه‌ای دیگر مطرح کنم، یافتن پاسخ مناسب هم آسان‌تر شود: علوم اجتماعی محض و پایه چه کاستی یا کاستی‌هایی دارد که ضرورت کاربردی‌شدن مطالعات اجتماعی را برجسته می‌کند؟

اساساً طرح علوم اجتماعی کاربردی از آنجا ریشه می‌گیرد که عالمان در کارآمد بودن علوم اجتماعی محض برای زندگی روزمره و حیات در جامعه به تردید افتادند.

مصداق بارز این ایده را می‌شود در صحبت‌های پسران مدرسۀ شهید علامه حلی مشهد[۲] دید که پنج سال پیش از جای خالی علوم اجتماعی کاربردی در درس‌هایشان گلایه داشتند. البته آن‌ها این انتقاد را به‌نظام آموزش‌وپرورش در تدوین کتاب‌های درسی وارد می‌دانستند و نمی‌توان دیدگاه آن‌ها را به نظام آموزش عالی تعمیم داد؛ اما دغدغه‌های این دانش آموزان که قرار است چند سال بعد به دانشگاه و سپس بازار کار وارد شوند، بر لزوم کاربردی شدن علوم اجتماعی صحه می‌گذارد:

«علوم اجتماعى يعنى اطلاعاتى كه يك اجتماع بايد بداند. همين اجتماع را کی می‌سازد؟ ما می‌سازیم؟ ببينيد، زندگى ما را كنكور يا رشــتۀ درســى نمی‌سازد. ما می‌خواهیم در آینده در این اجتماع زندگى كنيم. متأســفانه، فردى كه از سوم راهنمايى به اول دبيرستان می‌آید، در کتاب علوم اجتماعى با يك سرى كلمات قلمبه سلمبه روبه‌رو می‌شود؛ مثل مطالب مربوط به حزب‌ها، شیطان‌پرستی يــا انجمن حجتيه. ايــن مطالب چه ربطى به دانش‌آموز ســال اول دبيرستان دارد؟ به‌خصوص كه در سال‌های بعد از انتخاب رشته، ديگر دربارۀ علوم اجتماعى چيزى نمی‌خوانیم.»

یا یکی دیگر از آن‌ها گفته بود:

 «در حوزۀ آموزش يك سلســله نيازهــاى كلى وجود دارد كه بايد به آن‌ها پاســخ داد. درســت مثل دوستان ما در علوم رياضى كه نياز دارند يك سلسله اطلاعات را دریافت کنند؛ كدام اطلاعات؟ آن اطلاعاتى كه به درد زندگى اجتماعى يا آینده‌شان بخورد. اغلب كشورها اشتباه می‌کنند كه دربارۀ علوم اجتماعى محض صحبت می‌کنند…كتاب علوم اجتماعى را براى علوم رياضى گذاشته‌اند تا دانش آموزان رياضى با مســائل اجتماعى آشنا شوند و یک‌بُعدی بار نيايند.»

در واقع گلایۀ اصلی آن‌ها این است که با دانشی که در رشته‌هایی مثل ریاضی یا زیست‌شناسی به دست می‌آورند، نمی‌توانند افراد موفقی در ارتباط برقرار کردن در جامعه باشند. همین موضوع را می‌توان در مقاطع بالاتر نیز به‌گونه‌ای دیگر بررسی کرد: خواندن مباحث نظری و نظریه‌های بی‌شمار و رایج در علوم اجتماعی اولین چیزی است که هر دانشجوی علوم اجتماعی به‌محض ورود به دانشگاه با آن روبه‌رو می‌شود؛ البته قابلیت کاربست رویکردهای علوم اجتماعی در تحلیل وقایع پیرامون انکارناپذیراست. بهتر است همین‌جا به دیدگاه گولدنر، جامعه‌شناس آمریکایی در مورد تفاوت‌های علوم اجتماعی محض و کاربردی[۳] اشاره کنم. او می‌گوید اصلاً نباید این تصور را داشته باشیم که علوم اجتماعی کاربردی نباید از مفاهیم و اصول کلی رشته‌های پایه استفاده کند. رابطۀ واقعی میان علوم اجتماعی کاربردی و پایه، یک مسئلۀ تجربی است. او چند فرضیه را برای روشن شدن این اختلاف طرح می‌کند:

الف) عالمان اجتماعی کاربردی احتمالاً بیشتر از مفاهیم استفاده می‌کنند تا گزاره‌های تعمیم‌یافته رشتۀ پایۀ خود؛

ب) تمام مفاهیم و مدل‌های نظری علوم اجتماعی محض از سودمندی یکسان برای عالمان اجتماعی کاربردی برخوردار نیست؛

ج) عالمان اجتماعی کاربردی آن دسته از مفاهیم و مدل‌های نظری رشتۀ پایۀ خود را که به فهم و ایجاد تغییر کمک می‌کند، وام خواهند گرفت؛

د) هنگامی‌که علوم اجتماعی محض نظام‌های نظری یا مفاهیم یاری‌رسان به علوم اجتماعی کاربردی را برای ایجاد تغییر در اختیار قرار نمی‌دهد، پیروان علوم اجتماعی کاربردی خودشان به نظریه‌پردازی و مفهوم‌سازی دست می‌زنند؛

هـ) این مفاهیم جدید به تعدیل‌ها و تغییرهایی در نظریات پایۀ علوم اجتماعی محض خواهد انجامید.

فارغ از این نگاه فرانظری باید پرسید رشتۀ علوم اجتماعی در ایران چه‌قدر در تربیت کارورز به‌جای اندیشمند صرف موفق عمل کرده است؟ آیا می‌توان ادعا کرد که دانشجوی علوم اجتماعی فاصلۀ خود را از بازار کار همان‌قدر می‌بیند که یک دانشجوی رشته‌های فنی مهندسی؟ آیا تغییر اجتماعی آرمانی است که از یک عالم اجتماع انتظار می‌رود، درحالی‌که بسترهای عملیاتی‌سازی آموخته‌های او فراهم نشده است؟

به عبارت دقیق‌تر آیا دانش‌آموختگان علوم اجتماعی می‌توانند از دانش خود، برای کارآفرینی و اثرگذاری فردی و اجتماعی بهره ببرند؟ این سؤال مهم را که سهم علوم اجتماعی در راه‌اندازی استارت آپ‌ها چیست و چگونه است، در آینده پاسخ خواهیم داد.


[۱] – https://www.york.ac.uk/spsw/about/what-is-applied-social-science/

[۲] . میز گرد: جای خالی علوم اجتماعی کاربردی، رشد آموزش علوم اجتماعی پاییز ۱۳۹۰، شمارۀ ۵۲

[۳] – Gouldner, W. A. (1989, January). Explorations in Applied Social Science. Sociological Practice, 7(1).

 

3+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

20 − 16 =