علوم انسانی و اجتماعی و حل مشکلات

معرفی یک نمونۀ مناسب از تحقیقات کاربردی: صورت‌بندی مشکلات سازمان آب‌وبرق خوزستان در حوزۀ کشاورزی-بخش اول

گزارش‌گر: مرتضی میرحسینی

تخمین زمان مطالعه: ۸ دقیقه


مدیریت آبیاری شاید بیش از آنکه با مباحث سخت‌افزاری شبکه‌ها مرتبط باشد و با آنها مشکل داشته باشد، با بعد اجتماعی و فرهنگی سازمان آبیاری مرتبط است و مشکل دارد. کشاورزان به عنوان آخرین استفاده‌کنندگان از آب، عقلانیت، هنجارها و ارزش‌ها و تصوراتی دربارۀ آب و تولیدکنندۀ آن دارند. آنها در درون نظام اجتماعی‌ای زندگی می‌کنند که بر جریان زندگی و شیوۀ عمل‌شان موثر است و به روال‌هایی عادت کرده‌اند که بر نظام آبیاری و کارآمدی آن تاثیر دارد. لذا بعد اجتماعی و فرهنگی، یکی از مهم‌ترین ابعاد نظام آبیاری است.


مقدمه

گزارش «صورت‌بندی مشکلات سازمان آب‌وبرق خوزستان در خصوص بهره‌برداری از آب کشاورزی» که اواخر بهار سال ۱۳۸۵ به همت محمد فاضلی، سلیمان پاک‌سرشت و وحید والی‌زاده و با همکاری «مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران» تهیه و تنظیم شد نمونۀ بسیار مناسبی از مطالعات و تحقیقات کاربردی در علوم انسانی و اجتماعی محسوب می‌شود. این گزارش، مشکلات استفاده از آب کشاورزی در خوزستان و نیز چگونگی شکل‌گیری و تداوم این مشکلات را بررسی کرده است. تهیه‌کنندگان این گزارش با این فرض که «هر نظام آبیاری مجبور است تا در سه بعد [فنی، سازمانی، اجتماعی-فرهنگی] به مدیریت فعالیت‌ها بپردازد… بررسی مشکلات در ابعاد سازمانی و اجتماعی و فرهنگی را محور بحث» قرار می‌دهند. منظور از بعد سازمانی «عبارت است از سازمانی برای تنظیم رفتارهای روزمرۀ انسان‌ها در قبال آب. این رفتارها را روال‌های آبیاری می‌نامند و علاوه بر آنکه بعد سخت‌افزاری دارد، مجموعۀ قواعد و حقوق آبیاری را نیز شامل می‌شود»؛ و منظور از بعد اجتماعی-فرهنگی نیز «مجموعه‌ای از باورها، نگرش‌ها و شیوه‌های عمل است که به‌صورت فرهنگ سازمانی آبیاری درآمده‌اند و بنا به نوع و ماهیت خود، اجرای شیوه‌های مختلف مدیریت آبیاری را امکان‌پذیر یا غیرقابل اجرا می‌سازند».

در ابتدای گزارش بر این واقعیت بسیار مهم تأکید می‌شود که «مدیریت آبیاری شاید بیش از آنکه با مباحث سخت‌افزاری شبکه‌ها مرتبط باشد و با آنها مشکل داشته باشد، با بعد اجتماعی و فرهنگی سازمان آبیاری مرتبط است و مشکل دارد. کشاورزان به عنوان آخرین استفاده‌کنندگان از آب، عقلانیت، هنجارها و ارزش‌ها و تصوراتی درباره آب و تولیدکنندۀ آن دارند، در درون نظام اجتماعی‌ای زندگی می‌کنند که بر جریان زندگی و شیوۀ عمل آن‌ها موثر است و به روال‌هایی عادت کرده‌اند که بر نظام آبیاری و کارآمدی آن تاثیر دارد. لذا بعد اجتماعی و فرهنگی یکی از مهم‌ترین ابعاد نظام آبیاری است».

درنگ بر تعاریف و ورود به سطح عمیق‌تری از مشکلات

در ادامۀ گزارش دو تعریف از مدیریت آبیاری ارائه می‌شود؛ «طبق تعریف اول مدیریت آبیاری، مجموعۀ عملیاتی است که سبب می‌شود آب به اندازۀ کافی و در زمان لازم در اختیار گیاه قرار داده شود. تحویل به‌موقع آب مورد نیاز گیاه با روشی مطمئن، قابل‌پیش‌بینی و یکنواخت، به منظور افزایش تولید گیاه طبق اصول فنی و مهندسی و با رعایت اصول زیست‌محیطی را مدیریت آبیاری گویند». چنان‌که مشخص است «این تعریف بیشتر به بعد فنی بحث بها می‌دهد. به علاوه هیچ اشاره‌ای به سازمانی که قرار است مدیریت آبیاری را انجام دهد و مهم‌تر از آن مصرف‌کنندگان آب ندارد». اما «براساس تعریف دوم، تصمیم‌گیری درخصوص نحوۀ مصرف آب به منظور افزایش میزان بهره‌وری منابع را مدیریت آبیاری می‌دانند. این تعریف بر تصمیم‌گیری و استفادۀ بهینه و بهره‌وری تأکید دارد. لذا به غیر از تأسیسات تولید، انتقال و توزیع آب، تجهیزات آبیاری، و محل‌های مصرف آب، سطح مهارت و دانش تصمیم‌گیری مدیران و کشاورزان بهره‌بردار را نیز در حیطه مدیریت آبیاری قرار می‌دهد. به علاوه، به بهینه شدن بهره‌وری از منابع اشاره دارد. کاملا آشکار است که بهره‌وری دارای بعد انسانی و رفتاری و بعد سازمانی تأثیرگذاری است».

چرا تعریف دوم بهتر و کامل‌تر و قابل‌اتکا است؟ چون «تعریف دوم باعث می‌شود تا از در افتادن در مباحث فنی صرف پرهیز شود. اهمیت پرهیز از این نکته زمانی آشکار می‌شود که بدانیم در حال حاضر مدیریت و نگهداری از سیستم‌های آبیاری و زه‌کشی در سطح بسیار پایینی قرار دارند. این وضعیت به ناکافی بودن منابع مالی نسبت داده می‌شود. در عین اینکه تأمین مالی یک پیش‌نیاز است، تجربه نشان داده است که ضعف سازمانی، تکنیکی و مدیریتی یک سیستم آبیاری و زه‌کشی نیز عوامل مهمی در به وجود آوردن محدودیت‌هایی برای ادارۀ مطلوب آن سیستم هستند. در ضمن، مدیریت آبیاری نیازمند به‌کارگیری الگوی کشت مناسب، حل‌وفصل مسائل ارضی، پذیرش دانش جدید کشاورزی و آبیاری، بالارفتن سطح دانش عملی در مزرعه و در پیش گرفتن الگوهای رفتاری خاصی از سوی کشاورزان است و نقص در هرکدام از این موارد به ناکارآمدی کل نظام آبیاری می‌انجامد. بنابراین بعد انسانی و اجتماعی آبیاری نیز بسیار حائز اهمیت است».

به طور کلی ‌می‌توان گفت که تهیه‌کنندگان این گزارش کوشیده‌اند تا «به سطح عمیق‌تری از مشکلات» ورود کنند و عوامل موثر دیگری را که در گزارش‌های دیگر نادیده مانده است، بیابند. در اینجا قصد آن نیست که بر واژه‌به‌واژۀ این گزارش درنگ و خط‌به‌خط آن، بازخوانی شود؛ بلکه مروری گذرا بر مهم‌ترین قسمت‌های این گزارش ـکه معمولاً در گزارش‌هایی از این دست نادیده می‌مانندـ برای روشن‌ شدن موضوع کافی است.

بررسی علمی برخی از مشکلات

در فصل دوم گزارش، در بررسی مشکلات آبیاری در ایران به بی‌اعتمادی کشاورزان به سازمان‌ها اشاره می‌شود. «کشاورزان به دلایل متعدد به سازمان‌هایی که متولی ایجاد یا ترویج شیوه‌های بهینۀ کشاورزی و آبیاری هستند، اعتماد ندارند. این سازمان‌ها در گذشته عملکردهای نامناسبی داشته‌اند و به بسیاری از وعده‌های خود به کشاورزان عمل نکرده‌اند. به علاوه، بنیان‌های نااستوار مالکیت و محترم نبودن آن در نزد عمدۀ دولت‌های کشورهای در حال توسعه سبب می‌شود تا کشاورزان با هرگونه اقدامی که مالکیت آنها را در سایه‌ای از ابهام قرار دهد، مخالفت کنند. این امر بیش از هر چیز به دلیل اعتماد نداشتن کشاورزان به دولت‌ها و سازمان‌های مرتبط با آنهاست. بی‌توجهیِ ساختاری بسیاری از کشورهای در حال توسعه به بخش کشاورزی سبب شده است تا زارعان نسبت به برخی اقدامات دولت‌ها برای بهسازی نیز بدگمان باشند. طبیعی است که زمینه‌های اجتماعی بی‌اعتمادی میان دولت‌ها و ملت‌ها نیز چنین مسائلی را دامن می‌زند»؛ در نتیجه، طبیعی و قابل پیش‌بینی است که در چنین شرایطی تلاش دولت‌ها و سازمان‌های بهره‌بردار برای بهینه‌سازی به نتایج مطلوب منتهی نشود و بازده طرح‌ها و برنامه‌ها بسیار ناچیز باشد. البته این گزارش «مسائل حقوقی» را نیز نادیده نمی‌گذارد؛ مثلا می‌خوانیم: «نظام‌های مالکیت در ایران به گونه‌ای است که کشاورزان اطمینان ندارند در صورت تشکیل دادن انجمن‌های آب‌بران و اتحادیه‌های بهره‌برداری از آب، حقوق مالکیت آنها محفوظ می‌ماند. به عبارتی هنوز نظام مدونی که کشاورزان به آن اعتماد کنند و به عبارت دقیق‌تر مقبولیت اجتماعی داشته باشد، وجود ندارد». همچنین این گزارش به تنش‌های اجتماعی میان طرف‌های درگیر در امر آبیاری اشاره می‌کند؛ درگیری میان کشاورزان یک منطقه با یکدیگر یا با کشاورزان مناطق دیگر و نیز درگیری کشاورزان با سازمان‌های بهره‌بردار؛ «این منازعات می‌تواند محصول روابط سنتی میان گروه‌ها، نظام‌های سنتی حقابه‌ها، تخطی افراد از حقوق قانونی خود، فقدان کارآمدی کشاورزی برای تولید بهره‌ور و سودآور که تکافوی هزینه‌های آب زراعی را داشته باشد، اختلافات میان آب‌بران و شرکت‌های بهره‌برداری درخصوص چگونگی محاسبه آب‌بها (که البته خود تا اندازه‌ای محصول روش‌های ناکارآمد به کار گرفته شده برای محاسبۀ آب‌بهاست) و نگرش‌ها و ذهنیات خاص طرفین در امر آبیاری باشد. به‌هرحال این منازعات از طریق افزودن دشواری‌های اجرایی و به طریق غیرمستقیم از طریق تولید بی‌اعتمادی سبب می‌شوند که ناکارآمدی در آبیاری بازتولید شود. مهم‌تر از همه این‌ است که اگر قرار بر ایجاد تشکل‌های آب‌بران باشد، چنین منازعات و درگیری‌هایی خصوصاً در سطح آب‌بران می‌تواند مانع بزرگی به حساب آید».

در کنار این مسائل، مسئلۀ مهم دیگری هم وجود دارد و آن «دانش اندک کشاورزان» است. «در تحقیقات و متون مختلف ذکر شده است که جمعیت کشاورزان ایران فاقد دانش و توان علمی کافی برای استفادۀ درست از منابع کشاورزی در ایران هستند. گفته می‌شود که ۸۵ درصد کشاورزان ایرانی کم‌سواد یا بی‌سواد هستند. به نظر می‌رسد سازمان‌های متولی ترویج کشاورزی و همچنین متولیان آموزش نیروی انسانی لازم برای کشاورزی نیز به گونۀ نامناسبی عمل می‌کنند به نحوی که نسل جدید کشاورزی ایران نیز از دانش مناسب برخوردار نیست. این کشاورزان از شیوه‌های کارآمد آبیاری آگاه نیستند و در هر کجا که توهم پرآب بودن منطقه وجود دارد، مشکلات بیشتر است؛ زیرا دانش بومی کشاورزی برای آبیاریِ بهره‌ور در آن‌جا به‌وجود نیامده و دانش مدرن نیز در اختیار کشاورزان قرار نگرفته است».

ضرورت مداخلۀ علوم انسانی و اجتماعی در بررسی مشکلات کشور- صورت‌بندی مشکلات سازمان آب‌ و برق- بخش دوم

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

4 × 3 =