مفهوم فقر در زندگی شهری، نمونه ای از مفهوم پردازی پویا در جامعه شناسی کاربردی

نویسنده: مرادعلی سهیلی

تخمین زمان مطالعه: ۷ دقیقه


جامعه شناسی کاربردی مستلزم سنجش دقیق و معتبر واقعیت‌های جاری جامعه است و چنین سنجشی به‌ضرورت نیازمند مفهوم پردازی پویایی از پدیده‌های اجتماعی خواهد بود که ماهیت زمان‌مند و دائم التغییر عالم واقع را لحاظ کرده باشد. فقر شهری نمونه‌ی گویایی در این زمینه می‌تواند باشد.  


فقر شهری و فقر مطلق و نسبی

هر تعریفی معمولاً مجموعه توانمندی‌ها و ضعف‌ها است. در این یادداشت به تعریفی پویا از فقر می‌پردازیم که در آن جمعیت‌های فقیر جامعه بر مبنای میزان درآمد و استاندارد زندگی شناسایی می‌شوند. تعریف پویا دارای این مزیت است که می‌تواند تغییرات پیش رو در حوزه فقر شهری را نیز مدل‌سازی کند.

مفهوم کلی فقر و بالتبع فقر شهری را از منظرهای گوناگون می‌توان طبقه‌بندی کرد. یکی از طبقه‌بندی‌های مرسوم، فقر مطلق و فقر نسبی است. در ادامه به تعریف فقر مطلق پرداخته خواهد شد. مفهوم فقر نسبی نیز در علوم اجتماعی اهمیت بسیاری دارد. نابرابری موضعی و نابرابری فضایی، بهترین مفاهیمی هستند که با استخدام آنها می‌توان فقر نسبی را در شهرها مورد بررسی قرار داد (به ویژه نابرابری فضایی؛ زیرا نابرابری در شهرهای بزرگ به طور ملموس و اجتناب‌ناپذیری در سطح جغرافیایی انعکاس پیدا می‌کند).

ابعاد تعریف فقر

طبق این مدل، فرد یا خانواری فقیر است که هم درآمد پایینی دارد و هم استاندارد زندگی‌اش پایین است. کسی «غیرفقیر» است که حداقل یکی از این دو شرط را داشته باشد: ۱) درآمد بالا یا ۲) استاندارد زندگی بالا. بنابراین سه دسته غیرفقیر خواهیم داشت: ۱) درآمد بالا و استاندارد زندگی بالا، ۲) درآمد پایین اما استاندارد زندگی مناسب و ۳) درآمد مناسب اما استاندارد زندگی پایین. درآمد و استاندارد زندگی پایین، هر دو را می‌توان نسبت به نُرم‌های هر جامعه با دقت سنجید.

استاندارد زندگی پایین در فقر و فقر شهری را معمولاً یا با استفاده از شاخص محرومیت اندازه‌گیری می‌شود (محرومیت فراوان برابر است با استاندارد زندگی پایین) یا با استفاده از هزینه مصرف (هزینه مصرف پایین برابر است با استاندارد زندگی پایین). بین این دو روش، شاخص‌های محرومیت دقیق‌تراند، زیرا هزینه مصرف غالباً فقط در یک بازه زمانی کوتاه مورد سنجش قرار می‌گیرد؛ همچنین بدیهی است که این شاخص از درآمد استقلال ندارد. در عوض، شاخص‌های محرومیت سنجه‌های جامع‌تری هستند، زیرا جنبه‌های مختلف استاندارد زندگی (از جمله شرایط فردی، فیزیکی و ذهنی، امکانات محلی و محیطی و فعالیت‌های اجتماعی) را منعکس می‌کنند.

به سوی تعریفی پویا از فقر و فقر شهری

در نمودار زیر خط/ آستانه فقر عینی نشان داده شده است که تعریف آن عبارت است از: نقطه‌ای که تفاوت‌های بین دو گروه فقیر و غیرفقیر را بیشینه، و تفاوت‌های درون دو گروه (فقیر و غیرفقیر) را کمینه می‌کند.

برای اهداف علمی، حالت مطلوب آن است که سنجه‌های جامعی از درآمد و استاندارد زندگی در اختیار داشته باشیم. استاندارد زندگی دو معیار دارد: شرایط مادی و اجتماعی که افراد در آن زندگی می‌کنند و نیز مشارکت‌شان در حیات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور.

درآمد و استاندارد زندگی با یکدیگر همبستگی دارند و مانند آنچه در نمودار نمایش داده شده است، متغیرهای متعامدی نیستند. نزدیک لبه‌ها همواره این ابهام وجود دارد که فرد را فقیر بدانیم یا غیرفقیر. بنابراین بهتر است آستانه فقر را به صورت نوارِ درآمد و استاندارد زندگی پایین بدانیم، به جای اینکه شبیه یک خط قاطع فرضش کنیم.

فقر امری پویا است. با توجه به تعریف فوق، فرد/ خانواری که درآمد و استاندارد زندگی‌اش بالا است، فقیر نیست؛ در حالی که آن‌هایی که هم درآمد و هم استاندارد زندگی پایینی دارند، فقیر محسوب می‌شوند. علاوه بر این، می‌توان تشخیص داد دو دسته دیگر نیز ذیل غیرفقیر قرار می‌گیرند اما معمولاً حالات ناپایداری هستند.

الف) فرد/ خانواری که درآمد پایین اما سطح زندگی مناسبی دارد: این جمعیت در حال حاضر فقیر نیستند، اما اگر درآمدشان همچنان پایین بماند، به مرور زمان به فقرا می‌پیوندند. این حالت اغلب وقتی اتفاق می‌افتد که درآمد ناگهان کاهش می‌یابد (برای مثال به سبب از دست دادن شغل) اما افراد همچنان توان حفظ سبک زندگی قبلی‌شان را دارند (حداقل برای مدتی کوتاه و با تکیه بر پس‌اندازها و ثروتی که قبلاً ذخیره کرده بودند).

ب) فرد/ خانواری که درآمد مناسب اما استاندارد زندگی پایینی دارد: این گروه غیرفقیر محسوب می‌شوند و اگر درآمدشان همچنان بالا بماند، استاندارد زندگی‌شان نیز ترقی پیدا می‌کند (فرار از فقر). این گروه در نقطه مقابل گروه الف قرار دارد. این حالت وقتی می‌تواند رخ دهد که درآمد کسی که نسبتاً فقیر است، ناگهان افزایش یابد (برای مثال با پیدا کردن شغل بهتر). با این حال، مقداری زمان لازم است تا او بتواند وسایل مورد نیازش را خریداری کند و بدین ترتیب استاندارد زندگی‌اش را بالا ببرد. درآمد همواره سریع‌تر از استاندارد زندگی تغییر می‌کند.

برگزاری یک پیمایش طولی می‌تواند میزان جمعیت هریک از این دسته‌ها و تغییرات‌شان را نمایان کند. در نمودار زیر می‌توان پویایی فقر را مشاهده کرد.

بین زمان ۰ و ۱ خانوار استاندارد زندگی بالا (خط چین) و درآمد بالایی (خط ممتد) دارد؛ بنابراین غیرفقیر است. در زمان ۱ کاهش سریعی در درآمد شروع می‌شود (برای مثال به سبب از دست دادن شغل، طلاق یا جدایی و…). با وجود این، استاندارد زندگی خانوار بلافاصله سقوط نمی‌کند. در زمان ۲ استاندارد زندگی نیز به زیر آستانه فقر می‌رسد. بنابراین بین ۱ و ۲ خانوار غیرفقیر است، اما دارد به سوی فقر می‌رود (یعنی درآمد پایین اما استاندارد زندگی مناسبی دارد). در زمان ۳ درآمد شروع به افزایش می‌کند اما با سرعتی کمتر از موقعی که داشت سقوط می‌کرد. بدین ترتیب صعود استاندارد زندگی نیز با کمی تأخیر آغاز می‌شود. در زمان ۵ خانوار دوباره به حالت قبلی خود (یعنی غیرفقیر) برمی‌گردد (درآمد و استاندارد زندگی بالا).

اکنون می‌توان به تعریف روشن‌تری از فقر رسید که پویایی آن را لحاظ کرده باشد.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

یک × چهار =