فلسفه و حل مسائل زندگی

تلاش برای حل ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی موضوعات جهانی

طرح سه سؤال با فیلسوف کیرن ستیا

مترجم: طیبه بیات

۱ دسامبر ۲۰۱۶

تخمین زمان مطالعه: ۹ دقیقه


«من می‌خواهم که دانشجویان ام.آی.تی فراتر از مرزهای حل مسئله به اصول اخلاقی فکر کنند تا اینکه نه‌تنها مطالبات اخلاقی بلکه ایده‌آل‌های شکوفایی انسان هم مدنظر قرار گیرد. زندگی خوب و معنادار به چه نیاز دارد؟ ارزش فلسفه تا حدی ابزاری است، ابزاری برای نوآوری، خلاقیت و مشارکت شهروندی. اما آن نه به‌عنوان یک هدف و نه به‌عنوان پاسخ به نیازی که بدون آن ما خوشحال‌تر خواهیم بود، ما را به تفکر در مورد آنچه که به نوبۀ خود مهم است، فرامی‌خواند.»

کیرن ستیا، استاد فلسفۀ دانشگاه ام.آی.تی


«تقریباً هر انسان درگیر با موضوعات جهانی رفاه انسان، توزیع منابع، یا آیندۀ جامعه مشمول فلسفه اخلاقی است. حتی درتکنوکراتیک‌ترین ارزیابی‌ها، هزینه‌ها و منافع ارزش زندگی انسان و نیاز به عدالت در نظر گرفته می‌شوند. مشخص‌کردن اصول اخلاقی به ما در بهبود تفکر اخلاقی کمک می‌کند. این امر به ویژه در مورد سؤالات خط مشی عمومی صدق می‌کند.»

کیرن ستیا، استاد فلسفۀ دانشگاه ام.ای.تی

در مورد سری‌های عامل انسانی

ام.آی.تی در حال کار روی پیشرفت راه‌حل‌های موضوعات اصلی در انرژی، آموزش، محیط زیست و سلامت است: ما چگونه می‌توانیم مرگ‌ومیر در اثر سرطان را کاهش دهیم؟ چگونه می‌توانیم تا سال ۲۰۵۰ خروجی کربن را به نصف کاهش دهیم؟ چگونه می‌توانیم برای همۀ آن‌هایی که آرزو داریم، آموزش با کیفیت فراهم کنیم؟ طبق نظر ویراستار نچرال ژورنال، قالب‌بندی کارامد چنین سؤالاتی (به طوری که همۀ عوامل تأثیرگذار بر موضوع را دربرداشته باشد) یک عامل کلیدی تولید کارامد راه‌حل‌هاست.

علم و تکنولوژی ابزارهای ضروری نوآوری هستند و ما برای اینکه پتانسیل آن‌ها را به کار بیندازیم، به بیان و حل بسیاری از جنبه‌های موضوعات جهانی امروز نیاز داریم که در واقعیت‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جهان ریشه دارد. دانشکدۀ علوم انسانی، هنر و علوم اجتماعی دانشگاه ام.آی.تی با این هدف سری عامل انسانی را به راه انداخته است (که سری‌های جاری وقایع و مصاحبه‌هایی است که بر پژوهش در مورد ابعاد انسانی چالش‌های جهانی تمرکز دارد). دست‌اندرکاران این سری‌ها هم ایده‌هایی برای پرورش مشارکت‌های بین‌رشته‌ای لازم برای حل موضوعات تمدن زمان ما به اشتراک می‌گذارند.

کیرن ستیا، استاد فلسفۀ دانشگاه ام.آی.تی است که سؤالات اصول اخلاقی (شامل اصول اخلاقی تغییر اقلیم)، شناخت‌شناسی و فلسفۀ ذهن را بررسی می‌کند. او نویسندۀ دو کتاب «دلایل بدون خردگرایی» و «شناخت درست از نادرست» است. دفتر ارتباطات دانشگاه ام.آی.تی از او خواست تا افکار خود در مورد چگونگی کمک فلسفه به افراد در حل مشکل تغییر اقلیم را به اشتراک بگذارد.

درک فلسفه چگونه به افراد در تصمیم‌گیری بهتر برای حل موضوعات مهم جهانی مانند تغییر اقلیم کمک می‌کند؟

تقریباً هر فرد درگیر در موضوعات جهانی رفاه بشر، توزیع منابع، یا آیندۀ جامعه (چه خود بداند یا خیر) مشمول فلسفۀ اخلاقی است. تکنوکراتیک‌ترین رویکرد، ارزیابی هزینه‌ها و منافع هزینه و منفعت در مورد ارزش زندگی انسان و نیاز به عدالت را به حساب می‌آورد. طبق نظر ماینارد کینز در ۸۰ سال پیش آن‌هایی که «خودشان را از هرتأثیر ذهنی مبرا می‌دانند، معمولاً بردۀ نوعی اقتصاددان (یا فیلسوف) مرده هستند».

شفاف‌کردن اصول اخلاقی و آگاهی به اصول خودمان، تفکر اخلاقی ما را بهبود می‌دهد. این امر به‌ویژه وقتی سؤالات از نوع خط مشی عمومی باشد، وقتی که سؤالات قضاوت شهودی را به چالش می‌کشد و زمانی که تمایل خودخواهانۀ ما برای حفظ وضعیت موجود را تهدید کنند، درست است.

مسئلۀ تغییر اقلیم به سه صورت چالش‌برانگیز است؛ این مسئله از این لحاظ که سریعاً فراتر از حد معمول نظریۀ سیاسی وارد سؤالات انتزاعی‌تر و ماهیتی می‌شود، منحصر به فرد یا غیرمعمول است. چرا ما باید به بقای بشر اهمیت دهیم؟ پاسخ به این سؤال در ارزیابی ریسک‌های فاجعه‌بار اهمیت دارد. ما در مورد تصمیمات تأثیرگذار بر هویت افراد آینده چگونه باید فکر کنیم؟ این گونه نیست که اگر ما در مورد تغییر اقلیم کاری نکنیم افرادی که ۵۰ یا صد سال آینده متولد خواهند شد، زندگی سختی خواهند داشت یا حال و روز بهتری نخواهند داشت بلکه در اینگونه تاریخ آن‌ها وجود نخواهد داشت.

در کنار مسئلۀ هویت، مسئۀل خود زمان وجود دارد: اقتصاددانان در پیش‌بینی آینده اغلب نه‌تنها ثروت بلکه رفاه بشر را هم تخفیف می‌دهند. از آنجا که این امر سال به سال پیچیده‌تر می‌شود، این میزان تخفیف‌دادن، دیگر عوامل ارزیابی تغییر اقلیم را تحت تأثیر قرار می‌دهد. چه فرم‌هایی از تخفیف‌دادن از نظر اخلاقی قابل دفاع است؟ چندین دهه است که فلاسفه به این سؤالات اندیشیده‌اند. دیدگاه‌های آن‌ها اکنون بجاست.

«آیا وظیفۀ تأثیرگذاشتن بر تغییر اقلیم، موضوع عدالت توزیعی، جبران مافات، یا بیمه در برابر فاجعه است؟ چه چیزی باید مورد تمرکز ما باشد؟ این سؤالات نظریه و عمل، استراتژی سیاسی و اصل اخلاقی را به هم متصل می‌کند.»

کیرن ستیا، استاد فلسفۀ دانشگاه ام.آی.تی

 

به‌عنوان جامعه‌ای که قرار است در آن با کار در کنار هم، در رسیدن به اهداف جمعی مانند کاهش انتشار کربن تعیین‌شده توسط توافق پاریس موفق شویم، به چه سؤالات اخلاقی نیاز داریم؟

می‌دانیم که تغییر اقلیم آسیب زیادی در پی خواهد داشت و حد این آسیب متوجه همۀ ما خواهد بود. بسیاری موافق هستند که تغییر اقلیم یک موضوع اخلاقی است و ما ملزم هستیم کاری انجام دهیم. اما اساس این تعهدات ما یا اینکه دقیقاً چه هستند، کاملاً مشخص نیست.

تغییر اقلیم بر جهان در حال توسعه به طرز بی‌تناسبی تأثیر می‌گذارد و در هند و آفریقا تأثیر بدتری دارد. یک مطالعۀ جدید از نظر اقتصادی نشان داد که ۲ درجه گرم‌شدن زمین در هند، ۵ درصد تولید ناخالص ملی(GDP) و در آفریقا، ۴ درصد GDP هزینه دارد و در ایالات متحده این رقم برابر ۵/۰و در چین کمتر است. این وقایع سوای دلایل تغییر اقلیم، سؤالات عدالت توزیعی را به میان می‌آورند.

وقتی به تاریخ نگاه می‌کنیم، به موضوعات عدالت تصحیحی یا جبران خسارت برمی‌خوریم. بیش از نیمی از انتشار کربن از طرف ایالات متحده و اروپا بوده که منافع صنعتی‌کردن نصیب آن‌ها شده است. کشورهای توسعه‌یافته را تا کجا می‌توان مسئول انتشار کربن در گذشته دانست؟ آیا تعهدات ما اکنون به حد مشارکت ما در این مسئله مربوط است؟

احتمال خطر فاجعۀ اقلیم جهانی وجود دارد. این خطر دلیل تعیین ۲ درجه به‌عنوان هدف توسط کارگروه بین‌الدول تغییر اقلیم سازمان ملل است. با بیش از ۲ درجه تغییر، خطر بازخورد در سیستم اقلیم به وجود می‌آید که باعث افزایش متوسط دما تا ۵ یا ۶ درجه و تهدید بقای انسان می‌شود.

آیا تعهد برای تأثیر بر تغییر اقلیم، موضوع عدالت توزیعی، جبران خسارت یا بیمه در برابر فاجعه است؟ پاسخ‌ها منحصر به فرد نیست. چه چیزی باید مورد توجه ما باشد؟

این سؤالات پلی بین عمل و نظریه است. ما باید این سؤالات را در ارتباط با تفسیر«مسئولیت‌های مشترک اما متمایز» توافق پاریس، برای پیداکردن راه‌های برانگیختن عملی در زمان حاضر که تأثیراتش توسط نسل‌های آینده حس شود و وقتی که می‌خواهیم بدانیم ایده‌آل‌های عدالت را تا چه حد به نام ضرورت به خطر بیندازیم، بررسی کنیم.

مؤسساتی مانند ام.آی.تی با این سؤالات روبه‌رو هستند که ما با شرکت‌های انرژی که مدل تجاری آن‌ها بر پایۀ سطوح فاجعه‌بار مصرف سوخت فسیلی است یا با شرکت‌هایی که حامی انکار اقلیم هستند، چگونه هم‌دست هستیم؟ در عین حال ما با چالش حفظ امید به آینده یا ادامۀ زندگی بدون امید روبه‌رو هستیم.

«من می‌خواهم که دانشجویان ام.آی.تی فراتر از مرزهای حل مسئله به اصول اخلاقی فکر کنند تا اینکه نه‌تنها مطالبات اخلاقی بلکه ایده‌آل‌های شکوفایی انسان هم مدنظر قرار گیرد. زندگی خوب و معنادار به چه نیاز دارد؟ ارزش فلسفه تا حدی ابزاری است، ابزاری برای نوآوری، خلاقیت و مشارکت شهروندی. اما آن نه به‌عنوان یک هدف و نه به‌عنوان پاسخ به نیازی که بدون آن ما خوشحال‌تر خواهیم بود، ما را به تفکر در مورد آنچه که به نوبۀ خود مهم است، فرامی‌خواند.»

کیرن ستیا، استاد فلسفۀ دانشگاه ام.آی.تی

فکر می‌کنید تدریس دروسی مانند مسائل اخلاقی و زندگی خوب دانشجویان را چگونه آمادۀ مشارکت ارزشمند در جهانی بهتر می‌کند (چه در زمینۀ مهندسی، علوم یا زمینه‌های دیگر)؟

تدریس اصول اخلاقی کاری پرخطر است. اگر هدف از این کار بهتر کردن مردم باشد این سؤال مطرح می‌شود که آیا فلسفۀ اخلاقی کارامدترین وسیله است؟ برخی فلاسفه از این امر نگران هستند که این کار نتیجۀ معکوس داشته باشد. طبق نظر آنت بیر استاندارد کردن اصول اخلاقی «دانشجو را با انواعی از نظریه‌ها آشنا می‌کند و تفاوت را در راهی که آن‌ها ارائه می‌کنند، نشان می‌دهد. ما در حقیقت دروس نظریۀ اخلاقی تطبیقی ارائه می‌کنیم و به مانند دروس مذهبی تطبیقی اثر معمول آن‌ها بر دانشجو از دست رفتن اعتقاد به گزینه‌های ارائه شده است».

یکی از هدف‌های من در تدریس درس مسائل اخلاقی، ارائۀ فلسفۀ اخلاقی به عنوان چیزی بیش از به بن‌بست کشانیدن دیدگاه‌های متضاد است. استدلال‌های اخلاقی بازی مجموع-صفر نیستند بلکه باعث روشنگری می‌شود. دروسی مانند آنچه که من تدریس می‌کنم با متقاعدکردن دانشجویان به اینکه اندیشیدن به سؤالات اخلاقی ارزشمند است و اینکه آن‌ها می‌توانند در پیداکردن پاسخ پیشرفت کنند و این کار زندگی‌ها را تغییر می‌دهد، آن‌ها را آمادۀ تفاوت مثبت می‌کند.

در پیمایش سنیور، ۲۰۱۶ بیش از ۲۰ درصد دانشجویان ام.آی.تی گفتند که کار برای تغییر اجتماعی و سیاسی برای آن‌ها اصلاً مهم نیست. من نمی‌دانم چه چیزی این آمار را توضیح می‌دهد اما من مخصوصاً دانشجویان را در معرض برخی از فوری‌ترین چالش‌های اخلاقی از جمله تغییر اقلیم و مباحث در مورد کارامدی کار فردی قرار می‌دهم. در عین حال من از دانشجویان می‌خواهم تا فراتر از مرزهای حل مسئله در مورد اصول اخلاقی فکر کنند و نه‌تنها به نیاز به اخلاق بلکه به ایده‌آل‌های پرورش انسان هم بیندیشند.

وقتی که پیشرفت را مهندسی می‌کنیم، وقتی که در برابر عدالت می‌ایستیم، برای چه نوع زندگی می‌جنگیم؟ زندگی‌ای که در آن فلسفه جایگاهی طولانی‌مدت داشته باشد. طبق نظر جاناتان ولف که کمی هم مبالغۀ مفید در آن هست: «پزشکی به ما کمک می‌کند تا عمر طولانی‌تری داشته باشیم؛ پیشرفت‌های علمی زمان را برای ما نگه می‌دارند؛ اما هنر و علوم انسانی عمر بیشتر را ارزشمند می‌کنند و زمان را در اختیار ما قرار می‌دهند.»

منبع

http://shass.mit.edu/news/news-2016-kieran-setiya-how-philosophy-can-address-problem-climate-change

[bwl_pvm /]

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

سیزده − 6 =