فناوری و علوم انسانی

چرا فناوری به علوم انسانی نیاز دارد؟

نویسنده: محمدرضا ملکی

تخمین زمان مطالعه: ۸ دقیقه


 اگر فکر می‌کنید که به‌عنوان یک تحصیل‌کرده‌ علوم انسانی جایی در دنیای بزرگ استارت آپ‌ها و فناوری‌ها ندارید به شما پیشنهاد می‌کنم تا انتهای این مطلب همراه ما باشید.


 

این سؤال در واقع سوالی ست که بسیاری از کارآفرینان باید به دقت به آن توجه کنند. چراکه آن‌ها هستند که درعین‌حال که به بازدهی سیستم‌های خود نگاه می‌کنند درصدد اند تا آنجا که می‌شوند شرکت‌ها، استارت آپ ها یا تجارت آن‌ها انعطاف کافی را نیز داشته باشد. چراکه امروزه چیزی که به نام برندینگ می‌شناسیم در واقع ماحصل توازن مناسب بازده یک سیستم یا محصول در کنار انعطاف آن به پاسخگویی به نیازهای مشتریان آن است. خوشبختانه چیزی که به‌صورت طبیعی در یک فارغ‌التحصیل علوم انسانی به نسبت یک فارغ‌التحصیل رشته‌های مهندسی و علوم پایه وجود دارد، کل‌نگری و انعطاف است. مهارت‌هایی که در طول تحصیلات علوم انسانی به دست می‌آیند قابل‌مقایسه با تحصیلات موجود فارغ‌التحصیل‌های رشته‌های مهندسی و علم پایه نیست. مهارت‌هایی که در واقع می‌توانند پاسخ به این سؤال حیاتی باشند که چرا فناوری به علوم انسانی نیاز دارد؟

تفکر دقیق و چابک 

دانشجویان علوم انسانی اغلب متفکران چابکی هستند. آن‌ها فراگرفته‌اند چگونه و کجا تفکر کنند و کجا تفکر نکنند. آن‌ها برخلاف دیگر رشته‌ها فرمول‌ها یا روش‌های ثابت حل مسائل را فرانگرفته‌اند بلکه آن‌ها می‌توانند چطور باید از روش‌های متفاوت برای حصول به نتیجه استفاده کرد. هنگامی‌که فرد استخدام‌شده یک متفکر چابک و دقیق باشد، او می‌تواند فرای مسئولیت‌های درخواستی شغلش فعالیت کند. آن‌ها به‌صورت معمول پرسشگر بوده و فرای مسئولیت‌های درخواستی از آن‌ها، در موقعیت‌های متفاوت و چالش‌برانگیز چیزها را فرا خواهند گرفت.

مهارت‌های انسانی  قوی

مطالعه‌ فرهنگ انسانی و داشتن فرصت تفکر درباره روابط انسانی و نحوه کنش انسان‌ها با یکدیگر درواقع چیزی است که معمولاً دانشجویان علوم انسانی با آن سرکار داشته و دارند. همان‌طور که بسیاری از محققان و مربیان تجارت و کسب‌وکار در تحقیقات جدید خود به آن واقف شده‌اند، کسب‌وکار در نهایت درباره انسان‌ها و نحوه‌ روابط آن‌هاست. ازاین‌رو مهارت‌های ارتباطی این روزها در واقع منبع اصلی درآمد بسیاری از کسب‌وکار هستند. یک شرکت دارای سلامت حرفه‌ای  وابسته به نوع کنش‌های اجزای تشکیل‌دهنده‌ آن است. داشتن مهارت‌های ارتباطی قوی به‌خصوص در استارت آپ‌ها می‌تواند پتانسیل بالایی برای داشتن ارتباط درونی اعضای شرکت با یکدیگر و همین‌طور با مصرف‌کنندگان یا مشتریان شرکت را به ارمغان بیاورد.

ارتباطات قوی

مهارت‌های ارتباطی در دنیای کسب‌وکار امروزه مهارتی اساسی تلقی می‌شود. به اشتراک گذاشتن دانش به‌صورت سریع و پربازده و انتقال آن از طریق ابزارهای ارتباطی می‌تواند به پیشرفت بسیاری از فرآیندهای درونی کسب‌وکارها کمک شایانی کند. در واقع ثبت دانش به‌صورت کتبی و مهارت‌هایی از طریق نوشتن و انتقال حل مسئله ازجمله مهارت‌هایی است که به‌خصوص دانشجویان علوم انسانی در دانشگاه با آن سروکار دارند. انتقال دانش به‌صورت مؤثر نیز بیشتر از رشته‌های علوم فنی و مهندسی در علوم انسانی مورد تفقد قرار می‌گیرد. ازاین‌رو ارتباطات کاری مبتنی بر دانش یکی از همین مهارت‌های در ظاهر ساده اما اساسی ست که می‌تواند هر کارآفرینی را مجاب کند تا یک فارغ‌التحصیل علوم انسانی را استخدام کند.

چطور  با تحصیل در علوم انسانی می‌توان دست برنده‌ دنیای فناوری شد؟

شرکت فناوری اسلک یکی از مهم‌ترین مثال‌های اخیر در مورد نقش به‌خصوص علوم انسانی در دنیای فناوری در سال‌های اخیر است. این استارت آپ یکی از استارت‌های موفقی ست که بالغ بر ۸ میلیون کاربر روزانه دارد. این پیام‌رسان گروهی دارای یک ربات تعاملی انیمیشنی ست که در مورد نحوه‌ کارکرد نرم‌افزار حس و تجربه‌ کاربری تعامل با یک انسان را انتقال می‌دهد. چنین خلاقیتی تنها با برنامه‌نویسی قابل اجرا نیست. این فناوری برآمده از تلاش‌های یکی از کارکنان گروه بزرگ شرکت اسلک یعنی ANNA PICKARD  است. آنا پیکارد فارغ‌التحصیل تئاتر از دانشگاه بریتین منچستر است. او در کنار بلاگ نویسی به نوشتن داستان‌های بازی‌های ویدیویی نیز مشغول بوده و از همین طریق به دنیای فناوری نیز واردشده است. تفکری که امروزه دنیای فناوری به نوعی نیازمند آن است، همین داستان ساده است. چه کسی برای یک شرکت فناوری b2b یک بازیگر تئاتر را استخدام می‌کند؟

استورات باترفیلد مدیرعامل اسلک پیش‌بینی می‌کند ارزش اسلک می‌تواند بالای ۳۰۰ میلیون دلار و حتی بیشتر از آن باشد. او نیز فارغ‌التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه ویکتوریای کاناداست و یک ارشد فلسفه‌ علم از دانشگاه کمبریج نیز در کارنامه‌ اوست.  او دراین‌باره می‌گوید:

“مطالعه فلسفه به ما ۲ چیز را یاد داد: من این را فراگرفتم که چطور به‌صورت واضح و شفاف بنویسم و همین‌طور یاد گرفتم چگونه یک استدلال را به‌صورت کامل دنبال کنم که این در بسیاری از جلسات عنصری کلیدی ست. هنگامی‌که من فلسفه‌ علم می‌خواندم، یاد گرفتم که گاهی چیزهایی که فکر می‌کنیم کاملاً درست است می‌تواند اشتباه محض باشد.”

هسته مرکزی شرکت اسلک در واقع منتفع از تفکرات و مجموعه‌ فکری مدیرعامل فلسفه خوانده‌اش است اما بخش فنی آن در واقع شامل مهندسانی ست که بیشتر از ۱۵ سال در زمینه‌ مدیریت دانش فعالیت داشته‌اند. نرم‌افزار اسلک جزو نرم‌افزارهایی ست که بسیاری از فعالیت‌ها را ساده می‌کند. داده‌ها و مدارک و اسناد مختلف را در جای‌جای وب، چه توییتر چه و دراپ باکس  و… گرد هم آورده و از طریق کانال‌های بهینه در اختیار کاربران خود قرار می‌دهد. اینکه مدیرعامل اسلک یعنی باترفیلد در ۲۰ سالگی خود درگیر یادداشت‌های ویتگنشتاین بوده و حالا درباره مدیریت دانش فعالیت می‌کند موضوع ساده و درعین‌حال جالبی ست.

امروزه بسیاری از شرکت های موجود در دنیا به این نتیجه رسیده اند که علوم انسانی می تواند راهگشای بسیاری از مسائل آن‌ها باشد و می تواند آن‌ها را بیش از پیش قوی کند. همان‌طور که قبل‌تر هم گفته شد مهندس‌ها در شرکت‌های حوزه فناوری معمولاً حقوق بیشتری را دریافت می‌کنند اما جنگ‌های امروزه‌ فناوری به سمت حیطه‌های غیرتکنیکی و فکری و حتی بازاریابی‌های جدید سوق داده‌ شده است. کیمیاگران اجتماعی  یا سوشال الکمیست ها امروزه معنای جدیدی به استارت آپ‌ها داده‌اند. متخصصانی که می‌توانند به‌راحتی با مشتریان برندهای مختلف ارتباط گرفته و نحوه‌ کاربری آن‌ها و استفاده آن‌ها از محصولات را ثمربخش و پر از لذت کنند. متخصص‌هایی که می‌توانند از داده‌های گسترده و حجیم شبکه‌های اجتماعی نتایج مورد نیاز برای حرکت به‌سوی یک محصول جدید را به دست بیاورند.

همه‌ این‌ها در واقع ما را به این سمت سوق می‌دهد که تکنیک و فناوری برای داشتن یک کسب‌وکار و در واقع زیست در فضای فناوری یا اکوسیستم‌های استارت آپی کافی نیست. در جای‌جای دنیا تمرکز و بها دادن بیش‌ازاندازه به رشته‌های مهندسی و علوم پایه در مقابل علوم انسانی سبب به وجود آمدن نوعی تک ساحته شدن نسبی فضای فناوری شده است.

در کنار موارد منفی و ضرر زننده‌ پیامد این موضوع، باید در نظر گرفت که دنیای فناوری نیز به نوعی واقف به این موضوع از طریق شناخت مزایای استفاده از علوم انسانی شده است. خوشبختانه غول‌های دنیای فناوری این روزها بیش از پیش  فارغ‌التحصیلان علوم انسانی را استخدام می‌کنند. قدرت انعطاف زیاد، قدرت تفکر چابک، قوه‌ استدلال قوی از جمله صفت‌هایی ست که یک دانش‌آموخته‌ علوم انسانی به‌صورت بالفعل در طول تحصیل خود به دست می‌آورد. ازاین‌رو استخدام افرادی با این استعدادهای بالقوه می‌تواند راهگشای بسیاری از مسائلی باشد که صرفاً با کدنویسی ممکن نیست. این‌گونه می‌توان گفت شما حتماً لازم نیست کدنویسی بلد باشید در دنیاهای شبیه سیلیکون ولی راه پیدا کنید کافی است تمام پتانسیل‌های موجود خود به عنوان یک فارغ‌التحصیل رشته‌های علوم انسانی را تقویت کرده و برای رسیدن به موفقیت دلخواه خود تلاش کنید.

پایان

بخش اول این مطلب را اینجا ببینید.


منابع این مقاله

https://www.edsurge.com/news/2018-11-13-as-tech-companies-hire-more-liberal-arts-majors-more-students-are-choosing-stem-degrees

https://www.economicmodeling.com/human-skills/

https://www.salesforce.com/blog/2018/09/tech-needs-humanities-sponsor-post

https://www.theguardian.com/technology/2018/oct/12/tech-humanities-misinformation-philosophy-psychology-graduates-mozilla-head-mitchell-baker

https://www.inc.com/young-entrepreneur-council/why-startups-should-hire-liberal-arts-graduates.html

https://www.forbes.com/sites/georgeanders/2015/07/29/liberal-arts-degree-tech

0

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

15 − 15 =