‌ تاریخ و بازار کار

معرفی یک مسیر شغلی: روزنامه‌نگاری و کار مطبوعاتی

نویسنده: مرتضی میرحسینی

تخمین زمان مطالعه:۶ دقیقه


تا اینجا، و در یادداشت‌های قبلی این مجموعه برخی از پیشنهادهای جیمز مالوی برای انتخاب مسیر شغلی را باهم مرور کردیم. برخی از این مشاغل را کم و بیش می‌شناختیم، اما به برخی از آن‌ها دستکم قبل از مطالعه پیشنهاد مالوی حتی فکر هم نکرده بودیم. اما وی در کنار همه آن مشاغل گوناگون، کار در «مطبوعات» را هم یکی از گزینه‌های مناسب برای نقش‌آفرینی دانش‌آموختگان رشته تاریخ می‌داند. در این یادداشت، پیشنهاد به ظاهر ساده و دم‌دستی مالوی را بررسی می‌کنیم و آن را با توجه به برخی از واقعیت‌های موجود در کشور خودمان محک می‌زنیم.


فکر کردن به یک پیشنهاد ساده

مالوی می‌گوید: «روزنامه‌نگاری حرفۀ مناسبی برای دانش‌آموختگان رشته تاریخ است. این خرافه رایج را نادیده بگیرید که برای ورود به این شغل به مدرک دانشگاهی مرتبط یا گذراندن دوره‌های طولانی‌مدت آموزشی نیاز دارید». وی در ادامه همین جملات و برای اثبات ادعای خود به واقعیت مهمی اشاره می‌کند؛ اینکه «عموم کارفرمایان این عرصه نه به مدرک تحصیلی شما و دانشگاه کوچک یا بزرگی که در آن درس خوانده‌اید اهمیت چندانی می‌دهند و نه به دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی که در آن‌ها حضور داشته‌اید. برای آن‌ها فقط توانایی شما در نوشتن متن‌های کوتاه و بلند، مهارت‌تان در قصه‌پردازی و روایت‌گری و تهیه گزارش‌های جذاب، مهم و قابل اعتنا است؛ اینکه بتوانید گروهی از مخاطبان را با نوشته‌های خودتان درگیر و با آن‌ها پیوند برقرار کنید». بدیهی است که موفقیت شما و اعتباری که به‌تدریج در این عرصه کسب خواهد کرد به هرچه بزرگ‌تر شدن این «گروه مخاطب» و «عمق و پایداری» پیوندی است که با آن‌ها برقرار می‌کنید.

مالوی اضافه می‌کند: «البته مطبوعات و کار مطبوعاتی، به شکل و شیوه قدیمی آن، رو به زوال است و حتی غول‌های رسانه‌ای مانند نیویورک‌تایمز نیز با مشکلات جدی و چالش‌های بزرگی در کسب‌و‌کارشان مواجه هستند. عمر روش‌های سنتی [چند وقتی است که] به پایان رسیده است و این روش‌ها برای پاسخگویی به نیازهای روز و فضای جدید اطلاع‌رسانی مناسب و کافی نیستند. اکنون زمان قدرت‌نمایی و سیطرۀ بی‌منازع رسانه‌های دیجیتال است».

اما ریشه‌ها هنوز دست‌نخورده و بدون تغییر باقی مانده است [۱]. هنوز هم به روایت‌های جذاب و قوی نیاز است؛ هنوز هم ذهنِ بخشِ زندۀ جامعه از گزارش‌های داغ و تحلیلی تغذیه می‌شود و هنوز هم بیشتر مردم برای «حقیقت»[۲] و کشف و دانستن آن ارزش قائل‌اند. فقط شکل و شیوه ارائه آن‌ها همراه با سلیقه مخاطبان تغییر کرده است. سیطره بی‌رقیب نشریات کاغذی و چاپی چند سال قبل به پایان رسید؛ زمانی، نه چندان طولانی عرصه به رایانه‌ها خانگی واگذار شد و اکنون عصر برتری گوشی‌های هوشمند است.

نقد و بررسی این پیشنهاد

البته پیشنهاد  مالوی  هرچقدر هم خوب و جالب باشد، سخنان وی در تشریح و توضیح آن خالی از عیب و ایراد نیست. او موضوع را بسیار ساده‌تر از چیزی که واقعاً است می‌بیند و این ساده‌نگری کمی گمراه‌کننده و فریبنده است. کم‌اهمیت بودن مدرک تحصیلی به جای خود، اما مهارت‌هایی مانند نوشتن متن‌های جذاب و تهیه گزارش‌های خواندنی، در یک روز و یک ماه و حتی یک سال به دست نمی‌آید. حتی برای باانگیزه‌ترین و مصمم‌ترین و جدی‌ترین و  خوش‌فکرترین‌های  این عرصه نیز راهی جز صبر و کسب تجربه و برداشتن گام‌های شمرده وجود ندارد و امید به موفقیت‌های فوری و کسب اعتبار و شهرت در کوتاه‌مدت حاصلی جز ناامیدی و شکست و سرخوردگی عمیق نخواهد داشت. اشاره شد که مدرک تحصیلی عامل تعیین‌کننده‌ای برای این حرفه محسوب نمی‌شود، اما معمولاً برای کسانی که بدون تجربه عملی و جدی از بیرون و با فاصله به این عرصه می‌نگرند، پیش‌داوری‌های نادرست یا دستکم ناپخته‌ای دربارۀ کار مطبوعاتی و ضرورت‌ها و مسائل ریز و درشت آن وجود دارد. هرچقدر زودتر این تصورات نادرست و تفکرات ناپخته اصلاح شوند، شرایط برای هماهنگی با فضای این حرفه آسان‌تر و به تبع آن احتمال ناکامی نیز کمتر خواهد شد. در کنار این واقعیت، برداشتن چند گام اولیه کمک زیادی به هموارتر شدن مسیر پیش روی شما خواهد کرد.[۳]

اول و قبل از هر چیز از خودتان بپرسید که آیا واقعاً به این شغل علاقه دارید؟ نه به شهرت و اعتباری که شاید در صورت موفقیت به آن دست پیدا می‌کنید، بلکه به خود کار. موفقیت در این حرفه بدون دلبستگی به خود کار و سرسختی و شکیبایی ناشی از این دلبستگی ممکن نیست. اگر صادقانه به این شغل علاقه دارید و مصمم به ورود به این عرصه هستید، حتماً در دوران دانشجویی یا بعد از فراغت از تحصیل در چند کارگاه آموزشی معتبر شرکت کنید و اصول اولیه کار را بیاموزید. نکات بسیاری نیر است که باید خودتان بیاموزید و نیز بسیاری نکات کوچک و بزرگ که باید به خاطر بسپارید؛ نشریات معتبر را تهیه کنید و مصاحبه‌ها و گزارش‌ها و یادداشت‌های مهم و اثرگذار آن‌ها را بخوانید و به این فکر کنید که اگر شما به جای نویسنده آن‌ها بودید چه تغییر یا تغییراتی در متن ایجاد می‌کردید. مطالعۀ بسیار کنید و همۀ چهره‌های مؤثر و مشهور این میدان را بشناسید، اما آزاد و مستقل فکر کنید و ذهن‌تان را برای داوری و تفسیر اطلاعات پراکنده باز نگه دارید؛ از تکرار مکررات و بیان دوبارۀ حرف‌های کلیشه‌ای و پیروی کورکورانه از جریان‌های قالب و پرهیاهو بپرهیزید. سایر چیزها را گام به گام از طریق کسب تجربه، و کارآموزی زیر نظر قدیمی‌ترها می‌آموزید.


توضیحات:

[۱] بحث‌های بسیاری دربارۀ خسارت‌ها و آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک به آنچه «جریان‌های حرفه‌ای و اصیل اطلاع‌رسانی» خوانده می‌شود وجود دارد که این ادعای «دست‌نخورده ماندن ریشه‌ها» را رد یا حداقل کم‌اعتبار می‌کند. ورود به این بحث‌ها خارج از موضوع این یادداشت بود و از این‌رو از پرداختن به آن‌ها پرهیز شد.

[۲] با تسامح این واژه را در این‌جا مترادف با «حرف راست» و «خبر درست» بگیرید؛ یعنی آن مجموعه اطلاعات و تفسیرهایی که به شما کمک می‌کند بفهمید در کشور خودتان و نیز در گوشه و کنار جهان «واقعاً چه خبر است؟»

[۳]  البته خودتان بهتر می‌دانید که برای موفقیت، چه در این حرفه و چه در مشاغل دیگر، مسیر کوبیده و  همواری  وجود ندارد و هیچ عاملی جز تصمیم‌ها و انتخاب‌های درست و پشتکار و عزم راسخ، موفقیت شما را تضمین و قطعی نمی‌کند.

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

دوازده − 4 =