کاربردی سازی فلسفه

چگونه با زبان ساده به دانش‌آموزان علم و دین را آموزش دهیم؟ مدارس فارادی؛ نمونه‌ای از کاربردی‌سازی فلسفه -بخش دوم

نویسنده: محمد شرافتی

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


یکی از مشکلات عرصه آموزش، دشواری زبان انتقال آن است بطوریکه بعضاً اهل‌فن آن‌هم از پس آن برنمی‌آیند، اما ضرورت انکارناپذیر آن عده‌ای را در طول تاریخ بر آن داشته است که برای طرح‌ریزی و پایه‌گذاری آموزشی فلسفی گونه تلاش کنند.

در این نوشتار در قدم اول سعی بر این بود که نشان دهیم آموزش بدون داشتن مبانی مشخص امکان‌پذیر نیست. در قدم بعدی نقش این مبانی آموزش در شکل‌گیری یکی از این جهان‌بینی‌ها در دانش‌آموزان که مرتبط با موضوع نزاع علم و دین بود، بیان گردید و در آخر تلاش عده‌ای تحت عنوان پروژه LASAR برای تغییر این نوع آموزش به عنوان نمونه نشان داده شد.


سن هدف پروژه LASAR در موسسه فارادی در ابتدای امر، بچه‌های سنین دبستان تا دبیرستان بودند و هدف غایی پروژه نشان دادن این موضوع به دانش‌آموزان است که علم و دین نه‌تنها باهم در تعارض نیستند، بلکه موضوعات عمیقا مشترکی وجود دارد که صرفاً با کمک هم دیگر می‌توانند از پس آن بربیایند.

البته قرار نیست که این بحث‌ها تحمیلی به دانش‌آموز گفته شود بلکه در طی فرآیند این پروژه، دانش‌آموز یاد می‌گیرد که چگونه مسائل را عمیق‌تر ببیند و از تعصب دوری کند و درمورد سؤالات مهم بشری تفکر کند.

اما علت آن‌که هدف پروژه دانش‌آموزان قرار داده شدند چند مسئله بود:

۱) تحقیقات اخیر در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که در نگاه مشخص به علم و دین و نحوه تعامل آن‌ها در سنین دانش‌آموزی شکل اولیه می‌گیرد و غالب این نگاه‌ها بر این پایه است که علم و دین نگاه متفاوتی به جهان دارند. در بررسی های انجام شده این پروژه، نقش آموزش در شکل گیری چنین تلقی از علم و دین آشکار بود.

 ۲) دانشمندان و صاحب‌نظران حوزه علم و دین برخی معتقدند که بحث در مورد تضادها و توافق‌های علم با دین، بیشتر انتزاعی و از لحاظ فکری دشوار است و لازم نیست که دانش‌آموزان نسبت به آن‌ها اطلاع پیدا کنند (درواقع فرصت تعمق کافی به دانش‌آموز داده نمی‌شود)

 ۳) جریان غالب رسانه‌ای خواسته یا ناخواسته یک‌طرفه جریان علم و دین را بیان می‌کند که همانا تضاد دین با علم است.

در تحقیقات اولیه این پروژه مشخص شد که دانش‌آموزان سنین پایین‌تر که به خداوند و خلقت جهان به دست او معتقد بودند، در کنار این «ایمان» خود، باور داشتند که علم به این باور «ایمان» ندارد. درواقع دانش‌آموزان این سنین بیشتر به خدا، روح. معجزه اعتقاد داشتند و این باور علم را که در تضاد با آن یافته بودند، صرفاً به دانشمندان بی‌دین[۱] منتسب می‌کردند.

از علل این اعتقادات بچه‌ها، می‌توان به این اشاره کرد که آن‌ها هنوز دارای دیدی روشن و دقیق در مورد علم و دین و بحث‌های پیرامون آن نیستند. این موضوع البته در آینده علت به وجود آمدن شکاف‌هایی است.

به‌طور مثال دانش‌آموزانی که زمینه دینی و ایمانی داشتند در سنین بالاتر وقتی با بحث‌های علمی و جو غالب رسانه‌ای مواجه می‌شوند، برای آن‌که به ایمانشان خللی وارد نشود، علوم را به‌صورت تخصصی‌تر ادامه نمی‌دهند که نتیجه آن این است که جمعیت غالب اساتید و ساینتیست‌ها را آتئیست‌ها تشکیل خواهند داد.

پروژه LASAR در طی تلاش‌های خودش، دو موضوع را موردبررسی جدی قرار خواهد داد:

۱) بررسی و مقایسه نظرات دانش‌آموزان در سنین و پایه‌های تحصیلی مختلف.

۲) نگاه عمیق‌تر به تفکر دانش‌آموزان برای فهمیدن چند مسئله:

 الف) اطلاعات در دسترس دانش‌آموزان و نحوه تعامل با آن.

ب) چگونگی برخورد، بحث و فهم ایده‌های جدیدی که می‌بینند.

 ج) چگونگی تأثیرگذاری منبع‌های مختلف اطلاعات

د) نحوه مواجه و تعامل دانش‌آموزان با علم در سطوح مختلف

۳) بررسی تاثیر مبانی آموزش بر شکل گیری جهان‌بینی دانش‌آموزان

تاکنون حتی بعد از اتمام زمانی پروژه (۲۰۱۲)، این برنامه ادامه داشته و خروجی‌های آن بر روی دو سایت LASARPROJECT.COM و FaradaySchools.com قرارگرفته است. شکل تعامل با دانش‌آموزان بیشتر بدین گونه است که با طرح پرسشی، دانش‌آموز وادار به فکر کردن می‌شود.

اکثر این پرسش‌ها از سؤالات اساسی بشر است، مثلاً تکلیف روبات و روح چه می‌شود و اینکه آیا بالاخره روبات شبیه انسان خواهد شد؟ از موارد دیگر که باعث هیجان بچه‌ها و شرکت بیشتر در فعالیت‌های علمی است، شرکت دادن آن‌ها در بحث‌های دانشمندان مختلف است از کیهان‌شناسی تا زیست‌شناسی بر سر مسائل اساسی. بطوریکه خروجی این پروژه ساعت‌ها کارگاه و فیلم و پویانمایی تأثیرگذار بوده است.

مشابه پروژه LASAR در کشورهای دیگر نیز در حال اجرا است اما سؤالی که مطرح است این است که آیا ما نیز باید به فکر چنین تغییرات و پژوهش‌هایی باشیم یا آن‌که باید با صرف عوض کردن سیستم آموزشی یا اضافه کردن چند آیه قرآن، جهان‌بینی توحیدی را به دانش‌آموز نشان معرفی کنیم؟

متأسفانه سالیان سال است که آموزش‌وپرورش کشور از نبود نگاه جامع‌نگر و آینده‌نگر رنج می‌برد و تداوم این امر نسلی را تربیت خواهد کرد که در نگاه و پیش‌زمینه ذهنی خود، بین علم و دین تضاد می‌بیند و شاید با این روند شاهد رشد نسلی سکولار باشیم.

این مسئله، دقت و توجه مراجع تصمیم‌گیر مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی را می‌خواهد تا با تدوین برنامه، طرحی نو دراندازند بلکه تغییری حاصل شود.

در این نوشتار در قدم اول سعی بر این بود که نشان دهیم آموزش بدون داشتن مبانی مشخص امکان‌پذیر نیست. در قدم بعدی نقش این مبانی آموزش در شکل‌گیری یکی از این جهان‌بینی‌ها در دانش‌آموزان که مرتبط با موضوع نزاع علم و دین بود، بیان گردید و در آخر تلاش عده‌ای تحت عنوان پروژه LASAR برای تغییر این نوع آموزش به عنوان نمونه نشان داده شد.

منابع:

Secondary School Students’ Epistemic Insight into the Relationships between Science and Religion—A Preliminary Enquiry

[Berry Billingsley & Keith Taber & Fran Riga & Helen Newdick] [Res Sic Educe (2013) 43:1715–۱۷۳۲]

http://www.templetonworldcharity.org/

http://schoolsweek.co.uk/reviews/1764/

http://www.islam-and-science.org/

گفت‌وگوی معلم و فیلسوف، نویسنده: خسرو باقری، انتشارات علمی فرهنگی

http://people.ds.cam.ac.uk/kst24/projects/LASAR/LASARProject.html

The feasibility of educating trainee science teachers in issues of science and religion

[culture studies of science education / June 2016, volume 11, issue 2, pp 273 – 281]

https://en.wikipedia.org/wiki/John_Templeton_Foundation

http://www.faradayschools.com/

http://www.faraday.st-edmunds.cam.ac.uk/

[۱] (Atheist)

چگونه با زبان ساده به دانش‌آموزان علم و دین را آموزش دهیم؟ مدارس فارادی؛ نمونه‌ای از کاربردی‌سازی فلسفه- بخش اول


بردار قصد دارد در شماره آتی سلسه مجلات خود، مجله‌ای با عنوان کاربردی سازی فلسفه منتشر کند.

1+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

1 × یک =