فناوری اجتماعی و علوم اجتماعی

مروری بر الگوهای مشارکت شهروندان در یاری‌رسانی به پلیس در جهان غرب

نویسنده: حسام آداب‌دانیان

تخمین زمان مطالعه: ۸ دقیقه


چکیده: شهروندان چگونه می‌توانند برای پیشگیری از جرم و ارتقاء امنیت محله‌شان به پلیس کمک کنند؟ در این زمینه، الگوهای مختلفی از همکاری بین مردم و پلیس طراحی شده که اکنون در کشورهای غربی مورد استفاده است. در برخی شهرها، مردم در نقش چشم و گوش پلیس عمل می‌کنند یا تیم‌های شهروندی دیدبانی تشکیل می‌دهند. در این یادداشت به تنوع این الگوهای همکاری می‌پردازیم. خوانندۀ این یادداشت، اگر این الگوها را در زمینه‌ای تحت عنوان «فناوری اجتماعی» دنبال کند، متوجه خواهد شد گاهی راه‌کارهای ساده و سهلی برای کاهش هزینه‌های برنامه‌ریزی در دسترس است.


پیشگیری از جرم توسط مردم

بحث‌های طولانی دربارۀ موثرترین شیوه‌های مقابله با جرم و تقویت امنیت (توسط حکومت‌ها و اجتماعات) همچنان ادامه دارد. در گذشته تصور بر این بود که پیشگیری از جرم و کاهش آن عمدتا وظیفۀ پلیس، دادگاه و زندان است. تحقیقات نشان می‌دهد راهبردهای موفق پیشگیری همچنین باید بر شناسایی و بررسی علل ریشه‌ای جرایم متمرکز شوند که این هدف، جز با مشارکت بخش‌های مختلف اجتماع حاصل نخواهد شد. شواهد استواری در این زمینه وجود دارد که مداخلۀ بموقع در زندگی خانواده‌ها و بچه‌های پرریسک، بهبود وضعیت در مناطق محروم و تغییر شرایطی که جرم‌زا هستند، در کاهش جرم بسیار تاثیرگذار هستند.

افرادمحور، مکان‌محور و موقعیت‌محور

پیشگیری از جرم را می‌توان به سه نوع دسته‌بندی کرد: راهبرد افرادمحور، راهبرد مکان‌محور و راهبرد موقعیت‌محور؛ که راهبرد موقعیت‌محور، غالبا ترکیبی از راهبردهای افرادمحور و مکان‌محور است. راهبرد افرادمحور معمولا به «پیشگیری از جرم از طریق توسعۀ اجتماعی» (Crime Prevention through Social Development) شهرت دارد. به راهبرد مکان‌محور نیز «پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیط» (Crime Prevention through Environmental Design) می‌گویند.

عبارت CPSD، به اقدامات بلندمدت و منسجم در رابطه با علل ریشه‌ای جرم برمی‌گردد. هدف این راهبرد، از یک‌سو کاهش عوامل ریسکی است که افراد (به‌خصوص کودکان و جوانان) را به مسیر جرم می‌اندازند و از سوی دیگر ایجاد عوامل محافظت‌کننده‌ای است که این ریسک‌ها را تخفیف می‌دهند. این عوامل ریسک نیز به بسیاری مسائل اجتماعی دیگر مربوط می‌شوند، مانند کودک‌آزاری، کم‌توجهی به کودکان، استفادۀ سوء از الکل، افت تحصیلی، بارداری زودهنگام، بیکاری و غیره. در جامعۀ نوین، همواره فرصت‌ها و وسوسه‌های انجام کارهای نادرست (سوءاستفاده از افراد یا موقعیت‌ها به نفع خود) وجود دارد. برنامه‌ریزی CPSD، ارزش‌های اجتماع را در زمینۀ احترام و عدم‌خشونت نسبت به دیگران و اموالشان تقویت می‌نماید و به جوانان کمک می‌کند در برابر فشار همسالان مقاومت کنند و صحیح تصمیم بگیرند.

جمعیت هدف کیست؟

برنامه‌ریزی CPSD، در سه سطح می‌تواند واقع شود:

– در سطح اول، پیشگیری از جرم به برنامه‌های همگانی مانند آموزش عمومی و مراقبت‌های بهداشتی برمی‌گردد.

– در سطح دوم، برنامه‌های پیشگیری از جرم آنهایی را که در ریسک بالای فعالیت‌های مجرمانه قرار دارند، هدف‌گیری می‌کنند، مانند برنامه‌هایی که به جوانانی می‌پردازند که در ریسک ترک‌تحصیل قرار دارند.

– در سطح سوم، پیشگیری از جرم به برنامه‌هایی مربوط می‌شود که با توانبخشی به متخلفان و نظارت بر آنها قصد دارند ارتکاب مجدد جرم را کاهش دهند.

برنامه‌ریزی CPTED، دربارۀ محیط کالبدی است. طراحی صحیح، استفاده موثر و نگهداری از محیط کالبدی می‌تواند موجب کاهش وقوع جرم و ترس از جرم شود. راهبردهای CPTED، مکمل راهبردهای CPSD است؛ زیرا افراد در محیط کالبدی زندگی می‌کنند و محیط کالبدی روی چگونگی رفتار افراد تاثیر می‌گذارد. برنامه‌ریزی CPTED، مبتنی بر این فرض است که بخش زیادی از جرم، فرصت‌طلبانه و زمینه‌مند است. از طریق استفادۀ موثر از اصول CPTED می‌توان جرم، رفتار مزاحمت‌آمیز و ترس از جرم را کاهش داد.

الگوهای همکاری مردم و پلیس

در عمل تنوع زیادی در شیوه‌های مشارکت شهروندان در پیشگیری از جرم و کنترل جرم و بی‌نظمی وجود دارد. به طور کلی چهار نوع مشارکت شهروندی (یا نقش شهروندان) در این زمینه از هم قابل تمییز است:

۱) عنصر مرکزی در اولین نوع، این است که شهروندان به پلیس یا حکومت محلی اطلاعات می‌دهند. در اینجا شهروندان به عنوان «چشم و گوش» پلیس تعریف می‌شوند. برای مثال اگر پلیس گزارشی دربارۀ دزدی از منزل یا سرقت خودرو دریافت کند و مشخصات یک شخص مظنون را داشته باشد، به شهروندان از طریق یک رایانۀ مرکزی اطلاع داده می‌شود که در محیط زندگیشان مراقب اوضاع باشند. اگر شهروندی شخص مظنون یا اتومبیل مسروقه را ببیند، بلافاصله باید به پلیس زنگ بزند.

۲) مدل دوم یک ماهیت شبه‌سیاسی دارد. در اینجا برای تشویق شهروندان به مشارکت، به آنها اجازۀ اظهارنظر و تصمیم‌گیری داده می‌شود، زیرا فرض بر این است که اشکال مرسوم مشارکت سیاسی ناکافی‌اند: شهروندان باید نفوذ مستقیم بیشتری بر سیاست‌گذاری (در حوزۀ امنیت محلی) یا پلیس محلی داشته باشند. حکام محلی و افسران پلیس ممکن است این احساس را داشته باشند که اقتدارشان کمرنگ می‌شود. مطالعات تجربی نشان می‌دهد که در عمل شهروندان غالبا قدرت تصمیم‌گیری ندارند و حد بالا فقط می‌توانند به پلیس یا حکومت محلی مشورت بدهند.

۳) سومین نوع مشارکت شهروندی مبتنی بر مفاهیم اثربخشی جمعی، کنترل اجتماعی غیررسمی و همبستگی اجتماعی است. اثربخشی جمعی توانایی و تمایل شهروندان به تحقق‌بخشی به ارزش‌های مشترک و حفظ کنترل اجتماعی مؤثر است. در اینجا عموما فرض بر این است که نیاز به اثربخشی جمعی، پاسخی به حس نزولی اجتماع بودن و فقدان همبستگی اجتماعی در زندگی شهری مدرن است. این کنترل اجتماعی غیررسمی در ذیل استراتژی کلی‌تر پلیس جای می‌گیرد. برای مثال اعضای یک گروه دیده‌بان از شهروندان باید موقعی که مسئلۀ جدی پیش می‌آید، فورا به پلیس زنگ بزنند. لذا همۀ قدرت رسمی، در دست پلیس باقی می‌ماند.

۴) در نوع چهارم مشارکت، شهروندان در فعالیت‌های مربوط به پیشگیری از جرم و کنترل آن ایفای نقش می‌کنند. سه عنصر، نوع چهارم را از مدل اثربخشی جمعی متمایز می‌کنند: الف) خودمختاری نسبت به پلیس بیشتر است، ب) به جای اینکه تقویت همبستگی اجتماعی را نشانه‌گیری کند، عمدتا به سوی منافع گروه معینی است و ج) استراتژی اصلی‌اش شامل کنترل از طریق حذف است.

سنخ‌شناسی الگوهای همکاری

این چهار سنخ را می‌توان در یک مدل ساده خلاصه کرد. این مدل دارای دو بعد است: الف) آیا شهروندان برای مقابله با جرم و بی‌نظمی فقط اظهارنظر می‌کنند یا اینکه دست به عمل می‌زنند؟ ب) شهروندان نسبت به پلیس و حکومت محلی چقدر خودمختاری دارند؟

چهار نوع مشارکت شهروندی در شبکۀ امنیت محلی
  وابسته تر خودمختارتر
شهروندان عمدتا اظهارنظر می‌کنند اطلاعات‌دهی (۱) شهروندان به عنوان مشاوران/ مشارکت‌کنندگان در تصمیم‌گیری (۲)
شهروندان کاری انجام می‌دهند اثربخشی جمعی و کنترل اجتماعی غیررسمی (۳) فعالیت‌های خودمختارانه و قهری (۴)

حال می‌توانیم این‌گونه به مسئله نگاه کنیم که هر یک از مدل‌های مشارکت شهروندی در صورت مشارکت نکردن شهروندان، چه پیامدهای منفی عمده‌ای دارد. به عنوان مثال اگر مدل اول اجرا نشود، اطلاعات دارای سوءگیری و دور از واقع می‌شوند. در جدول زیر به این پیامدهای اصلی اشاره شده است.

مدل‌های مشارکت شهروندی و پیامدهای منفی بالقوۀ مشارکت نکردن شهروندان
تمرکز مشارکت شهروندی پیامد منفی اصلی عدم مشارکت
اطلاعات‌دهی (۱) اطلاعات دارای سوءگیری
شهروندان به عنوان مشاوران/ مشارکت‌کنندگان در تصمیم‌گیری (۲) نفوذ گزینشی بر دستورکار و اقدامات امنیتی
اثربخشی جمعی و کنترل اجتماعی غیررسمی (۳) تضاد و طرد اجتماعی
فعالیت‌های خودمختارانه و قهری (۴) رفتارهایی از نوع سواری مجانی و طرد اجتماعی

این مدل‌ها از حیث دو متغیر یعنی روابط بین شهروندان و پلیس از یک‌سو و مدل غالب پلیسی‌گری، با هم تفاوت دارند. به عنوان نمونه، در مدل مشارکت شهروندی اطلاعات‌دهی (مدل ۱) روابط بین شهروندان و پلیس، سلسله‌مراتبی و الگوی غالب پلیسی‌گری از نوع استاندارد است.

چهار مدل مشارکت شهروندی و روابط بین شهروندان و پلیس در آنها
مدل‌های مشارکت شهروندی روابط بین شهروندان و پلیس مدل غالب پلیسی‌گری
اطلاعات‌دهی (۱) سلسله‌مراتبی مدل استاندارد
شهروندان به عنوان مشاوران/ مشارکت‌کنندگان در تصمیم‌گیری (۲) برابری‌طلبانه پلیسی‌گری شهروندمحور
اثربخشی جمعی و کنترل اجتماعی غیررسمی (۳) برابری‌طلبانه پلیسی‌گری شراکتی
فعالیت‌های خودمختارانه و قهری (۴) فردگرایانه

پلیسی‌گری متکثر

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

چهار × 1 =