مسئله محوری و جامعه شناسی

دکتر جلایی پور در این نوشتار یک پرسش مهم مطرح می‌کند: التزام جامعه شناس به یک پارادایم خاص یا مسئله محوری ؟

نویسنده: سمیه موسوی

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


متن زیر گزارش و چکیده‌ای است از نوشته‌ای از حمیدرضا جلایی پور در پاسخ به برخی شبهه‌ها دربارۀ رویکرد پارادایمی وی. جلایی پور در این نوشتار بحث را از دغدغه‌های شخصی فراتر برده و یک پرسش مهم را مطرح می‌کند: التزام جامعه شناس به یک پارادایم خاص یا مسئله محوری؟ به باور او جامعه شناس بیش از هر چیز باید در پژوهش خود به سه آموزۀ اصلی عقلانیت نقاد وفادار باشد. در این مسیر پژوهشگر لازم است واژگان و دغدغه‌های بنیادین را از متن جامعۀ هدف گرفته و سپس از ذخیرۀ مفهومی و پارادایمی خود در توصیف و تبیین آنها کمک بگیرد. در این متن همچنین از جهانی بودن یا نبودن مفاهیم علم جامعه شناختی نیز سخن گفته می‌شود. در پایان نگارنده در راستای مسئله محوری، پرسش‌های نظری و عملی خود را از چالش‌های جامعه شناختی موجود در جامعۀ ایرانی مطرح می‌سازد.


رویکرد یک جامعه شناس به مسائل جامعۀ ایران چگونه باید باشد؟ التزام یه یک پارادیم خاص و پیگیری آن؛ یا مسئله محوری و تمرکز بر معضلات و دغدغه‌های جامعۀ ایرانی؟ این پرسشی است که یک جامعه شناس ایرانی باید نخست در ذهن خویش بدان پاسخ بگوید. چنین به نظر می‌آید که ضرورت است که یک جامعه شناس بیش و پیش از هر چیزی مسئله محور باشد. او در این مسیر باید از دو منبع یاری بگیرد. منبع نخست او ذخایر مفهومی در تئوری‌های کلان و مکاتب و پارادایم‌های رشتۀ جامعه شناسی است. پس از این او در هنگام واکاوی مسائل جامعۀ ایرانی باید به جست‌وجو در زبان خود مردم بپردازد. این زبان خود الهام‌بخش او در طرح پرسش و پاسخ‌های متناسب به آن خواهد بود. در میانۀ این بررسی نبایست دغدغۀ متفکر رعایت پارادایم‌های غالب در حیطۀ جامعه شناسی باشد. بلکه باید مهم‌ترین چالشش تمهید یک پاسخ قابل دفاع عینی یا بین‌الاذهانی باشد. سؤالات او باید دغدغه‌هایی باشد که جامعۀ ایرانی به دنبال پاسخ آن است.

آموزه‌های عقلانیت نقاد

اما آیا تعهد مکتبی و پارادایمی نداشتن جامعه شناس به معنای نسبیت‌گرایی معرفتی اوست؟ در پاسخ باید گفت که طبق آموزه‌های عقلانیت نقاد هر پاسخی به یک مسئلۀ اجتماعی بجاست که سه ویژگی داشته باشد: انسجام مفاهیم فارغ از پارادیم زمینه‌ای آن، کفایت تجربی چه کمی و چه کیفی و سوم بررسی موارد نقض تجربی آن. با التزام به این سه ویژگی همچنان می‌توان در چارچوب جریان اصلی جامعه شناسی باقی ماند و متهم به نسیبت‌گرایی نشد.

باید توجه داشت که این پژوهشگرانِ مسئله محور بودند که در ضمن پاسخ به پرسش‌هایشان، به تدریج پارادایم‌ها و مکاتب را پرورش دادند. اگر مسئله محوری را از جامعه شناسی حذف کنیم و تنها بر روی پارادیم‌ها متمرکز شویم، صرفا به یک جنگ زرگری پارادایمی دامن زده‌ایم. افزون بر این هیچ پارادایمی در جامعه شناسی نیست که بتواند به همۀ مسائل نظری و عملی پاسخ بگوید؛ بلکه هر پارادایمی ممکن است تنها به برخی پرسش‌ها پاسخ بهتری بدهد.

جامعه شناسی غربی و نسبت آن با جامعۀ ایرانی

جامعه شناسی با آنکه دانشی غربی است، اما یک بعد آن جهانی‌بودن است؛ چراکه ما ‌می‌توانیم با رعایت معیارهای عقلانیت نقادِ بی‌وطن، به سراغ پارادایم‌های موجود در این رشته برویم. این بعد جهانی جامعه شناسی منافاتی با بعد محلی و بومی آن ندارد. از منظر عقلانیت نقاد، جامعه شناس باید بتواند پاسخ‌های بومی خود را به زبان جهانی جامعه شناسی جهانی بیان کند. در این صورت نظریات او مقبول و در چارچوب پارادایم‌های موجود قابل بررسی خواهد بود.

در غرب، جامعه شناسی به مرحلۀ تراکم و چند پارادایمی بودن رسیده است. اما در ایران ما هنوز در مرحلۀ تمهید جامعه شناسی هستیم. شایسته است با ادامۀ پژوهش‌های جامعه شناختی همانند هندی‌ها شاهد شکل‌گیری پارادایم‌های وطنی(جهانی) هم باشیم.  توجه به این موضوع در کنار استفاده از تجربیات نظری این رشته می‌تواند ما را به مرحلۀ تراکم پارادیمی برساند. اما متاسفانه طرفداران جامعه شناسی دینی و بومی به جای کمک به این رویکرد، مدام دچار چالش‌های کلامی بی‌فایده شده‌اند.

در راستای مسئله محوری می‌توان مسائل عملی و نظری زیر را دربارۀ جامعۀ ایرانی مطرح نمود و به پاسخ‌های آنها اندیشید.

پرسش‌های عملی

– چرایی حضور میلیونی دائمی مردم در خیابان‌ها و بررسی نسبت آن با توسعۀ همه جانبه و درون‌زای جامعۀ ایرانی.

– علت جنبش‌های قومی و اعتراضی به هنگام ضعف اقتدار سیاسی حکومت مرکزی.

– چگونگی وجه پویشی و جنبشی جامعۀ ایرانی.

– چرایی فراز و نشیب‌های جنبش‌های دانشجویی.

– نسبت بخش غیرحکومتی جامعۀ ایران با جامعۀ مدنی و رابطۀ آن با حکومت

– چگونگی و چرایی گریز از فرآیندهای انقلابی و حرکت به سوی اصلاحات در ایران

– عوامل مؤثر در تقویت عدالت اجتماعی در ایران

– نسبت ارتقاء سطح زندگی زنان با تقویت مردم‌سالاری

– نسبت جامعۀ مدنی و عرصۀ عمومی ایران با پویایی‌ها و توانایی‌ها و آسیب‌های فضای مجازی

– دولایه بودن دولت در ایران، دولت رسمی و دولت موازی-نیمه‌پنهان

– چگونگی حرکت حاملان جامعۀ سیاسی برای خروج از چرخۀ تاریخی «اقتدارگرایی-بی‌نظمی-اقتدارگرایی»  و نسبت آن با تثبیت دموکراسی

– چگونگی استخراج مفاهیم ناسیونالیسم انسانی، مدنی، ایرانی و جهان‌نگر از متون نظری شریعتی، علیرغم تاکیدش بر نظریۀ امامت

– آسیب‌شناسی توصیف پارادیمی نئولیبرال جامعه شناسی چپ و انتقادی از اقتصاد سیاسی ایران.

پرسش‌‌های نظری

– چگونگی بررسی صحت و سقم نظریات جامعه شناسان

– چگونگی مواجهه با نظریات پست‌مدرن

– چرایی کم‌هزینه‌تر بودن شیوۀ تغییر و تحول اصلاحی در ایران نسبت به سایر گزینه‌های تغییر

– بررسی نظریات متاخری که دورۀ مدرنیتۀ کنونی بشر را بهتر توصیف می‌کنند

– بررسی کفایت نظریات تحلیلی دربارۀ جامعۀ ایرانی و تاریخ این جامعه

– ویژگی‌های مشترک و غیرمشترک انقلاب‌ها و جنبش‌های اجتماعی در دوران مدرن

– فهم درست پوپولیسم در جامعه و کارکردهای آن

– مختصات مکتب یا پارادایم پلورالیزم مضاعف در جامعه شناسی سیاسی

پاسخ به این پرسش‌ها باید فارغ از التزامات صرف پارادایمیک صورت پذیرد. علاقه‌مندان جامعه شناسی می‌بایست مسئله محوری، استفادۀ منسجم از مفاهیم و پاسخ آزمون‌پذیر به سؤالات را مدنظر خود قرار دهند. نقد پاسخ‌های داده شده نیز باید فارغ از اینکه متعلق به کدام پارادایم‌ها هستند، انجام گیرد. رعایت مباحث گفته‌شده می‌تواند به رشد جامعه شناسی ایرانی و گذر آن از مرحلۀ تمهید به تراکم بسیار اثربخش باشد.

 

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

چهار × 1 =