مشکلات دانشجویان روانشناسی بالینی

کاهش کیفیت و جدیت واحدهای عملی و دسترسی نداشتن دانشجویان بالینی به امکانات بالینی، حتی در بهترین و معتبرترین مراکز آموزش عالی پایتخت، گویای شرایط نابسامان و آشفته آموزشی فعلی رشته روانشناسی بالینی و مشکلات دانشجویان روانشناسی بالینی است.

نویسنده: احمد شریفی

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


 

روان‌شناسی بالینی یکی از مهم‌ترین ارکان پاسداری از بهداشت روان در جامعه است که وظیفه آن پیشگیری و درمان آسیب‌های روانی و در نگاه وسیع‌تر، آگاه ساختن جامعه از خطرات و تهدیدات پیش‌روی بهداشت روان در آن جامعه است. با این حال توانایی این بخش برای ایفای نقش خود،با میزان توجه مسؤلان به اهمیت روان‌شناسی _به عنوان یک رکن سلامت روان_ میزان سرمایه‌گذاری فرهنگی برای افزایش آگاهی عمومی‌و در نهایت فراهم کردن ابزارها، تسهیلات و تمهیدات لازم برای آموزش در این حوزه ارتباط تنگاتنگی دارد.


وضعیت اقتصادی جوامع معمولاً از روی ظاهر آن‌هابه‌راحتی قابل تشخیص است؛ نیاز نیست متخصص باشید یا مشاهده‌گری حاذق تا بدانید رفاه اقتصادی در کشورهای حوزه اتحادیه اروپا یا آمریکای شمالی از کشورهای قاره آفریقا بهتر است؛ تنها یک نگاه کوتاه کافی است. اما تعیین وضعیت بهداشت روان چگونه است؟ آیا به همان آسانی است؟ وضعیت بهداشت روان یک جامعه با پویایی آن جامعه در ارتباط است. خلاقیت، پویایی در ابعاد مختلف و در نهایت تکیه بیش از پیش بر ابزار گفت‌وگو برای حل مسائل از ویژگی‌های یک جامعه سالم است؛ جامعه‌ای که روزبه‌روز بر گستره مرزهای امن خود می‌افزاید. اما تشخیص و افتراق این خصوصیات به‌راحتی ممکن نیست.

شاید یکی از مهم‌ترین همبسته‌ها یا به عبارت دیگر، نشانگرهای بهداشت روان، میزان خشونت، جرم، جنایت، طلاق و به شکل کلی‌تر آسیب‌های اجتماعی است. هرچه ابزار گفت‌وگو برای حل مسائل بیگانه‌تر و ابزار خشونت متداول‌تر می‌شود (به عبارت دیگر هرچه راه‌های هنجار و اجتماعی در ابعاد وسیع‌تری به فراموشی سپرده می‌شود ونابهنجاری و آسیب‌های اجتماعی فراگیرتر می‌شود)، رکود به سطوح پایین‌تر بهداشت روان بیشتر است. شاید در نگاه اول نتوان ارتباط مستقیمی‌بین پویایی جامعه و آسیب‌های اجتماعی مانند خشونت و جرم مشاهده کرد؛ اما اگر درنظر بگیرید که پویایی جامعه همچون جاری و روان بودن آب در رودخانه‌ است و آسیب‌های اجتماعی همچون بیماری‌هایی که در آب ساکن به خوبی رشد می‌کند، آن‌گاه ارتباط تنگاتنگ بین پویایی جامعه و آسیب‌های اجتماعی روشن‌تر می‌شود.

آن‌چه بیشترین توجه را می‌طلبد، تشخیص و بررسی عواملی است که دست در دست هم تاروپودِ سدِ مقابل بهداشت روان را شکل می‌دهند و به مرور حرکت و پویایی را از جامعه می‌گیرند و آن را به بستری غنی برای رشد آسیب‌های اجتماعی تبدیل می‌کنند. لازمه این تشخیص، تحلیلی چندجانبه و منسجم از ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، آموزشی و اجتماعی جامعه است.

روان‌شناسی بالینی یکی از مهم‌ترین ارکان پاسداری از بهداشت روان در جامعه است که وظیفه آن پیشگیری و درمان آسیب‌های روانی و در نگاه وسیع‌تر، آگاه ساختن جامعه از خطرات و تهدیدات پیش‌روی بهداشت روان در آن جامعه است. با این حال توانایی این بخش برای ایفای نقش خود،با میزان توجه مسؤلان به اهمیت روان‌شناسی _به عنوان یک رکن سلامت روان_ میزان سرمایه‌گذاری فرهنگی برای افزایش آگاهی عمومی‌و در نهایت فراهم کردن ابزارها، تسهیلات و تمهیدات لازم برای آموزش در این حوزه ارتباط تنگاتنگی دارد.

مشکلات دانشجویان روانشناسی بالینی

 در حال حاضر شاهد بی‌توجهی به روان‌شناسی در زمینه فرهنگی، اجتماعی و به‌خصوص آموزشی هستیم؛ طوری که روان‌شناسی بالینی در برابر عوامل تهدیدکننده بهداشت روان در جامعه ناکارآمد شده است. سهل‌انگاری در آموزش مناسب و فراهم کردن امکانات و تسهیلات لازم برای دانشجویان بالینی از یک طرف و پذیرش تعداد زیاد دانشجویان در دانشگاه‌های آزاد، پیام نور، غیرانتفاعی و… بدون داشتن زیرساخت‌ها و امکانات لازم و ضروری برای آموزش در این رشته، به مرور زمینه را برای ناکارآمدی روان‌شناسی برای ایفای نقش خود در جامعه فراهم می‌کند.

آن‌چه بیش از پیش باعث نگرانی و تاسف است، کاهش روزافزون اعتبار روان‌شناسی بالینی و ریزش اعتماد جامعه به آن است. کاهش اعتماد مراکز درمانی به دانشجویان و فارغ‌التحصیلان روان‌شناسی برای کار بالینی خود گویای این امر است. با تضعیف جایگاه روان‌شناسی در جامعه و کاهش اعتماد به آن، زمینه بی‌توجهی و سهل‌انگاری در آموزش در این حوزه بیشتر شده و بر ناکارآمدی روان‌شناسی افزوده می‌شود؛ بنابراین چرخه معیوبی شکل می‌گیرد که قربانی اصلی آن پویایی و بهداشت روانی در جامعه و نتیجه آن افزایش آمار آسیب‌های اجتماعی مانند بزهکاری و طلاق است. بی‌توجهی مسؤولان ذی‌ربط به این چرخه معیوب در درازمدت هزینه‌های هنگفت و برگشت‌ناپذیری را به جامعه وارد می‌کند.

کاهش کیفیت و جدیت واحدهای عملی و دسترسی نداشتن دانشجویان بالینی به امکانات بالینی، حتی در بهترین و معتبرترین مراکز آموزش عالی پایتخت، گویای شرایط نابسامان و آشفته آموزشی فعلی است. این کمبودهای آموزشی باعث شده است بخش اصلی دانش بالینی بعد از فارغ‌التحصیلی و در غالب کارگاه‌های خصوصی فراگیری شود؛ مسأله‌ای که برخی از مسؤولین ذی‌ربط هم به خوبی از آن آگاه هستند و به آن اذعان دارند. بنابراین مهم‌ترین چیزی که در مراکز آموزشی عالی در اختیار دانشجویان بالینی قرار می‌گیرد، مدرک است. کارگاه‌های خصوصی گذشته از هزینه‌های هنگفت چندین میلیونی که به خانواده دانشجویان وارد می‌کنند، از یک طرف به‌دلیل پراکنده بودن (و تجاری شدن) و از طرف دیگر به‌ این علت که متخصصان آموزش عالی آن‌ها را تدوین نکرده‌اند، برای آموزش دانش بالینی به‌گونه‌ای منسجم و مناسب پتانسیل محدودی دارند.

واضح است که مراکز آموزش عالی در وزارت علوم، برای بهبود وضعیت آموزشی خود در زمینه روان‌شناسی به همکاری مراکز آموزشی و خدمات بهداشت روان که تحت نظارت وکنترل وزارت بهداشت هستند، نیاز دارند. با این حال تمامیت‌خواهی هر دو وزارتخانه برای تصاحب روان‌شناسی، به‌خصوص روان‌شناسی بالینی راه را برای همکاری مسدود کرده است. وزارت بهداشت با اشاره به وضعیت آشفته آموزشی روان‌شناسی بالینی در مراکز آموزش عالی در وزارت علوم، داعیه انحصار روان‌شناسی را دارد. درحالیکه به‌خصوص در زمینه تعداد اساتید حوزه بهداشت روان منابع و ظرفیت محدودی دارد.

از سوی دیگر همان‌طور که پیش از این هم اشاره شد، وزارت علوم با وجود ظرفیت‌های قابل‌توجه در زمینه‌های نظری و دانش‌پژوهی، در حوزه آموزش عملی بالینی و روان‌درمانی بسیار ضعیف عمل کردهاست و امکانات وتسهیلات بسیار محدودی دارد. سرشت روان‌شناسی بالینی آمیزه‌ای از پژوهش و درمان در حوزه بهداشت روان است، بنابراین به هر دو وزارتخانه متعلق است و کلید بخشی از مهم‌ترین مشکلات آن، کنار گذاشتن خصومت‌ها و حرکت به‌سوی همکاری و تعاون از سوی دو وزارتخانه،به امید ارتقا‌ء سلامت روان و کاهش آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی و روانی در میهن عزیزمان است.


بردار به تازگی در حال انجام پروژه ای با عنوان آسیب شناسی رشته و حرفه روانشناسی و مشاوره در ایران است که می‌توانید اینجا پیگیری کنید.

1+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

دو × 2 =