روش تحقیق

توصیه‌ام این است که اگر برای‌تان مقدور است، قبل از شروع مرور ادبیات موضوع حتماً نظر متخصصان را جویا شوید، زیرا این کار زمانی را که برای شناسایی متون مناسب لازم است، به حداقل می‌رساند.

پاتریک وایت

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


تجربۀ من نشان می‌دهدکه بسیاری از دانشجویان حتی بعد از تعیین موضوع تحقیق‌، نمی‌دانند مطالعه را از کجا باید شروع کنند و این کار به نظرشان خیلی سخت می‌آید و وقتی راه‌شان را به ادبیات موضوع پیدا می‌کنند، غالباً نمی‌دانند چه وقت مطالعات‌شان را ببندند و وارد مرحلۀ بعدی پژوهش شوند.


یکی از بهترین راه‌های تعیین مسیر در ادبیات موضوع مشورت گرفتن از متخصصان است. اگر زیر نظر یک استاد راهنما کار می‌کنید، او قاعدتاًً بر حوزۀ مورد بررسی شما تسلط دارد و می‌تواند برخی متون کلیدی را معرفی کند. در غیر این صورت، هرگز از این که پا به بیرون حیاط خانه‌تان بگذارید و ماجراجویی کنید، نترسید. معمولاً اگر به محققانی که در دانشکده‌ها یا مؤسسات دیگر کار می‌کنند ایمیل بزنید، دربارۀ منابع پیشنهاد‌های راهگشایی دریافت خواهید کرد. توصیه‌ام این است که اگر برای‌تان مقدور است، قبل از شروع مرور ادبیات موضوع حتماً نظر متخصصان را جویا شوید، زیرا این کار زمانی را که برای شناسایی متون مناسب لازم است، به حداقل می‌رساند.

اگر به این گزینه دسترسی ندارید، انواع خاصی از مکتوباتمی‌توانند برای مرور ادبیات موضوع، حکم نقاط عزیمت را داشته باشند. مجلات تخصصی که مقالات‌شان داوری می‌شوند، نقطۀ خوبی برای شروع هستند، به‌ویژه وقتی دقیقاً می‌دانید روی چه موضوعی می‌خواهید پژوهش کنید؛ البته سطح تخصصی بودن مجلات متفاوت است و بسته به این که چقدر موضوع پژوهش شما را پوشش می‌دهند، فایده‌بخش خواهند بود. حتی در یک موضوع تحدید شده، تعداد زیادی مجله وجود دارد؛ از خیلی عمومی گرفته تا خیلی تخصصی. در حوزۀ پژوهشی من(آموزش و پرورش) به معنای واقعی کلمه صدها مجلۀ مختلف وجود دارد که هرکدام اهداف و مخاطبان خاصی را برای خود تعریف کرده است. برخی نشریات دایرۀ مخاطب‌ گسترده‌ای دارند و از اعتبار زیادی برخوردارند. این وسعت پوشش بدان معناست که به احتمال زیاد درصد بسیار کوچکی از مقالات‌شان با علایق پژوهشی‌ام فصل مشترک دارد. بعضی مجلات روی مسائل خاصی متمرکزند اما باز هم حوزۀ موضوعی وسیعی را پوشش می‌دهند. در سوی دیگر مجلاتی هستند که به یک موضوع بسیار تحدیدشده اختصاص دارند.

این که از چه نوع مجله‌ای بیشتر استفاده کنید، بستگی به این دارد که سؤالات تحقیق‌تان چقدر پردازش و پالایش شده‌اند. اگر سوالات‌تان نسبتاً شفاف‌اند و به‌خوبی طرح شده‌اند، به احتمال زیاد می‌توانید به سراغ مجلات تخصصی‌ای بروید که در دایرۀ کوچکی از موضوعات کار می‌کنند. دانشجویانی که دربارۀ موضوع پژوهش‌شان ذهنیت چندان روشنی ندارند، با مرور جسته-گریختۀ مجلات عمومی‌تر می‌توانند علاقه‌شان را روی یک مسئلۀ تحدیدشده متمرکز کند. با این که در هر یک از رشته‌های علوم اجتماعی به معنای دقیق کلمه صدها مجله وجود دارد، بهتر است به این که آن‌ها مجلاتی «تخصصی» هستند و با نیازهای شما دقیقاً مطابقت دارند، کاملاً تکیه نکنید. در برخی حوزه‌های موضوعی، متون بیشتری از بقیۀ حوزه‌ها تولید شده است و گاه وقتی یک مجلۀ مرتبط پیدا می‌کنید، احتمالش خیلی زیاد نیست که بتوانید به آن دسترسی داشته باشید مگر این که در کتابخانه‌تان موجود باشد. این نکته را در ذهن داشته باشید که مرور خوب بر ادبیات موضوع، طیف وسیعی از منابع را پوشش می‌دهد و به مقالات چند نشریۀ تخصصی معدود، محدود نمی‌شود.

یک راه دیگر برای پیدا کردن ادبیات مرتبط و شاید یک راه بهتر برای آن‌هایی که ایدۀ پژوهشی چندان روشنی ندارند، رجوع به دیباچه‌هاست. این متون طیف وسیعی دارند؛ از خیلی عمومی گرفته تا تخصصی‌ترها. این نوع متن‌ها برای این طراحی شده‌اند که خوانندگان را با مسائل کلیدی یک حوزۀمعین آشنا سازند و می‌توانند نقطۀ شروع خوبی برای آن‌هایی باشند که قصد دارند موضوع پژوهش‌شان را تحدید کنند. مکتوباتی از نوع مجموعه مقالات نیز به همین اندازه مفیدند. این نوع متون کتاب‌هایی هستند که روی یک موضوع یا حوزۀ خاص متمرکز می‌شوند و فصل‌های‌شان توسط نویسندگان مختلف نوشته شده است. این گونه کتاب‌ها کارهای تعدادی از محققان مختلف را در یک زمینۀ معین کنار هم می‌آورند و دیدِ کلی از آثار آن حوزه ارائه می‌کنند. مجموعه‌های بزرگ‌تری که اصطلاحاً کتاب‌های راهنما نامیده می‌شوند نیز در برخی موضوعات وجود دارند. این مجموعه‌ها گاهی چندجلدی‌اند اما برای دست‌یابی به آخرین پیشرفت‌های یک حوزۀ معین در زمانی نسبتاً کوتاه، می‌توانند خیلی مفید باشند. همانند مجلات، متون پیش‌گفته و کتب راهنما نیز به لحاظ تخصصی‌بودن درجات متفاوتی دارند. باید تلاش کنید تا در دایرۀ منابع موجود و در دسترس،بسته به میزان روشن بودن ایدۀ پژوهشی‌تان به سراغ مناسب‌ترین آن‌ها بروید.

برخی نویسندگان طرفدار این هستند که محقق بدون نظریه مقداری در فرایند پژوهش پیش برود و خود را با تأخیر در معرض ادبیات موضوع قرار دهد. در حالی که بحث‌های مفصلی پیرامون «گراندد تئوری» (رویکردی پژوهشی که اولین بار توسط گلیزر و اشتراوس (۱۹۶۷) معرفی شد) در جریان است، محققانِ طرفدار این روش توصیه می‌کنند مرور ادبیات موضوع را تا زمانی که ایده‌ها و مفاهیم از داده‌ها سر بلند کنند، عامدانه به تأخیر بیاندازیم. در عوض، ادبیات موضوع در گام‌های بعدی فرایند پژوهش وارد عمل می‌شود و با آن به عنوان داده‌های بیشتر [یا مکمل] مواجه خواهیم شد. هدف این رویکرد این است که نفوذ نظریه‌ها و تبیین‌های موجود را بر تفسیر محقق از داده‌های خود کاهش دهد.

سایر صاحب‌نظران معتقدند در پژوهش‌های کاربردی نیازی نیست که پژوهشگران خود را با جنبه‌های خاصی از ادبیات موجود درگیر سازند. برای مثال عده‌ای بر این باورند که اشتغال ذهنی به نظریه،برای پژوهش کاربردی بیشتر یک مانع است تا کمک‌رسان و تحقیق دربارۀ مسائل عملی با حداقل دانش نظری به‌خوبی قابل اجراست و حتی شاید بهتر به نتیجه برسد؛ البته منظور آن‌ها این نیست که مرور ادبیات موجود را به‌کلی دور بزنیم، بلکه فقط می‌خواهند بگویند نیازی نیست محققان خودشان را کاملاً مشغول مباحث نظری گوناگون پیرامون موضوع تحقیق کنند.


Source: White, Patrick. 2009. Developing Research Questions: A Guide for Social Scientists. Palgrave Macmillan

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

4 × دو =