مطالعۀ عمیق تاریخ و شناخت گذشته، پشتوانۀ ما را برای انتقاد به کجی‌ها و خطاهای دوران معاصر تقویت می‌کند.

نویسنده: سید مرتضی میرحسینی

تخمین زمان مطالعه: ۴ دقیقه


 

«مشاهدۀ این‌که مردم در گذشته چه‌قدر متفاوت رفتار می‌کرده‌اند به ما این امکان را می‌دهد که فکر کنیم خودمان چه رفتاری داریم، چرا این‌گونه فکر می‌کنیم، چه چیزهایی را مسلم فرض می‌کنیم یا به چه چیزهایی تکیه می‌کنیم….وقتی جور دیگری دربارۀ خود بیندیشیم و بفهمیم که چه چیزی ما را ما می‌کند، در واقع متوجه می‌شویم که جور دیگری هم می‌شود عمل کرد… تاریخ گفت‌وگوست و گفت‌وگو امکان تغییر را فراهم می‌کند»


مهم نیست که در کدام‌یک از رشته‌های گوناگون علوم انسانی تحصیل می‌کنید؛ حتی مهم نیست که رشتۀ تحصیلی شما هیچ ارتباطی به علوم انسانی ندارد، اما حتماً «تاریخ» بخوانید. شاید فرورفتن لابه‌لای صفحات پرشمار کتاب‌های قطور و اندیشیدن دربارۀ انسان‌هایی که ـ در ظاهر ـ ارتباطی به ما و به دوران زندگی ما ندارند، کمی دشوار و حتی خسته‌کننده و بیهوده به نظر برسد، اما برای همۀ کسانی که به سرمایه‌گذاری روی خود می‌اندیشند، تجربۀ خوب و مفیدی خواهد بود. این چالش از آن چالش‌هایی است که شما را نمی‌کُشد، اما قوی‌ترتان می‌کند؛ به افق نگاه‌تان وسعت می‌بخشد و شما را وادار به تأمل دربارۀ چیزهایی می‌کند که تاکنون به آن‌ها فکر نکرده بودید.

تاریخ در ساده‌ترین ـ و شاید درست‌ترین ـ تعریف «نقل و روایت کارهای مردمانی است که پیش از ما زندگی کرده‌اند» و این یعنی «تاریخ شرح وقایع گذشته است». یادم هست که این تعریف کوتاه را سال‌ها پیش در نخستین صفحات کتاب هفت جلدی «تاریخ آلبر ماله» خوانده و حفظ کرده بودم و هنوز هم برای معرفی تاریخ به آن استناد می‌کنم ـ یا به عبارت درست‌تر به آن پناه می‌برم. تعاریف دیگری هم از «تاریخ» هست که برخی از آن‌ها قدیمی‌تر و برخی دیگر هم از آن جدیدترند، اما به نظرم برای حرف‌هایی که در ادامۀ این یادداشت گفته می‌شود، همین تعریف آلبر ماله کافی است. همین اندازه که تاریخ را دانشی برای درنگ دربارۀ گذشته و شناخت زندگی پیشینیان ببینیم، برای ورود به بحث اصلی ما کفایت می‌کند.

بعد از عبور از آلبر ماله و پذیرش تعریف او از تاریخ، به نویسنده‌ای به نام جان ایچ آرنولد (John H. Arnold) می‌رسیم. او متخصص تاریخ قرون وسطی و فرهنگ دینی آن عصر محسوب می‌شود و آثاری هم در زمینۀ تاریخ‌نگاری و اهمیت تاریخ نوشته است. آرنولد در کتابی کوچک با عنوان «تاریخ» (History) می‌نویسد: «مطالعۀ تاریخ الزاماً مستلزم کَندن از بستر حال و کندوکاو در دنیایی دیگر است. این امر قطعاً ما را از زندگی و بسترهای خودمان آگاه‌تر می‌کند». چرا وی چنین سخنی را به میان می‌آورد؟ زیرا «مشاهدۀ این‌که مردم در گذشته چه‌قدر متفاوت رفتار می‌کرده‌اند به ما این امکان را می‌دهد که فکر کنیم خودمان چه رفتاری داریم، چرا این‌گونه فکر می‌کنیم، چه چیزهایی را مسلم فرض می‌کنیم یا به چه چیزهایی تکیه می‌کنیم». آرنولد برای دفاع از این ادعای خود اضافه می‌کند: «وقتی جور دیگری دربارۀ خود بیندیشیم و بفهمیم که چه چیزی ما را ما می‌کند، در واقع متوجه می‌شویم که جور دیگری هم می‌شود عمل کرد… تاریخ گفت‌وگوست و گفت‌وگو امکان تغییر را فراهم می‌کند». در این‌جا منظور او از گفت‌وگو با چیزی که اغلب ما در ذهن خودمان داریم متفاوت است؛ منظور او گفت‌وگو میان دو فرد عادی یا دو انسان نیست. وی می‌گوید تاریخ «گفت‌وگویی میان گذشته و حال» است؛ «میان آنچه واقعاً [در گذشته] رخ داده و آنچه قرار است بعداً رخ دهد». همچنین بار دیگر بر ادعای خود تأکید می‌کند که «گفت‌وگو مهم است، چون امکان تغییر شرایط و اوضاع را ایجاد می‌کند».

از نگاه آرنولد مطالعۀ عمیق تاریخ و شناخت گذشته، پشتوانۀ ما را برای انتقاد به کجی‌ها و خطاهای دوران معاصر تقویت می‌کند و امکان مواجهۀ درست و منطقی با چیزهای نیازمند تغییر را فراهم می‌سازد. «آن‌گاه که با جزم‌اندیشی و تعصب به ما می‌گویند «این تنها روال ممکن است» یا «تا بوده همین بوده»، تاریخ به ما امکان می‌دهد که به این حرف اشکال بگیریم و بگوییم همواره روال‌های فراوان و نیز انواع فراوانی از بودن وجود داشته است»؛ و این همان رازی است که تاریخ را به دانشی بی‌مانند تبدیل می‌کند؛ زیرا «تاریخ به ما ابزار مخالفت می‌دهد»؛ مخالفت با رویه‌های نادرست و مسیرهای پرهزینه و تمام چیزهای دیگری که به اصلاح و ترمیم نیاز دارند. این مخالفت با نادرستی می‌تواند نخستین گام رو به جلو از طرف ما برای تغییر باشد.

پی‌نوشت: کتاب «تاریخ» نوشتۀ جان ایچ آرنولد به همت نشر ماهی و با ترجمۀ احمدرضا تقاء در بازار کتاب ایران موجود است و کتاب «تاریخ آلبر ماله» نیز سال‌ها پیش به کوشش جمعی از مترجمان به زبان فارسی ترجمه شد.

44+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

15 + 9 =