معماری و روانشناسی

روانشناسی معماری‌محور؛ اثر محیط‌های ساخته‌شده بر زندگی ما چیست- بخش اول

نویسنده: معصومه سلمانی

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


به‌یقین برای بسیاری از ما روشن است که محیط اطراف ما تأثیر بسیاری زیادی در خلق‌وخو و همین‌طور عملکرد ما خواهد گذاشت. اما شاید برای بسیاری این موضوع جالب‌توجه باشد که تأثیر معماری بر روان ما به‌عنوان یک علم هنوز در مراحل ابتدایی خود به سر می‌برد. پرسش‌های بسیاری در مورد نحوه‌ی تأثیر عوامل مختلف محیطی بر روان انسان هر روزه در حال شکل‌گیری و همین‌طور پاسخ دادن توسط خبره‌های دو رشته‌ی معماری و روانشناسی هستند.

در این مطلب دو بخشی سعی می‌شود نزدیکی این دو زمینه را برای پاسخ دادن به سؤال اساسی یعنی تأثیر معماری و روانشناسی بر یکدیگر را روشن نماییم. البته پرواضح است که ما نزدیک به ۸۰ تا ۹۰ درصد زندگی‌مان را در فضای داخل ساختمان‌ها که با فرم‌ها و شکل‌های متفاوت، نورهای مصنوعی، رنگ‌ها، اثاثیه و خواص صوتی متفاوت احاطه شده‌اند، می‌گذرانیم. به‌یقین باید این سؤال را از خود بپرسیم که اثر این محیط‌های ساخته‌شده بر زندگی ما چیست.


معماری بستر کنش ما با محیط اطرافمان است

همان‌طور که پیش‌تر نیز به نحوی در مورد نزدیکی روانشناسی و معماری صحبت شد، باید گفت یک رشته‌ی میان‌رشته‌ای جدید به‌تازگی موردتوجه پژوهش‌های جدید قرار گرفته است. نام این رشته «روانشناسی معماری محور» است و در طول چندین سال اخیر سؤال‌های مورداشاره را مورد کندوکاو قرار داده است.

هدف این رشته‌ی دانشگاهی پژوهش در مورد اثرات معماری بر انسان و احساسات و رفتار آن‌هاست تا با توجه به نتیجه‌ی چنین پژوهشی پیشنهادهایی برای ساخت و طراحی فضای داخلی و خارجی ساختمان‌ها ارائه دهد.

چگونه خانه‌ها و محل‌های کار و دیگر ساختمان‌هایی از این قبیل می‌توانند طراحی و ساخته شوند تا استرس و تنش‌های روانی را کاهش دهند و یا میزان سلامت ما را افزایش دهند؟

پژوهش‌های بسیاری جهت پاسخ دادن به سؤال‌هایی از این قبیل در حال بررسی است: پتانسیل‌ها و فرصت‌های بهبود معماری جهت تأمین بهره‌وری روانی در طول فرآیند طراحی معماری چیست؟ فضاها و فرصت‌های عینی که معماری می‌تواند در آن مؤثر باشد چیست؟

تأثیر معماری بر سلامت تن و روان

یکی از جذاب‌ترین موارد مربوط به رازهای مغز انسان، وجود مغز خزندگان است. این بخش از مغز انسان در واقع هدیه‌ی تکامل میلیون ساله‌ای است که در مقابل خطرات و محیط اطراف به‌صورت ناخودآگاه واکنش‌هایی صورت خواهد داد.

این نوع واکنش‌ها بسیار سریع بوده و به‌نوعی به‌صورت اتوماتیک توسط مغز خزنده، صورت می‌پذیرد. بسیاری از بیماری‌های روحی مزمن در نتیجه واکنش‌های بلندمدت این ناحیه از مغز به‌عنوان نوع واکنش به محیط اطراف است.

از این رو باید در نظر گرفت که بسیاری از فرآیندهای ذهنی بشر به‌نوعی به‌صورت ناخودآگاه در قبال اثر محیط بر او شکل می‌گیرد. این امر گواه نکته‌ی بسیاری مهمی در مورد تأثیر محیط اطراف بر تن و روان انسان است.

بدیهی است وجود استرس و یا ناراحتی و همین‌طور ترس در بسیاری از موارد به‌نوعی ابزار بقای انسان محسوب می‌شوند. توانایی انسان در مقابل تهدیدهای مختلف با وجود احساس‌های مورداشاره افزایش می‌یابد. با این وجود این نوع احساسات خود می‌تواند به‌نوعی تهدیدی در قبال سلامت انسان محسوب شود.

در زندگی مدرن استرس به‌نوعی نقشی کلیدی دارد. وجود موانع کاری و تحصیلی در زندگی مدرن خود یکی از این منابع زاینده‌ی استرس محسوب می‌شوند.

با این حال تمام چالش‌های انسان در زندگی مدرن در محیط طراحی شده توسط او در شهرها و ساختمان‌ها رخ می‌دهد. از این نظر می‌توان نقش معماری را به‌عنوان عاملی پیشینی برای کاهش و یا افزایش تنش‌ها به‌عنوان عاملی مهم موردمطالعه قرار داد.

پژوهشگران بسیاری در طول مطالعات خود قانع شده است که معماری‌ای که به‌خوبی طراحی نشده باشد و کیفیت پایینی داشته باشد در کنار دیگر عوامل می‌تواند باعث ایجاد استرس، افزایش خستگی، تشدید اختلال‌های روانی و همین‌طور ایجاد عدم آسایش جسمی شود.

بنا به مشاهدات آن‌ها این اثرات فوری و قابل‌رؤیت نیستند ولی پس از یک دوره‌ی ماهانه و یا سالانه به‌مرور پدیدار خواهند شد. با استدلال وارونه حتی می‌توان به این نتیجه دست یافت که طراحی فضای بهتر و بودن در محیط معماری بهتر می‌تواند فرآیند بهبود بیماری و سلامت را افزایش دهد.

جهت احساس آرامش در یک محیط، تنها تهویه مناسب و دمای مطبوع کافی نیست. نورپردازی، گیاه‌های درون محیط، مواد به‌کاررفته برای ساخت و طراحی محیط، روش‌های ساخت، شرایط دما و هوای درونی همه در کنار هم می‌توانند نقش اساسی برای ایجاد یک محیط سالم را ایفا کنند.

برای داشتن دید بهتر باید در ابتدا در نظر بگیریم که انسان‌ها به‌صورت کلی یک دید جامع و کل‌نگر را دارند. این یعنی حواس ما نحوه‌ی تفکر، احساسات و کنش‌های ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در نتیجه این یعنی حواس ما تمام بدن ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اگر حواس ما به‌صورت مثبتی تحریک ‌شده باشند، در نتیجه احساسات آرام شدن و آرامش نیز ممکن خواهد بود. در نتیجه فضا می‌تواند بنا به صحبت‌های قبلی تمام موارد یاد شده یعنی تفکر، احساسات و کنش‌های ما را تغییر دهد.

برای مثال تهییج احساسات ما توسط فضا و مکان و محیطی که در آن هستیم می‌تواند باعث انگیزه بیشتر و یا بهبود کارکرد و حتی افزایش تمرکز ما در حین اعمال مختلف شود. اگر در محیط احساس عدم آسایش روانی داشته باشیم می‌توانیم تحت اثر ناراحتی، بیش‌ازحد حساس شدن و حتی اضطراب قرار بگیریم.

یک دانشمند به نام تانجا ولمر دریافته است که افراد بیمار، سالمند و خردسالان بیشتر از دیگر مردم در پیوند با محیط اطراف خود هستند. به همین دلیل بیشتر در معرض تأثیر از شرایط مکانی و محیطی هستند. در واقع هر چه ما ناامن‌تر باشیم میزان اثر محیط بر ما بیشتر خواهد بود.

گروه تحقیقاتی تحت نظر دکتر راجر اولریچ نیز به این مهم دست‌یافته است که نور طبیعی می‌تواند ریتم بدن ما را ازجمله گردش خون و جریان خون را تنظیم نماید و همچنین می‌تواند در بسیاری از محیط‌ها عملکرد بهتر و آسایش را برای ساکنین به همراه بیاورد.

البته این نکته چیز تازه‌ای نیست ولی ما نزدیک به ۸۰ تا ۹۰ درصد از زمان روز را در داخل ساختمان‌هایی هستیم که معمولاً نمی‌توانند نور کافی را در طول روز برای ما تأمین نمایند. درنتیجه باید متغیری برای طراحی ساختمان‌ها و همین‌طور استفاده از لامپ‌های الکترونیکی در نظر گرفت تا کارکردهای روانی و جسمی ما را در شرایط بهینه‌ای قرار دهد.

0

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

11 − 3 =