مهارت و اشتغال علوم انسانی

به همت طرح اعتلای علوم انسانی؛

نشست مهارت و اشتغال در رشته‌های علوم انسانی: ظرفیت‌ها و واقعیت‌ها برگزار شد

به گزارش بُردار؛ طرح اعتلا و ساماندهی علوم انسانی به مناسبت هفته پژوهش مورخ ۲۸ آذرماه ۹۷، نشست «مهارت و اشتغال در رشته های علوم انسانی: ظرفیت‌ها و واقعیت‌ها» را برگزار کرد. این نشست که سومین نشستِ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با موضوع اشتغال علوم انسانی بود؛ از سخنرانی نعمت‌اله فاضلی، بهروز دری و روح‌اله شهابی بهره‌مند بود.  دبیری نشست نیز بر عهده عبدالرحمن حسنی‌فر بود.

مهارت و اشتغال علوم انسانی
فاضلی و طرح دوگانه مهارت-شایستگی

نشست مهارت و اشتغال در رشته های علوم انسانی با سخنرانی نعمت‌اله فاضلی آغاز شد. فاضلی با وام‌گیری از پژوهش مقصود فراستخواه تحت عنوان «نقش برنامه‌های آموزشی و پژوهشی علوم انسانی دانشگاه‌ها در پیشرفت و توسعه جامعه ایران»؛ به ترسیم دوگانه مهارت-شایستگی پرداخت.

به زعم فاضلی «علوم انسانی و اجتماعی با مقوله‌ای به نام مهارت سروکار ندارد و طرح این پرسش نمی‌تواند به فهم ما درباره کاری که علم انسانی می‌تواند انجام دهد، کمکی کند». و به جای مهارت، فاضلی معتقد است «علوم انسانی و اجتماعی با شایستگی سروکار دارد».

طبق روایت فاضلی، گزارش پرویز اجلالی و نیز کتاب مرحوم قانعی‌راد (تحت عنوان تعاملات و ارتباطات در اجتماع علمی؛ مطالعه موردی علوم اجتماعی) تاکید بر شایستگی را محور اصلی خود قرار داده‌اند.

نعمت‌اله فاضلی همچنین تصریحی چندباره بر این روایت داشت که هم در دانش جهانی و هم در اسناد داخلی، بحث کاربرد و مهارت در علوم انسانی، یک بحث حاشیه‌ای است و گفت: «در هیچ سند جهانی و داخلی دیده نشده است که از مهارت در توضیح مشارکت فعالان علوم انسانی در فرآیند توسعه استفاده شده باشد». و گزارش‌هایی از جنس «نقش علوم انسانی در توسعه جامعه» را مربوط به سال‌های پس از سال ۱۳۸۰دانست.

وی سپس به توضیح مفهوم شایستگی پرداخت. توضیح شایستگی در صحبت‌های فاضلی با ارجاع به گزارش محمد فاضلی انجام شد؛ گزارشی که طی آن محمد فاضلی به تعریف ۱۶ شایستگی کانونی در فعالان حوزه علوم انسانی دست زده است.

این توانایی‌ها، جنسی نرم دارند و شامل توانایی‌هایی می‌شوند که فرد کارآمد اجتماعی یا شهروند تربیت می‌کنند. همچنین در پرتو این شایستگی‌ها «دانشجو می‌تواند زندگی هدفمندی را انتخاب کند و فضیلت‌های دموکراتیک و شهروندی را درونی کند. شایستگی‌ها، قابلیت‌ها و استعدادهای بالقوه را در کانون توجه قرار می‌دهند و انسانی اخلاقی و فضیلت‌محور را هدف قرار می‌دهند». توان تجزیه و تحلیل انتقادی، فرصت بازاندیشی، تربیت سوژه‌های خلاق و فعال؛ از دیگر خصلت‌های شایستگی شمرده شدند.

طبق مفهوم شایستگی فاضلی معتقد است «علوم انسانی با نیازهای نظام اجتماعی در مقابل نیازهای بازار سروکار دارد» و این مسئله را مشکلی که حکومت متوجه علوم کرده باشد، ندانست؛ بلکه «این، اساتید هستند که بر اثر جهل یا نیاز مادی، مباحث حاشیه‌ای علوم انسانی مثل کاربرد و مهارت را برجسته می‌کنند».

فاضلی در انتهای صحبت‌های خود به تعدیل بحث پرداخت، با این بیان که: «افق را باید علوم انسانی بر اساس شایستگی تعریف کرد؛ گرچه در چنین افقی، برای کاربرد هم می‌توان جایی باز کرد».

درّی و پیشنهاد تنظیم عرضه و تقاضا

بهروز دری، با رد دوگانه مهارت-شایستگی آغاز کرد و شایستگی را متغیری وابسته دانست که به متغیرهای دانش، توانایی و مهارت مرتبط می‌شود. وی در همان ابتدا توصیه کرد از مفاهیم فاصله گرفته و به مصادیق واقعی توجه نشان دهیم. برای این منظور نیز به معرفی سایت اونت، اولین منبع ملی امریکا برای مشاغل پرداخت.

این سایت که شبکه مشاغل ایالات متحده امریکا را دربرمی‌گیرد؛ مجموعه‌ای از مولفه‌های مهم برای یک شغل را تشریح داده است. این سایت، شرایط احراز هر شغل را طبق آیتم‌های چندگانه به تفکیک به دست می‌دهد: چه میزان دانش، چه میزان مهارت، چه حدی از توانایی و چه نوع نگرشی برای کسب یک شغل ضروری هستند. همچنین به شکلی جزئی‌تر درباره این توضیح می‌دهد که مثلا این میزان از دانش، حاوی چه موضوعاتی باید باشد و تا چه حدی از هر موضوعی لازم است.

دری معتقد بود که سایت اونت «نمونه‌ای است که نشان می‌دهد مفهوم اشتغال، تجهیز به مهارت را با چه معنایی، در خود مستتر دارد». از نظر دری این نوع مهارت‌های مورد نیاز برای مشاغل، همان شایستگی‌ها هستند که در بیان نعمت‌اله فاضلی از آن دفاع شده بود: «شایستگی، تجلی مهارت‌هاست و یک مفهوم نظری صرف نیست».

پس از این محاجه، دری به بحث از پیش تعیین شده خود پرداخت. این بحث، از ارجاع به سخنرانی یعقوب انتظاری در نشست تحلیلی بر وضعیت مهارت و اشتغال فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم انسانی در چهار دهه گذشته» کلید خورد. انتظاری در این نشست به هشت واقعیت موجود درخصوص اشتغال و بیکاری علوم انسانی اشاره کرده بود:

  • نرخ پایین مشارکت فارغ‌التحصیلان (به خصوص زنان)در نیروی کار
  • نرخ پایین اشتغال و نرخ بالای بیکاری فارغ‌التحصیلاندانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی
  • اشتغال ناقص فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در نظام اقتصادی
  • وجود بیکاری پنهان در بین فارغ‌التحصیلان
  • اشتغال نامناسب فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در نظام اقتصادی
  • عدم تطبیق قابلیت‌های فارغ‌التحصیلان با قابلیت‌های مورد نیاز در نظام اشتغال ایران
  • عدم توسعه قابلیت‌های کلیدی توسط دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی ایران
  • عدم توسعه قابلیت‌های خوب توسط دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی ایران

انتظاری در آن جلسه، حل یا غلبه بر این مسائل را منوط به کسب «قابلیت‌های کلیدی» دانسته بود. دری، این قابلیت‌های کلیدی را همان شایستگی‌ها معرفی کرد که باید به توازن عرضه و تقاضا در عرصه آموزش عالی منتج شوند.

نیروی شایسته با شایستگی‌های پیش‌گفته برای تنظیم نیازهای بازار و سازمان جامعه نیاز است؛ که اگر چنین هدفی محصل نشود، نقض غرض صورت گرفته است.

راه‌حل مسئله بیکاری علوم انسانی در اظهارات دری به تعادل عرضه و تقاضا مربوط بود. از نظر دری جمع عرضه از جمع تقاضا بیشتر است که تعدیل این عدم موازنه، با برنامه‌ریزی در هر دو سو ممکن است: یعنی هم دانشگاه به افزایش کیفیت عرضه بپردازد و هم در ظرف تقاضا که اعم از جامعه، بازار و سازمان است، به شفاف شدن تقاضا و بازتعریف تقاضا به صورتی که منجر به استفاده بیشتر از تقاضا شود، اهتمام کنند.

نکته مهم در سخنرانی بهروز دری، اشاره‌ای بود که بازتعریف مفهوم شغل داشت. از نظر دری شغل، هم سویه‌ها یکلان و هم خرد زندگی در جامعه ما را دربرگرفته است و نیازمند نگاهی است که به آن به عنوان واقعیتی بیرونی که ابعاد متعددی از جامعه را درگیر کرده است، پاسخ داده شود.

شهابی و شایستگی سه مرحله‌ای

سپس نوبت به روح‌اله شهابی رسید که در سه محور به شرح بحث خود پرداخت. سه محوری که شهابی به آن‌ها پاسخ داد، شامل پرسش ذیل بود:

  • برای رسیدن به فهمی از واقعیت موجود، اکنون وضعیت اشتغال یا بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی چگونه است؟
  • وضعیت موجود در بستر چه عواملی شکل گرفته است؟
  • ساده‌ترین و سریع‌ترین راه‌کار تعدیل بیکاری شامل چه اقداماتی است؟

برای ترسیم مختصات کنونی اشتغال و بیکاری علوم انسانی و دانشگاهیان به طور عام، شهابی به آمارهایی اکتفا کرد:

  • اندونزی سال ۲۰۱۴ با ۶٫۸ درصد بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی
  • هند سال ۲۰۱۴ با ۵٫۴ درصد بیکاری
  • کانادا سال ۲۰۱۶ با ۴٫۹ درصد
  • بلژیک سال ۲۰۱۳ با ۵٫۶ درصد
  • امریکا سال ۲۰۱۷ با ۲٫۳ درصد
  • ایران سال ۱۳۸۰ با ۱۰٫۳ درصد
  • ایران سال ۱۳۸۸ با ۲۵ درصد
  • ایران سال ۱۳۹۵ با نزدیک ۲۰ درصد

این درصدها که در رشته‌های مختلف نیز متفاوت هستند، نشان می‌دهند بیش‌ترین نرخ بیکاری مربوط به علوم کامپیوتری با ۸۰ درصد و کمترین مربوط به حوزه‌های بهداشت و درمان با ۸ درصد بیکاری است. طبق آمار رسمی در علوم انسانی نیز حدود ۲۵ الی ۲۶ درصد بیکار داریم.

اما بستر ایجاد نرخ‌های بالای بیکاری در کشور چیست؟ روح‌اله شهابی به برخی زمینه‌های ساختاری اشاره کرد:

  • تحولات جمعیتی از نوع جوان شدن جمعیت
  • افزایش نرخ مشارکت زنان در بازار کار
  • جذب فارغ‌التحصیلا به بخش دولتی از اواسط دهه ۷۰ و کاهش شدید این جذب در وضعیت فقدان نظام جایگزین برای ایجاد اشتغال فارغ‌التحصیلان
  • کنار نرفتن نیروی کار بازنشسته و سالخورده و در ابقا در بازار کار
  • توزیع نامتقارت آموزش عالی در رشته‌ها: بعضی از سال‌ها انباشت تقاضا در بعضی رشته‌ها و کاهش تقاضا در بعضی رشته‌های دیگر (نامتوازن بودن عرضه و تقاضا)

شهابی برای فقدان توازن میان عرضه و تقاضا در علوم انسانی دو دلیل داشت:

  • ورود نهاد دانشگاه به ایران از همان تاسیس دارالفنون تا تاسیس دانشگاه تهران در دهه ۳۰، به دست علوم انسانی خوانده‌ها اتفاق افتاده است. این امر سبب توجه بیشتر به افزایش کمی علوم انسانی شده است.
  • پس از ایجاد دانشگاه آزاد، دانشگاه دولتی با سیاست افزایش کمی خود به علوم انسانی روی آورد؛ چراکه کم هزینه و کم امکانات بود و نیاز به تجهیزاتی مثل آزمایشگاه و زمین و غیره نداشت. پس دانشگاه‌های پیام نور، عملا به دانشگاه‌های علوم انسانی تبدیل شدند.

به زعم شهابی خلاف آنچه تصور می‌شود، دانشگاه از ابتدای تاسیس در ایران متوجه نیازهای جامعه بوده است. مثال و مصداق‌هایی هم از بذل توجه نهاد رسمی دانش به جامعه آورد که از جمله آن‌ها اعزام دانشجو مرتبط با نیازهای اداری و بوروکراتیک جامعه و تاسیس دانشسرای عالی با عطف توجه به پرورش نیروی فکری برای تربیت و آموزش بود.

پی‌آمد توصیف وضعیت موجود و مدلل کردن آن توسط شهابی، به محور سوم سخنرانی شهابی رسید: ارائه راهکار برای این وضعیت بود. راهکار ساده و سریعِ شهابی، تقویت شایستگی بود. این شایستگی‌ها در نظام راهکارهای شهابی، سه نوع شایستگی را شامل می‌شد:

  • پایه یا کانونی: سواد رایانه‌ای، آی‌تی، توانایی حل مسئله، توانایی تیم‌ورک، توانایی مدیریت زمان، مهارت‌های کلامی، نوشتن، تفکر انتقادی، زبان انگلیسی، گزارش نوشتن. همه این شایستگی‌ها قابلیت آموزش دارند.
  • روانشناختی: هوش هیجانی، مواجهه استرس، خطرپذیری و تصمیم‌گیری،
  • تخصصی: از رشته‌ای به رشته دیگر فرق می‌کند. آشانایی با نرم‌افزارهای تخصصی، آشنایی با تکنولوزی‌هیا پیشرفته آموزشی، مهارت در تدوین محتوای آموزشی و و و

اما این راهکار سه بخشی، چه نسبتی با برنامه‌های درسی دانشگاه و برنامه‌ریزی درسی دارد؟ شهابی این نسبت را با طراحی و تعبیه سه نوع برنامه درسی نشان داد:

  • طرح توسعه فردی. این برنامه در ابتدای تحصیل به فرد داده می‌شود. دانشجو برای ارتقای شانس در رقابت بر سر شغل باید در انتهای دوره آموزشی خود به اهداف این طرح توسعه فردی رسیده باشید. این طرح توسط برنامه‌ریزان تهیه و به دانشجویان ارائه می‌شود؛
  • طرح دوم، در طول برنامه درسی، واحدهای شایستگی گنجانده شود. چنین برنامه‌ای در برخی دانشگاه‌ها مثل آلورنو در میل‌واکی این کار را اجرا شده است؛
  • دوره‌های پس از فارغ‌التحصیلی. طی بسته‌ها‌های آموزشی و پروژه‌های مشخص برای دانشجویان، مهارت‌ها و شایستگی‌ها به دانشجو منتقل می‌شود.

نشست‌های پیشین پژوهشگاه علوم انسانی درباره مهارت و اشتغال علوم انسانی را می‌توانید در اینجا و اینجا مطالعه کنید.

فاطمه مرتضوی/

0

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

4 × 1 =