میزگرد «ناکارآمدی علوم انسانی» با حضور دکتر مهدی گلشنی، دکتر قاسم پورحسن،‌ دکتر حسین کلباسی، دکتر فرانسیسکو ژوزه لوئیس- بخش۱


موضوع ناکارآمدی علوم انسانی در تاریخ سه‌شنبه ۲۹ دی‌ماه ۱۳۹۵، به همت مجله عصر اندیشه با تجلیل از مهدی گلشنی پدر فلسفه علم ایران در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.

بخش پایانی این مراسم که به میزگرد «ناکارآمدی علوم انسانی» اختصاص داشت، با سخنرانی قاسم پورحسن،‌ حسین کلباسی و فرانسیسکو ژوزه لوئیس استاد تازه مسلمان ‌شده دپارتمان مطالعات ادیان دانشگاه تورنتو، مهدی گلشنی به مدیریت پیام فضلی‌نژاد برگزار شد.


۱ ـ دیدگاه‌های علوم انسانی باید متفاوت باشد نه یک دست!

در ابتدای این میزگرد، قاسم پورحسن با اشاره به اینکه تلقی‌اش در باب علوم انسانی با سه معضل اساسی معرفت‌شناسانه، تاریخی و آینده‌نگر روبه‌رو است، افزود: برخلاف دیدگاه بسیاری از محققان در ایران ما درباره علوم انسانی تا به حال هیچ سخن مهمی مطرح نکرده‌ایم، مقاله زیاد داریم اما نظریه خیر! بنابراین تولید اندیشه نداشته‌ایم و واقعاً فهم صحیحی از علوم انسانی نداریم.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اینکه دغدغه و اقتضائات انسانی و خاستگاه و غایات علوم انسانی با علوم فنی متفاوت است،‌ افزود: تنها مشکل در حوزه علوم انسانی اساتید و محققان نیستند بلکه نهادهای ما نیز مقصرند که هیچ تلاشی نکردند.

نگاه ما به علوم انسانی فرودستانه است. نباید انتظار داشته باشیم با این نگاه رشته‌هایمان نیز ارتقا پیدا کند و مشکلات حل شود. تلقی نادرست ما این است که در غرب تنها یک نظریه واحد علوم انسانی است، خیر دیدگاه‌ها در غرب نیز پراکنده است ابتدا باید این نکته را دریابیم که علوم انسانی مثل فیزیک نیست که یک نظریه واحد حاکم شود ما از تجربه عقل جمعی ۴۰۰ سال اخیر باید استفاده کنیم.

پورحسن با تأکید بر اینکه نخستین مشکل ما پرسشگری نادرست است و تا زمانی که پرسشگری صحیح نشود،‌ نیازها هم رفع نخواهد شد، افزود: بنابراین فهم مسئله قلب علوم انسانی است. بنده در دانشگاه علامه طباطبایی چنین پیشنهادی را برای برپایی کلاس‌هایی چندساله با پرسشگری صحیح مطرح کردم که البته اتفاق نیفتاد.

اما معضل دوم ما فهم نادرست نسبت به مواریث است ما نه‌تنها تاریخ هزارساله را نمی‌شناسیم بلکه تاریخ صدساله و تاریخ مشروطه را نیز صحیح نمی‌شناسیم. حتی ما می‌ترسیم به ابن‌سینا بازگردیم! درحالی‌که ابن‌سینا مهم‌ترین رکن تمدنی ما است و تا زمانی که به او بازنگردیم، علوم انسانی را نمی‌توانیم درک کنیم.

وی همچنین اظهار داشت: نکته آخر نیز درک صحیح نسبت به آینده و افق راه است که این هم ترسیم نشده است. یک فرزانه ایرانی که البته به غلط به کنفوسیوس نسبت داده‌اند،‌ گفته است اگر برنامه یک ساله داریم، برنج بکاریم، اگر برنامه ده‌ساله داریم، درخت بکاریم و اگر برنامه ۱۰۰ ساله داریم،‌ انسان تربیت کنیم.

۲ ـ آیا علوم انسانی باید در صحنه عمل و ملموس خود را نشان دهد

در ادامه این میزگرد، حسین کلباسی با تشکر از انتخاب مهدی گلشنی از سوی عصر اندیشه برای تجلیل و امیدواری از تکرار چنین حرکت‌هایی گفت: تجارب علمی استاد گلشنی به همراه شخصیت بی نظیر و دغدغه‌هایی که برای علوم انسانی دارند،‌ بسیار به کار ما می‌آید، امیدواریم مجال بیشتری برای معرفی چنین سرمایه‌‌های علمی کشور فراهم شود.

وی در ادامه گفت: عنوان این جلسه به اعتقاد بنده قابل تأمل است. زمانی ما درباره ناکارآمدی می‌توانیم صحبت کنیم که کارآمدی را تعریف کرده باشیم، از وجوه مهم کارآمدی اینکه در صحنه عمل و شرایط انضمامی و ملموس قابل رؤیت باشد و در آن اثر علم و دانش دیده شود.

زمانی که ما از علوم کاربردی سخن می‌گوییم یعنی دانش در قلمرویی اثر خود را نشان می‌دهد. حال باید پرسید کارآمدی علوم انسانی یعنی چه و آیا علوم انسانی باید در صحنه عمل ملموس خود را نشان دهد؟

 ۳ ـ اندیشیدن مهم‌ترین وظیفه متخصصان علوم انسانی است

کلباسی با تأکید بر اینکه مهم‌ترین وظیفه علوم انسانی و متخصصان آن اندیشیدن است چراکه ساحت علوم انسانی، ساحت اندیشه است. توضیح داد: اگر این‌طور نباشد اشتباه مفهومی و معرفتی مرتکب شده‌ایم و در واقع خاصیت و اثر اندیشه در صحنه اجتماعی مفقود شده است وگرنه اندیشمندان کاری جز اندیشیدن ندارند.

وی در ادامه افزود: دنیای مدرن بر پایه معماری کانت و هگل ترسیم شد اما خود این افراد در زمان خود مجهول بوده‌اند و کسی هم اعتنایی به آن‌ها نداشت چه برسد به این‌که مؤسس تمدنی باشند. بنابراین دست‌کم یک قرن باید بگذرد تا اثر و خاصیت این‌ها مشخص شود. سخن از کارآمدی هم به این معنا نیست که در اداره کارآمدی یک دانشگاه ارزیابی شود. اگر در مدار اندیشیدگی یک دانشگاه خود را نشان دهد،‌ این اتفاق افتاده است.

 ۴ ـ نقصان در ساحت اندیشیدگی

کلباسی با اشاره به اینکه علت اصلی قطع رابطه علوم انسانی با علوم کاربردی و صحنه‌های عملیاتی و سیاسی به خاطر همین کاستی و نقصان در ساحت اندیشیدگی است، توضیح داد: اگر آسیب‌شناسی بخواهیم بکنیم در همین حوزه باید صورت گیرد. متخصصان علوم انسانی ما در همان ساحت دانش خلاقیت‌ها و برون دادهای لازم را ندارند و این دانش در برخی قلمروها عقیم می‌ماند. علمای علوم انسانی طراحان و معماران یک تمدن و آگاهی تاریخی ملت هستند این کار اگر صورت بگیرد، کار بزرگی و وظیفه اندیشمندان است که خوب تحقق یافته است.

کلباسی سپس به وجه تاریخی علوم انسانی تمرکز کرد و گفت: علوم انسانی هر قوم یک شناسنامه و تاریخ دارد و این پیشینه قابل جدا کردن از هویت اکنون نیست. اشتباه بزرگ برخی نوشته‌ها و نظریات این است که فکر می‌کنند علم مکانیکی است. درحالی‌که علم موجودی زنده است و مشتمل بر گذشته و آینده است.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: ناکارآمدی علوم انسانی در قبال کارآمدی باید سنجیده شود و این امر چیزی است که در سنت ما تحت عنوان تأخیر و تقدیم مطرح می‌شود. دانشگاه‌ها با هم ارتباط طولی و عرضی دارند. اگر به این سه ملاحظه توجه کنیم شاید روزی تحت عنوان کارآمدی علوم انسانی در فرهنگ ما مطرح شوند.

 ۵ ـ دانشگاه‌های اروپا پژوهش‌محور نیست و به سبک زندگی غربی توجه دارد

در ادامه این مراسم فرانسیسکو ژوزه لوییس استاد دانشگاه تورنتو به زبان فرانسه گزارشی از وضعیت دانشگاه‌ها و مؤسسات و دانشگاه‌های برتر خارج از ایران ارائه داد. وی گفت: این فهرستی که برخی دانشگاه‌ها تهیه می‌کنند به دانشگاه این امتیاز را می‌دهد که چطور دانشجو پس از آن وارد بازار کار شود. البته برخی از این آمارها نیز به دور از واقعیت‌های مربوط به جامعه است حتی برخی افراد را از مدارس علوم انسانی به سمت رشته‌های فنی نیز سوق می‌دهد.

وی افزود: بسیاری مدارک دانشگاهی این دانشگاه‌ها توسط آنگلوساکسون‌ها و نئولیبرال‌ها داده می‌شود. استانداردهایشان نسبت به گذشته پایین‌تر آمده و دانشجویان مثل گذشته استعداد بالایی ندارند. حتی دانشجویان سال سوم کارشناسی‌ام در تورنتو با چهره‌هایی نظیر تولستوی و همینگوی هم آشنایی نداشتند که شاید مضحک به نظر برسد!

لوییس اظهار داشت: بسیاری دپارتمان‌های پژوهشی این دانشگاه‌های انگلیسی، ایدئولوژیک شده و به پژوهش کمتر می‌پردازند. مدرسان این دانشگاه‌ها نیز دانشجویان تربیت می‌کنند که به لحاظ ایدئولوژیک به سمت‌وسوی موردنظر آن‌ها بروند، بنابراین دانشگاه‌ها پژوهش‌محور نیست و توجه به سبک زندگی غربی دارد.

وی که متولد پرتغال و بزرگ‌شده لوکزامبورگ است، ادامه داد: این وضعیت حتی در مدارس نیز به چشم می‌خورد. به‌عنوان‌مثال، در مدارس دوره ابتدایی فرانسه دانش‌آموزان را با مسائل جنسی آشنا می‌کنند و به آن‌ها می‌گویند می‌توانید برای خود شریک جنسی هم‌جنس یا غیرهمجنس انتخاب کنید!

 ۶ ـ مسائل مهم دنیا بر شانه علوم انسانی حل می‌شود

میزگرد «ناکارآمدی علوم انسانی» با حضور دکتر مهدی گلشنی، دکتر قاسم پورحسن،‌ دکتر حسین کلباسی، دکتر فرانسیسکو ژوزه لوئیسدر پایان این میزگرد، مهدی گلشنی با تأکید بر نامناسب بودن وضعیت علوم انسانی در ایران گفت: این‌طور نیست که همه مسائل ما را علوم فنی حل کند. مسائل مهم دنیا بر شانه علوم انسانی استوار است. حتی علوم انسانی بر تبیین و ترویج علوم دیگر نیز مؤثر است. بنابراین باید تلاش کنیم علوم انسانی را ترویج دهیم. اصحاب رسانه در این حوزه بسیار می‌توانند کمک کنند.

وی درباره بحث دانشگاه‌ها در غرب گفت: به‌هرحال بسیاری از دانشگاه‌های غربی هم کارهای خاص و مهم انجام می‌دهند. حتی بسیاری آثار ما در این دانشگاه‌ها کار شده مثل برخی آثار خواجه نصیر که در غرب کشف شده است. ما از این‌ها غفلت کرده‌ایم و آن‌ها هم آمده‌اند و آثار ما را کار می‌کنند.

ادامه دارد …

نخستین شنبه انسانی گروه بردار را از اینجا دنبال کنید.

0

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

یازده + 14 =