نقدی بر وضع موجود

بازاری شدن روانشناسی

نویسنده: زهرا نوعی[۱] – دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی

تخمین زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه


 

«در حال حاضر تعداد اعضای سازمان نظام روانشناسی به ۱۸هزار نفر رسیده است و در این میان ۳۸۵۱ روانشناس هم مجوز و پروانه اشتغال دارند.» نظارت بر عملکرد همین تعداد روانشناس، برای سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کار آسانی نیست؛ چه برسد به این‌که این سازمان بخواهد بر بقیه روانشناسانی که بدون پروانه فعالیت می‌کنند، نظارت کند. علاوه بر آن سازمان نظام روانشناسی و مشاوره به‌طور کامل متولی امور مرتبط به مراکز مشاوره هم نیست و سازمان بهزیستی و وزارت ورزش و جوانان هم مجوز مرکز مشاوره صادر می‌کنند. این موازی‌کاری‌ها به نوبه‌ی خود منجر به آشفتگی بیشتر می‌شود. برای همین است که امروزه متأسفانه شاهد تخلفات فراوان روان‌شناسان در حوزه‌هایی چون صلاحیت، تعرفه، روابط با مراجع و… هستیم.


این روزها علیرغم گسترش تعداد دانشگاه‌ها[۲] و افزایش روزافزون تعداد دانشجویان، حال دانشگاه‌های ما خوب نیست؛ «ابتذال، نظام دانشگاهی و علمی ما را دربرگرفته است».[۳] برای تأیید این موضوع کافی است سری به خیابان انقلاب بزنید تا تبلیغات مراکز پایان‌نامه و مقاله‌فروشی را روبه‌روی دانشگاه تهران به عنوان «نماد آموزش عالی»[۴] ایران  ببینید؛ مراکزی که بر اساس سفارش دانشجویان، در تنوعی از قیمت‌ها[۵] مقاله و پایان‌نامه تولید می‌کنند. طبق پژوهشی که در این خصوص انجام شده، «درصد قابل‌توجهی از مراجعان به این مراکز را دانشجویان پیام‌نور و آزاد و تعداد کمتری از آن‌ها را دانشجویان دانشگاه‌های معتبری مانند دانشگاه تهران و بهشتی تشکیل می‌دهند.»[۶] یعنی همان دانشگاه‌هایی که به‌طور مداوم بر تعداد دانشجویان‌شان افزوده می‌شود. در اکثر موارد این دانشجویان، حتی از موضوع مقاله یا پایان‌نامه هم خبر ندارند و به این ترتیب مقاله‌ای پژوهشی تنها برای دریافت مدرک و نه بر اساس نیاز یا سؤال پژوهشی یک دانشجو نوشته می‌شود.

این مراکز چنان راه پیش روی خود را باز دیده‌اند که به‌راحتی تلبیغاتی منتشر می‌کنند که در آن‌ها گفته می‌شود مقاله ISI را در عرض یک روز هم می‌توانند بنویسند[۷]. «وقتی در «گفتار اقتصاد بازار» هرچیزی _حتی دانش_ به کالا تبدیل شده است، بالتبع باید از مختصات اقتصاد بازار هم تبعیت کند. بر اساس این مختصات، دانش باید مشخصات یک کالای ایده آل را داشته باشد و یک کالای ایده آل سه مشخصه دارد: با هزینه کم تولید می‌شود، سریع به دست مصرف‌کننده می‌رسد، سودآوری بالایی برای تولیدکننده دارد.»[۸] بنابراین یک مقاله، به سرعت هرچه تمام‌تر، نه با هدف افزایش دانش بنیادی یا کاربردی در آن حوزه، بلکه بر اساس اصل عرضه و تقاضای بازار تولید می‌شود. قطعاً چنین مقالاتی تقلب و انحطاطی کامل از اصول اخلاقی علمی تلقی می‌شوند.

دکتر حسینی، جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران معتقد است که در آموزش عالی ما نگاه کمی بر نگاه کیفی غلبه کرده و در این میان، نه تنها دانشجویان، بلکه اساتید را هم درگیر تولید مقاله و نه تولید دانش کرده است. برای ارتقاء از استادیاری به دانشیاری و یا از دانشیاری به استادی، تنها این‌که فرد چه تعداد مقاله و مطلب چاپ کرده باشد، می‌تواند کافی باشد و هیچ آزمونی برای مشخص شدن سطح سواد وجود ندارد؛ از فرد خواسته نمی‌شود تا سخن بگوید یا به‌صورت کتبی در یک جلسه چیزی بنویسد تا میزان علم او سنجیده شود.[۹] بزرگ‌ترین دانشمندان دنیا در حوزه‌های گوناگون علوم انسانی، مقالات علمی ـ پژوهشی زیادی ندارند. خیلی از این‌ها با نوشتن سه یا چهار کتاب توانستند در دنیا پایگاه علمی پیدا کنند. اما در ایران، هم از طرف استاد و هم از طرف نظام ارزیابی به دانشجو فشار آورده می‌شود.[۱۰]

 به طور کلی روند افزایشی تعداد دانشجویان کشور در مقاطع مختلف، اوج‌گیری تب مدرک‌گرایی و گسترش انواع شیوه‌های پذیرش دانشجوبه فساد علمی که در بالا شرح مختصری از آن رفت و کاهش کیفیت آموزش و پژوهش در دانشگاه‌ها منجر شده است. در این بین برخی رشته‌ها آسیب بیشتری دیده‌اند و بعضی کمتر. ناگفته پیداست رشته‌هایی که در آن افزایش تعداد دانشجویان به‌صورت بی‌رویه اتفاق افتاده است، آسیب بیشتری دیده‌اند. یکی از این رشته‌ها، روانشناسی است. «از بین ٤,٥‌ میلیون دانشجو، ٢٥٠ ‌هزار دانشجو در رشته روانشناسی تحصیل می‌کنند که از این تعداد ٢٢٢ هزار نفر در مقطع کارشناسی در حال تحصیل هستند.»[۱۱]این مسأله بی‌شک مشکلات دیگری را هم به دنبال خود ایجاد می‌کند. «از میان این تعداد دانشجو، ٦٢درصد در دانشگاه پیام‌نور، ٢٦درصد در دانشگاه‌های آزاد، ١٠درصد در دانشگاه‌های دولتی و دو درصد هم در دانشگاه‌های غیردولتی و سازمان‌ها مشغول به تحصیل هستند.»[۱۲]علی فتحی‌آشتیانی، دبیر کارگروه روانشناسی کانون شورای تخصصی ارتقا و تحول علوم انسانی، در مصاحبه‌ای درباره بازنگری رشته روانشناسی در مقطع کارشناسی به این موضوع اشاره کرده است: «گسترش بی‌رویه کارشناسی در دانشگاه‌ها به‌ویژه در دانشگاه‌های پیام‌نور و آزاد، افت کیفیت آموزشی به علت تناسب ‌نداشتن استاد و دانشجو، تقلیل کیفیت آموزش در میان استادان تا حد مربی، قدیمی‌بودن منابع مورد استفاده، تبدیل درس‌ها به جزوه، به‌روزنبودن استادان، مطابقت‌نداشتن گرایش‌های موجود با مقطع کارشناسی روان‌شناسی و بی‌توجهی به مسائل روانی و نیازهای بومی جامعه، از مهم‌ترین دلایل بازنگری رشته روان‌شناسی در مقطع کارشناسی است.»[۱۳]

می‌توانیم به خود ببالیم که از حیث تعداد دانشجو و دانشگاه و مقاله[۱۴] و… به رشد کمی بالایی رسیده‌ایم، اما در حقیقت چیزی که عاید ما شده است، جز «رکود علم» نبوده است. همان‌طور که دکتر قانعی‌راد، جامعه‌شناس و رئیس سابق انجمن جامعه‌شناسی ایران صراحتاً می‌گوید:«از یک طرف دانشگاه‌های ما از حیث کمیت و محصول خود درجه‌ای از تورم را دارد که با مقالات، دانشجویان، استادان و حتی با گردش مالی زیاد در آن روبه‌روست. ولی وقتی با دقت نگاه می‌کنیم، می‌بینیم چیزی بیش از رکود نیست. رکود علم، رکود تفکر، رکود اندیشه، رکود نوآوری، رکود مناسبات علمی، رکود منش علمی، رکود اخلاق علمی، رکود بینش علمی و محدودیت علمی در قبال جامعه.»[۱۵]

افزایش بی‌رویه تعداد دانشجو، متأسفانه فقط گریبانگیر دوره کارشناسی روانشناسی نبوده است و دوره‌های تحصیلات تکمیلی را هم شامل می‌شود. حدود ۱۹۰نفر پذیرفته‌شده کارشناسی‌ارشد رشته روانشناسی بالینی و عمومی واحد گرمسار دانشگاه آزاد اسلامی[۱۶] فقط یک نمونه از این پذیرش بی‌رویه دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد است. قطعاً به این تعداد دانشجو نه می‌توان به صورت مکفی آموزش نظری داد و نه عملی. در خصوص رشته روانشناسی، آموزش نظری و عملی فراتر از حیطه آموزش‌های معمول رشته‌های دیگر علوم انسانی، حوزه مشاوره و روان‌درمانی را هم دربرمی‌گیرد. حوزه‌ای خطیر به این لحاظ که روانشناس با روح و روان مراجعان سروکار خواهد داشت. کاملاً واضح است که آموزش‌های ناکافی دانشگاه‌ها ضامن صلاحیت[۱۷] روانشناسان نخواهد بود. صلاحیت یکی از کدهای اساسی اخلاقی روانشناسان، انجام درمان، آموزش، پژوهش در حیطه‌هایی را شامل می‌شود که روانشناسان آموزش آن را دیده‌اند و در آن حوزه تجربه نظارت‌شده دارند.[۱۸] این کد اخلاقی جهانی در منشور اخلاقی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره به این صورت ذکر شده است: «در امور خاصی که خارج از حوزه تخصصی‌ام است، وارد نشوم و عنداللزوم مراجع یا مراجعانم را به متخصصان ذی‌صلاح ارجاع دهم.»[۱۹]

طبق تعریف صلاحیت، روانشناس باید در درمان، آموزش و پژوهش تعلیم دیده باشد و تجربه نظارت‌شده‌ای در آن حوزه‌ها داشته باشد. اما واقعاً دانشگاهی که بیش از ۱۰۰ دانشجو را برای دوره کارشناسی‌ارشد پذیرفته است، می‌تواند آموزش و نظارت کافی بر دانشجو و یادگیری‌های او داشته باشد؟!‌ متأسفانه نه تنها دانشگاه‌های آزاد و پیام نور در این حوزه ضعف بسیار دارند، بلکه بعضی از دانشگاه‌های وزارت علوم هم نتوانسته‌اند آموزش مناسب عملی برای دانشجویان فراهم آورند و همین موضوع دستاویزی برای وزارت بهداشت شده است تا اصرار بورزد که روانشناسی بالینی باید به وزارت بهداشت واگذار شود. به گفته دکتر لاریجانی، معاون آموزشی وزیر بهداشت «دانشجویان رشته روانشناسی بالینی باید در مسیر آموزشی مشخصی قرار گیرند تا بتوانند وارد کلینیک‌ها و مراکز درمانی شده و با بیمار برخورد داشته باشند.»[۲۰]  سؤال این‌جاست که آیا این مسیر آموزشی مشخص فقط در دانشگاه‌های وزارت بهداشت وجود دارد و تنها در همان دانشگاه‌ها میسر است؟ قطعاً خیر و این همان نکته‌ای است که وزارت بهداشت آن را نادیده می‌گیرد. البته قبل از آن وزارت بهداشت از این اصل مهمغافل است که نمی‌توان «علم را شقه کرد» و روانشناسی بالینی از سایر گرایش‌های روانشناسی و سایر حوزه‌های علوم انسانی جدا نیست.[۲۱]

همانند آن‌چه در کشورهای اروپایی و آمریکایی رخ می‌دهد، برخی مؤسسات و حتی دانشگاه‌های معتبر، کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی برای تعلیم انواع روان‌درمانی‌ها برای روان‌شناسان برگزار می‌کنند. اکثر این کارگاه‌ها چند ساعت بیشتر طول نمی‌کشند و عمده آموزش آن‌ها هم نظری و تئوریک است. کارگاه‌هایی چندساعته که با دوره‌های کارورزی نظارت‌شده همراه نیستند، چقدر می‌توانند مثمر ثمر باشند؟ البته اگر بخواهیم از این پرسش بگذریم که آیا مدرسان این کارگاه‌های آموزشی خود در آن حوزه روان‌درمانی تبحر لازم را دارند یا خیر و خیل کارگاه‌هایی را که مدرس آن فقط با خواندن چند کتاب، خود را مدرس ـ درمانگر معرفی می‌کند، نادیده بگیریم. بنابراین همین‌جا هم باید این نکته را در نظر داشت که وقتی نوشتن مقاله، برای خود بازار «سودآوری» ایجاد می‌کند، بعضی از این دوره‌ها و کارگاه‌ها نیز همین مسیر را طی می‌کنند.

 سازمان نظام روانشناسی و مشاوره تا مدت‌ها تنها کسانی را واجد شرایط درخواست پروانه تخصصی اشتغال در حوزه روانشناسی و مشاوره می‌دانست که ۵۰۰ ساعت کارورزی در این زمینه داشته باشند. اما همین ملاک نظارتی دستاویزی برای فساد و تخلف در این حوزه گردید و «بازار مکاره» دوره‌های کاورزی همچون دوره‌های آموزشی و روان‌درمانی شکل گرفت.  آیا آموزش دقیق نظری و عملی مسؤولیت دانشگاه‌های ما نیست و دانشجو باید دوره‌های آموزشی و کارورزی را خارج از دانشگاه ببیند؟ اگر دانشگاه ما به درستی به وظیفه تعلیم و تربیت خود می‌پرداخت، شاید تعداد دانشجویانی که متقاضی خرید مقاله و پایان‌نامه می‌شدند، کمتر بود؛ قطعاً منظور من آموزش اخلاق حرفه‌ای نیز هست. متاسفانه در حوزه روانشناسی بی‌اخلاقی‌های بیشتری نیز دیده می‌شود. بعضی روانشناسان به خود اجازه می‌دهند بدون دانش کافی، خود را درمانگر بدانند. بعضی هم مبالغ بالاتر از تعرفه مصوب از مراجعان دریافت می‌کنند. گروهی دیگر از این هم فراتر رفته و خود را متخصص حوزه دیگری از دانش معرفی می‌کنند که در آن تخصصی ندارند. بسیار شنیده‌ایم که روانشناسی خود را روانکاو معرفی کرده؛ در حالی که می‌دانیم که روانکاوی دانشی جدا از روانشناسی است و اگر روانشناسی به دانش روانکاوی علاقمند است، باید روانکاوی را آموخته باشد. صرف روانشناس بودن، نمی‌تواند مجوزی برای روانکاو بودن باشد. روانشناسانی هم هستند که خود را متخصص در پزشکی و روانپزشکی می‌دانند و برای مراجع خود دارو توصیه و تجویز می‌کنند. این بی‌اخلاقی‌های فراوان به خوبی گواه این است که دانشگاه در انجام وظیفه خود شکست خورده است و سازمان‌های نظارتی هم نمی‌توانند به خوبی بر این اوضاع نظارت و مدیریت داشته باشند.

«در حال حاضر تعداد اعضای سازمان نظام روانشناسی به ۱۸هزار نفر رسیده است و در این میان ۳۸۵۱ روانشناس هم مجوز و پروانه اشتغال دارند.»[۲۲] نظارت بر عملکرد همین تعداد روانشناس، برای سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کار آسانی نیست؛ چه برسد به این‌که این سازمان بخواهد بر بقیه روانشناسانی که بدون پروانه فعالیت می‌کنند، نظارت قرار کند. علاوه بر آن سازمان نظام روانشناسی و مشاوره به‌طور کامل متولی امور مرتبط به مراکز مشاوره هم نیست و سازمان بهزیستی و وزارت ورزش و جوانان هم مجوز مرکز مشاوره صادر می‌کنند.[۲۳]این موازی‌کاری‌ها به نوبه‌ی خود منجر به آشفتگی بیشتر می‌شود. برای همین است که امروزه متأسفانه شاهد تخلفات فراوان روان‌شناسان در حوزه‌هایی چون صلاحیت، تعرفه، روابط با مراجع و… هستیم.

فکر می‌کنم همه در این مورد توافق دارند که وقتی پای جان و روح و روان آدم‌ها در میان است، رعایت اخلاق بسیار واجب‌تر است و کوچکترین تخلف و فریبی می‌تواند آثار سوء بسیاری داشته باشد. وظیفه دانشگاه‌ها در این حوزه‌ها این است که نه تنها آموزش علمی مکفی در اختیار دانشجویان قرار دهند، بلکه اخلاق را در آن‌ها درونی سازند؛ اما واقعیت تلخ این است که دانشجویان، بسیاری از این بی‌اخلاقی‌ها را در خود دانشگاه‌ها و از اساتید می‌آموزند. وقتی اساتید دانشگاه‌های ما حتی اساتید راهنما و مشاور پایان‌نامه در مقطع دکتری، زمانی برای آموزش و نظارت بر دانشجوی خود نمی‌گذارند، وقتی دانشگاه های ما مدرسان کارگاه ها، سخنرانی ها و دوره‌های آموزشی را بر اساس روابط انتخاب می‌کنند، نه ضوابط [۲۴]، وقتی افرادی که دانشی ندارند[۲۵] فقط به کمک لابی‌های موجود در دانشگاه‌های معتبر ما کارگاه‌ برگزار می‌کنند، وقتی برخی اساتید دانشگاه‌های ما خود برگزارکننده کارگاه‌های چندساعته فقط به منظور کسب درآمد، بدون هیچ برنامه‌ای برای دادن سوپرویژن به دانشجویان هستند، وقتی خود آن‌ها هزینه‌های بالاتر از تعرفه مصوب از مراجعانشان می‌گیرند یا وقتی وارد حوزه‌ای می‌شوند که در آن تخصص ندارند، چه انتظاری می‌توان از دانشجویان داشت؟ آیا می‌توان انتظار داشت که روانشناسی به سمت «بازاری شدن» پیش نرود؟ آیا می‌توان از علم روانشناسی صحبت کرد، وقتی شواهد زیادی نشان‌دهنده وجود بازار روانشناسی است؟!

مسلم است که باید فکری به حال وضع موجود دانشگاه‌ها به‌ویژه رشته‌های علوم انسانی چون روانشناسی کرد. تا وقتی تعداد زیادی فارغ‌التحصیل وارد جامعه می‌شوند که نه تنها به درستی آموزش ندیده‌اند بلکه در اوضاع بد بازار کار، شغلی هم برایشان تعریف نشده است ما شاهد افزایش بی‌رویه تخلف‌ها در جای جای حضور این افراد از جمله کلینیک‌های روانشناختی خواهیم بود. در واقع تا این سیکل معیوب افزایش تعداد دانشجو، به‌هم خوردن تناسب تعداد دانشجو و اساتید، کاهش کیفیت آموزش و پژوهش، بی‌نظارت بودن آموزش دانشجویان و مشکلات بازار کار برقرار است، نمی‌توان جامعه علمی بالنده‌ای را پروراند که دانش تولید کند.


[۱]– دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی

[۲]– «ایران پنج‌ برابر کشورهای پیشرفته دانشگاه دارد. ایران ٢٦٤٠ دانشگاه دارد، در حالی که چین ٢٤٨١ و هند ١٦٢٠ دانشگاه دایر کرده است.» از مطلب اختلاف معنادار تعداد دانشگاه‌ها در ایران و جهان، سایت باشگاه خبرنگاران جوان، ۱۰ مرداد ۱۳۹۵

[۳]«ابعاد گسترده “فساد علمی” در ایران»، سایت فرارو، ۹ اسفند ۱۳۹۳

[۴]تاریخچه دانشگاه تهران، سایت دانشگاه تهران

[۵]بازار پایان‌نامه‌فروشی در تهران همچنان گرم است»، سایت ایلنا، ۱۹ خرداد ۱۳۹۳

[۶]«ابعاد گسترده “فساد علمی” در ایران»، سایت فرارو، ۹ اسفند ۱۳۹۳

[۷]«جامعه ایران با سطوح مختلفی از بحران و فساد اخلاقی مواجه است»، سایت جامعه ایرانی، ۳۰ فروردین ۱۳۹۴

[۸]– دکتر میترا کدیور، مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱

[۹]«ابعاد گسترده “فساد علمی” در ایران»، ۹ اسفند ۱۳۹۳

[۱۰]«جامعهایرانباسطوحمختلفیازبحرانوفساداخلاقیمواجهاست»، سایت جامعه ایرانی، ۳۰ فروردین ۱۳۹۴

[۱۱]«پيام نور روانشناس پرورترين دانشگاه ايران!۲۵۰هزار دانشجوی روانشناسی در کشور»، سایت میگنا، ۲۴ مرداد ۱۳۹۵

[۱۲]– همان منبع.

[۱۳]– همان منبع.

[۱۴]«توهم توسعه علمی از طریق افزایش تعداد مقالات در فهرست ISI»، رضا داوری اردکانی، سایت ایرنا، به نقل از روزنامه ایران، شماره ۳۷۱۰، ۲۱ مرداد ۱۳۸۶، صفحه ۱۰

[۱۵]– «آموزش عالی کشور، درگیر بیماری رکود تورمی/ دانشگاه‌های صنعتی و علوم‌پزشکی عنوان دانشگاه را غصب کرده‌اند»، سایت آنا، ۳۱ فروردین ۱۳۹۵

[۱۶]اسامی پذیرفته شدگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی و عمومی واحد گرمسار دانشگاه آزاد اسلامی، سایت دانشگاه آزاداسلامی واحد گرمسار

[۱۷]– Competence

[۱۸]– بر اساس بیانیه اصول اخلاقی انجمن اروپایی روان‌درمانی، سایت European Association for Psychotherapy و انجمن روانشناسی آمریکا (APA)، سایت American Psychological Association

[۱۹]منشور اخلاقی روانشناسان و مشاوران، سایت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره

[۲۰]«رشته روانشناسی بالینی نياز به نظارت وزارت بهداشت دارد»، سایت میگنا، ۷ تیر ۱۳۹۵

[۲۱]– اشاره به«نامه رئیس سازمان نظام به رئيس جمهور درباره واگذاري رشته روانشناسي باليني»، سایت میگنا، ۸ تیر ۱۳۹۵

[۲۲]«انتقاد از روند انتخاب رئیس سازمان روانشناسي / نظام روانشناسی متولی سلامت روان»، سایت میگنا، ۳۱ مرداد ۱۳۹۵

[۲۳]«راه‌اندازی “مراکز مشاوره ویژه” توسط وزارت ورزش و جوانان موازی‌کاری است»، سایت شمانیوز، ۱۳ فروردین ۱۳۹۵

[۲۴]– برای نمونه برگزاری کارگاه آموزشی سایکوز از دیدگاه روانکاوی توسط گهر همایون‌پور، مورخ ۲۴/۳/۱۳۹۴ ، سایت دانشگاه شهید بهشتی.

[۲۵]– همان منبع.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

5 × 2 =