معرفی کتاب

پزشکیِ روایی ، تکریم داستان‌هایی در باب بیماری ـ نویسنده: ریتا شارون، انتشارات دانشگاه آکسفورد (۲۰۰۶)


اشاره: برخورد پزشک با بیمار همانند مواجهه یک منتقد ادبی –یا خواننده‌ای علاقه‌مند و مجرب– با داستان‌نویس، راوی، شخصیت‌های داستان و هر آنچه نظریه‌های ادبی در این باب گفته‌ است، یکی از راه‌های بازگرداندن انسانیتِ گمشده به پزشکی است. به عبارت دیگر، پزشکان با تاسی از پزشکی روایی، با فروتنی و احترام بیشتری با بیماران برخورد خواهند کرد و می‌توانند به امور از منظر آنان بنگرند.

نویسنده: محمدامین واشقانی فراهانی

تخمین زمان مطالعه: ۴ دقیقه


علوم انسانی پزشکی: پیوند میان دانش پزشکی و علوم انسانی

مارک ای سیلورمن، یکی از متخصصان مشهور قلب و عروق در انگلستان، در جایی گفته است: «پزشکی، یک هنر است، تجارت یا کسب و کار نیست؛ پزشک بودن شغلی است که در آن قلب شما به اندازه سرتان تربیت خواهد شد». علوم انسانی پزشکی برای چند دهه کوشیده است در جهت آنچه عبارت سیلورمن بیان می‌کند، به انحاء مختلف قدم بردارد. پیوند میان پزشکی و علوم انسانی اکنون بیش از پیش برقرار است و در حوزه‌های مختلفی چون علوم انسانی سلامت، هنردرمانی، تاریخ پزشکی و غیره، ظهور و بروز یافته است. در این میان، پزشکی روایی نیز از مباحث مهمی است که در دو دهه اخیر موجب نوآوری‌ها و گفتگوهای علمی بسیاری شده است. جستار حاضر یکی از کتب برجسته در قلمرو پزشکی روایی را معرفی می‌کند: پزشکی روایی، تکریم داستان‌هایی در باب بیماری، به قلم ریتا شارون (در این نوشتار برای کوتاهی سخن، از عنوان اصلی کتاب، یعنی همان پزشکی روایی، استفاده می‌کنیم).

نگرشی نو به بیماران

کتاب پزشکی روایی، پژوهشی است برجسته در باب شیوه‌ای نو و تازه از نگریستن به بیماران. ریتا شارون در کتاب خود به متخصصان حوزه پزشکی توصیه می‌کند به جای پرداختن به همه‌ی بیماران با استفاده از نگاهی الگووار(schematic) و بیرون کشیدن اطلاعات لازم برای حل مسئله، به کمک آنچه بیماران برای آن‌ها بازگو می‌کنند و نیز شیوه‌ی بازگویی آن، مسیر را بیابند؛ در واقع، روایت بیمار و شیوه‌ روایتگری آن را سرلوحه کار خویش قرار دهند. شارون می‌گوید: «روایت همواره راه خود را پیدا می‌کند، از مرزها و حدود خویش فراتر می‌رود و الگوهای خود را به زیر می‌کشد …. روایت می‌تواند کهنه را نو کند، از دل نظم و آرامش، آشوب و بی‌نظمی ایجاد کند و همزمان، پیوندهای تازه میان امور به ظاهر نامربوط به یکدیگر را آشکار سازد».

در این صورت، این رویکرد «تازه» می‌تواند رهاوردهای بسیاری را تنها برای پزشکان داشته باشد زیرا برای دیگران، آگاهی از مشکلات جسمانی افراد همواره مترادف گوش سپردن به داستان‌های آنان بوده است. ریتا شارون در پزشکی روایی اظهار می‌کند شیوه بیانِ روایت‌های بیماران همانند روایت‌های ادبی، یعنی نحوه بازگویی داستان‌ها، به اندازه‌ی محتوای این روایت‌ها آشکارگر هستند.

در حقیقت، دوستان و بستگان بیماران وقتی روایت بیمار را می‌شنوند، تنها اظهار تاسف یا همدردی می‌کنند ـ و یا آن‌ها را نزد پزشک می‌برند. شارون معتقد است برخلاف آن‌ها، پزشکان می‌بایست با شنیدن این داستان‌ها، واقعیت‌های بسیار مهم بالینی را به‌دست آورند و از آن‌ها در تشخیص و تصمیمات درمانی خود استفاده کنند. برای شارون، تحقق این امر به این معناست که پزشکان مانند منتقدان ادبی یا نویسندگان، در خوانش داستان‌ها تخصص داشته باشند. برخورد پزشک با بیمار همانند مواجهه یک منتقد ادبی ـ یا خواننده‌ای علاقه‌مند و مجرب ـ با داستان‌نویس، راوی، شخصیت‌های داستان و هر آنچه نظریه‌های ادبی در این باب گفته‌اند، یکی از راه‌های بازگرداندن انسانیتِ گمشده به پزشکی است. به عبارت دیگر، پزشکان با تاسی از پزشکی روایی، با فروتنی و احترام بیشتری با بیماران برخورد خواهند کرد و می‌توانند به امور از منظر آنان بنگرند.

مسیری که هموار نیست؛ شنیدن و یادداشت کردن قصه‌های بیماران

پرورش چنین تخصصی به هیچ وجه آسان نیست. ریتا شارون خود پزشکی است که در ادبیات انگلیسی دکتری دارد؛ در حالی که عموم پزشکان لزوما توانایی تاویل و تفسیر فرم و محتوای یک داستان را، به شیوه‌ای که معتبر و از لحاظ بالینی مفید باشد، ندارند. شارون در پزشکی روایی پنج ویژگی را برمی‌شمارد که کلید ورود به روایت‌های پزشکی هستند – زمان‌مندی(temporality) ، تَکینِگی(singularity)، علیت(causality) یا پیشایندی(contingency) ، بین‌الاذهانیت(intersubjectivity) و اخلاقی بودن(ethicality). او از دانشجویانش می‌خواهد این ویژگی‌ها را هنگام تنظیم یک «نموداری موازی» به دیده بگیرند؛ منظور از نموداری موازی، ثبت تجربه خود آن‌ها از بیماری‌های بیماران است. شارون در تکمیل حرف خود به یافته‌های پژوهشی در دانشگاه کلمبیا اشاره می‌کند که می‌گوید «دانشجویانی که به پزشکی روایی نیز می‌پردازند، در انجام مصاحبه‌های پزشکی، اجرای رویه‌های پزشکی و ایجاد پیوستگی درمانی با بیماران بهتر عمل می‌کند و اطمینان بیشتری به توانایی خود برای مراقبت از بیمارانی که شدیداً مریض یا رو به مرگ هستند، دارند».

ریتا شارون پای روایت را به کار خود نیز باز کرده است. برای نمونه، او در ملاقات‌های بالینی به خوبی داستان‌های بیماران را می‌شنود و همزمان آن‌ها را به ترتیب بازگویی بیماران، یادداشت می‌کند. ممکن است برخی پزشکان بگویند زمان کافی برای انجام این کار را ندارند. شارون در پاسخ می‌گوید «انجام این کار بیش از روش نوشتن هنگام راه رفتن وقت‌گیر نخواهد بود و این یادداشت‌ها بیش از آنچه فکر می‌کنید راهگشا خواهند بود». او می‌گوید این رویکرد تاثیرات دنباله‌داری دارد: چشمی که با روایت و روایتگری آشناست هنگام بررسی بیمار تمام جوانب را در نظر می‌گیرد. شارون اظهار می‌کند «من درباره‌ی همه‌ی بیمارانم یادداشت‌برداری نمی‌کنم اما متوجه شدم نوشتن در باب برخی از آن‌ها تشدیدکننده‌ی توجهی است که می‌توانم به تمام‌شان داشته باشم».

نیمه‌ی اول کتاب پزشکی روایی مروری است بر طرح‌ریزی فکری این حوزه از سوی دیگران محققان و از جمله خود شارون. باقی کتاب آکنده از مصادیق جالب توجهی است که شارون شخصاً در آن‌ها سهم داشته و تجربه کرده است. او از رهگذر این نمونه‌ها، بن‌مایه‌های فکری پزشکی روایی را مستندسازی می‌کند و تاثیرات عینی آن را نشان می‌دهد. ریتا شارون خواستار توجه جدی به حوزه‌ی نوپای پزشکی روایی در آموزش پزشکی و همچنین به‌کارگیری آموزه‌های آن در روند تشخیص و درمان بیماری‌هاست. کتاب پزشکی روایی ترسیم‌کننده‌ی مسیری نوآورانه در پیشرفت پزشکی و نیز انسانی شدن آن است.


منبع:

Charon, R. (2006) Narrative Medicine: Honoring the Stories of Illness. Oxford: Oxford University Press.

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

14 − پنج =