پژوهش کاربردی در علوم انسانی و مشخصأ در ادبیات

پژوهش کاربردی در علوم انسانی در گفتگو با دکتر حسینعلی قبادی

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


پژوهش کاربردی یا کاربردی‌سازی علوم انسانی به عنوان یکی از مسائل مهمی است که نهادهای مختلف متولی علوم انسانی در کشور در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای را به آن نشان داده‌اند. در مصاحبه‌ای با دکتر حسینعلی قبادی این موضوع مورد بررسی قرار داده شده است. مشروح مصاحبه در سه بخش ارائه می‌شود که در ادامه بخش سوم این مصاحبه را می‌خوانیم:

برای مطالعه بخش اول و دوم مصاحبه، به ترتیب اینجا و اینجا را کلیک کنید.


پس معتقدید که ما به خاطر این در پژوهش کاربردی علوم انسانی ناموفق هستیم که علم بنیادین را کنار گذاشته‌ایم. دلیل این مشکل را در چه چیزی می‌بینید؟

کنار گذاشتیم و نگاه ابزاری کردیم و فناوری را در حد صرفاً ابزاری محدود کردیم. من معتقدم که ما از نظر وارد کردن تکنولوژی‌های پیشرفته از بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان جلو هستیم. نه الان، از گذشته هم بودیم و هستیم. ولی باز به لحاظ فهم علمی و نحوه استفاده از تکنولوژی و نگاه کاربردی و رسیدن به تولید علم بسیار عقب هستیم.

از طرف دیگر ما در سال‌های اخیر، با یک دریافت نادرست از علوم انسانی گمان کرده‌ایم آموزش‌های برخی حوزه‌ها، مثلاً فقه، جایگزین آموزش‌های علوم انسانی می‌شود. فکر کردیم که در واقع با افزودن اطلاعات مربوط به حوزه اسلامی از علوم انسانی بی نیاز می‌شویم. این امر مشکل ما را دوچندان کرد. درحالی که حرف بنده این است که بخش اعظم علوم انسانی یعنی موضوع شناسی و این در حوزه حکم نیست. در حوزه مسئله شناسی است. علوم انسانی می‌گوید که اگر این گونه ارتباط داشته باشید افسردگی حاصل نمی‌شود. اینگونه رفتار کنید به طلاق منجر نمی‌شود. این گونه رفتار کنید به اعتیاد منجر نمی‌شود. کوچه‌های ما چگونه معماری هنجار یافته‌تری پیدا می‌کنند. چه کارهایی انجام دهیم که هنجار های شهری و در واقع، هنجارهای عمومی و اجتماعی بهتر حفظ شوند. این‌ها مسائل خاص علوم انسانی است و نافی مسائل اسلام نیست. حرف ما این است که آموزه‌های اسلامی در مبانی می‌تواند سخن بگوید، اما علوم انسانی در موضوعات. می‌خواهیم علوم انسانی را در موضوع شناسی و مسئله شناسی محروم کنیم؟

نگاه صرف فناورانه به پژوهش کاربردی یکی از اصلی‌ترین مشکلات ما در این حوزه است که شما به آن اشاره کردید. از نظر شما علاوه بر این چه مشکلات دیگری در پژوهش کاربردی وجود دارد؟

مشکلات چند دسته هستند، در واقع موانع توسعه علوم انسانی چند دسته هستند: مشکلات ساختاری، مشکلات سیاست مداری، مشکل ضعف خود محقیقین و مشکلات مربوط نظام آموزشی. این‌ها را باید از هم تفکیک کنیم. آنچه مربوط به سیاست‌گذاران مثلاً اینکه این‌ها اصلاً دریافت و شناخت درستی از علوم انسانی ندارند، اما اظهار نظر می‌کنند. ما که در عالم رسانه زندگی می‌کنیم، وقتی پارادایم جهان پارادایم رسانه هست، ما باید تعداد زیادی در این زمینه دانشجو تربیت کنیم، نه اینکه این رشته رو از دانشگاه‌ها حذف کنیم.

نکته دیگه ساختارهای ماست که تا حد زیادی معلول علت اول است، البته کمی قدیمی‌تر است. ساختار نظام علمی ما طوری نیست که الزاماً ما را به پژوهش کاربردی برساند. البته یک بخش از این مشکلات نیز به قوانین و مقررات مربوط است و یک بخش هم پیشینه تاریخی دارد. یک بخشی هم محققان و استادان ما هستند. این‌ها مسلح و مجهز و عالم به تحقیقات کاربردی نیستند و دغدغه تحقیقات کاربردی را ندارند. به عبارت دیگر برای این کار تربیت نشده‌اند.

حسینعلی قبادی- بخش 3چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن وضعیت فعلی دارید؟

هر چه من سلبی گفتم، ایجابی بشود. در حوزه ساختار، سیاست‌گذاری، تقویت خود استادها و مهارت آموزشی آنها و در حوزه قوانین و مقررات حرف زدم. همه این‌ها پیشنهادهای من است. قوانین و مقررات‌های ما باید کاملاً از نو، جامع‌نگرانه و با توجه به مسائل موجود تجدید نظر بشود. ما باید یک ستاد بسیار فرهیخته در وزارت علوم داشته باشیم، پر از دانشمندان طراز اول علوم انسانی تا بتوانند این قوانین و مقررات را بنویسند، تا مسئله را بشناسند و درون زا عمل کنند.

اگر ما می‌خواهیم در حوزه علم تحکمی برخورد کنیم، هیچگاه به چیزی نمی رسیم. مگر می‌شود علم را با تحکم اداره کرد؟ مگر دانشگاه پادگان است؟ کدام استاد به ادامه کار خود امیدوار است؟ این استاد می‌تواند علم تولید کند؟ مسئله کشف کند؟ در قابوسنامه هست که یک فرد نباید بیشتر از یک شغل داشته باشد. نادر ابراهیمی قبل از انقلاب کتاب «ابوالمشاغل» را نوشت. ادبیات کاربردی یعنی همین.

به توجه به مواردی که فرمودید نقش جشنواره فارابی را در این حوزه چگونه می‌بینید؟ آیا جشنواره فارابی در این حوزه موفق بوده است؟

من فکر می‌کنم که جشنواره فارابی یکی از رخدادهای مثبتی بوده که پیش آمده و در مجموع من کارش را مثبت و خدمت می دانم. گرچه انتقادهای بسیار جدی نیز دارم. می‌توان گفت فارابی کار خود را انجام داده و به نتیجه نرسیده است.

جشنواره فارابی در خصوص پژوهش کاربردی چه رویکردی باید داشته باشد؟

به نظرم نباید افراط کند و سهم پژوهش بنیادی را تضعیف کند. خود نفس جشنواره فارابی یک نوع کارکرد فناورانه و کاربردی است که این کافیست. چون شما اگر پژوهش بنیادی را به خوبی پاس بدارید به صورت طبیعی نتیجه کاربردی می‌دهد. محال است که فلسفه سرجای خود بنشیند و نتیجه طبیعی ندهد. محال است که جامعه‌شناسان خوب داشته باشید و نتیجه کاربردی ندهد. در کلیله و دمنه داریم که «هدف کشاورز از پراکندن تخم، دانه باشد و کاه که علف ستوران است، خود به تبع حاصل آید». پژوهش‌های بنیادی همان دانه و پژوهش‌های کاربردی همان کاه هستند. چرا راه دور برویم؟ شما برای درک بهتر ارتباط پژوهش بنیادی و کاربردی به خود فارابی و زندگی او نگاه کنید. او یک جامعه‌شناس فیلسوف بود. او برای علم کار کرد و درس خواند و برای علم حرف زد، همه کاربردها به تبع آن آمدند. عالم موفقی هم شد. خواجه نصیر و خواجه نظام الملک هم همین گونه بودند.

 

0

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

بیست − شانزده =