“کاربرد جامعه شناسی، نزدِ جامعه شناسان کاربردی است.”

نویسنده: جمال نیک‌منش

تخمین زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه


ورود به زندگی جامعه شناسان فعالی که رویکرد کاربردی به جامعه شناسی دارند، می‌تواند ایده‌های محرکی در اختیار دانشجویان و پژوهشگران تازه‌کاری قرار دهد که می‌خواهند از دانش اجتماعی راه‌حل‌هایی برای مسائل و مشکلات جاری بسازند. بوردیو یکی از جامعه شناسان فعال معاصر است که سراسر زندگی‌اش توأم با دغدغه‌های اجتماعی کشورش بود.  

 


ترکیب روش‌های گردآوری داده

مشابه تحقیق الجزایر، مطالعه حیات اقتصادی فرانسه (مطالعۀ اعتبار) به طور ماهرانه‌ای رویکرد انسان‌شناختی- فرهنگی را با رویکرد اقتصادی- اجتماعی سنتی‌تری می‌آمیزد. شواهد تجربیِ مطالعۀ اعتبار، به دلیلی هم کیفی است و هم کمی. بوردیو و همکارانش پیمایشی کوچک همراه با مصاحبه، با مشتریان بانکی در لایل انجام می‌دهند. آن‌ها همچنین شواهد اندک دیگری درباره مشتریان و پرسنل بانک به دست می‌آورند. برخی نویسندگان معتقدند که به دلایل مختلفی شواهد آماری را نمی‌توان برای تست برخی قضایا به کار برد و تنها برای ارائه فرضیات و حدس مسیرهایی برای یافتن پاسخ مفیدند.

در این پیمایش، بانک و مشتری‌هایش به دو بخش تقسیم می‌شوند؛ بخش اول به کنش‌های متقابل بانک و افرادی می‌پردازد که قصد انجام امور مالی دارند و بخش دوم، این کنش‌های متقابل را در رویکرد وسیع اجتماعی، فرهنگی و تاریخی قرار می‌دهد. بسط رویکرد و تبیین، چنان‌که نویسندگان در بخش دوم انجام می‌دهند، ضرورت دارد تا با این بحث که رفتار بانک صرفا پاسخی به نیازهای مشتریان است، مقابله شود.

بوردیو و همکارانش با دقت ثبت می‌کنند که مشتریان بانک چطور با نگرانی به این واقعیت که مجبورند برای گرفتن وام اقدام کنند، واکنش نشان می‌دهند. نگرانی آنها بدین سبب بود که گرفتن اعتبار برای آنها خیلی مهم است، حال آنکه آنها تقریبا هیچ چیز درباره وام و اعتبار نمی‌دانند؛ برای مثال اکثر آنها فکر می‌کنند که نرخ سود منصفانه باید چیزی حدود ۵ درصد باشد. نگرانی مشتری‌ها (نویسندگان نیز اشاره می‌کنند)، با تماس با بانک برطرف نمی شود، زیرا بانک اعتبار را پدیده‌ای مطلقا اقتصادی و فنی می‌بیند.

دانش بانکی اندک مردم

مشتریان واقعا نمی‌دانند اعتبار و سایر مفاهیم اقتصادی چه معنایی دارد، زیرا آن‌ها هرگز درباره این نوع دانش اقتصادی روزمره آموزشی ندیده‌اند. مدارس و دانشگاه‌ها نیز چنین آموزشی نمی‌دهند. عده کمی که اطلاعات اندکی دارند، از آن‌رو است که به دلایل خاصی به این مسائل علاقه‌مند بوده‌اند.

در پایان مطالعه، بوردیو، بولتانسکی و دیگران (۱۹۶۳) رویکرد جامعه‌شناختی به موضوعات اقتصادی را با قرار دادن آن در مقابل علم اقتصاد، جمع‌بندی می‌کنند. آن‌ها بیان می‌کنند که اقتصاددانان این پیش‌فرض را دارند که محدودیت‌های اقتصادی به‌طور مستقیم به اشکال خاصی از رفتار منتهی می‌شوند. بنابراین کنشگرِ آن‌ها انسانی اقتصادی است که همیشه در برابر محرک‌های یکسان واکنش معینی نشان می‌دهد. جامعه شناسان در مقابل، به این نتیجه رسیده‌اند که محدودیت اقتصادی به واسطه اخلاق اقتصادی افراد عمل می‌کند. رفتار اقتصادی تحت تأثیر فهمی است که افراد از کنش‌های اقتصادی خود دارند و این فهم شامل ارزش‌ها و اخلاق می‌شود.

پیر بوردیو و پارادایمی برای جامعه شناسی اقتصادی

پیر بوردیو در ۱۹۹۷ مقاله‌ای منتشر کرد و در آن چگونگی تحلیل موضوعات اقتصادی را جمع‌بندی کرد. عنوان مقاله «میدان اقتصادی» بود و در مجله خود بوردیو به چاپ رسید. این مقاله بعدها در «ساختارهای اجتماعی اقتصاد» (۲۰۰۵) با اندکی بازبینی تحت عنوان «اصول انسان‌شناسی اقتصادی» جای داده شد. در بهار ۲۰۰۱، بوردیو با گنجاندن یک نسخه جدید از آن در ویراست دوم «کتابچه جامعه شناسی اقتصادی» موافقت کرد. مرگ او در ژانویه ۲۰۰۲ مانع این اتفاق شد.

پیر بوردیو دیدگاه واقع‌گرایانه را چنین خلاصه می‌کند: «ما باید تلاش کنیم تعریفی واقع‌گرایانه از دلیل اقتصادی ارائه کنیم به عنوان برخورد بین مشرب‌ها یا خلق‌وخوهایی که به طور اجتماعی ساخته می‌شوند (در رابطه با میدان) و ساختارهای همان میدان که خود به صورت اجتماعی ایجاد می‌شوند». پروژه فکری بوردیو از این جمله به دقت پیروی می‌کند. بخش اول آن به تحلیل میدان اقتصادی و بخش دوم به عادت‌واره‌های اقتصادی اختصاص دارد. سومین مفهوم کلیدی بوردیو، یعنی سرمایه در انواع گوناگونش، ارتباط تنگاتنگی با مفهوم میدان دارد و در رابطه با آن مورد بحث قرار می‌گیرد.

میدان اقتصادی و دولت

میدان اقتصادی شامل شرکت‌ها می‌شود، در واقع آن‌ها کنشگران کلیدی آن هستند. نقش دولت نیز در ساختار میدان اقتصادی قطعی است و بر اساس آن تشریح می‌شود، به خصوص به این دلیل که اقتصاددانان گرایش به نادیده گرفتن آن دارند. مصرف‌کنندگان و کارگران در تقابلی هستند که به ندرت در «اصول انسان‌شناسی اقتصادی» به آن اشاره شده است؛ چیزی که گمراه‌کننده است، چون آن‌ها در سایر مطالعات بوردیو نقش محوری ایفا می‌کنند.

ساختار میدان اقتصادی در گروی اصلی است که به‌وسیله حجم و ساختار سرمایه‌ها تعیین می‌شود. همچنین انواع مختلفی از سرمایه وجود دارد که بخشی از میدان اقتصادی را تشکیل می‌دهند. چهار نوع معمول سرمایه عبارت‌اند از: اجتماعی، فرهنگی، نمادین و اقتصادی. سرمایه نمادین برای مثال در میدان اقتصادی در قالب حسن نیت و شهرت نام مصداق می‌یابد. برخی اشکال سرمایه نیز وجود دارند که مختص میدان اقتصادی‌اند؛ مانند سرمایه تجاری و سرمایه تکنولوژیک. یکی شامل منابع علمی و تکنولوژی شرکت و دیگری شامل شبکه توزیع، منابع بازاریابی و قدرت فروش می‌شود.

مانند هر میدان دیگر، هم مقدار معینی آزادی و هم مقداری محدودیت در این میدان وجود دارد. به علت تأکید زیاد بر انتخاب در موضوعات اقتصادی، آزادی عمل در میدان اقتصادی بیش از سایر میدان‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد. این چیزی است که در مدارس بازرگانی و مدیریت به عنوان استراتژی تئوریزه شده است. اینکه قیمت‌ها در میدان اقتصادی نقش مرکزی دارند باعث می‌شود که در این میدان، عرصه عینیت و عمومیت بسیار شدید شود.

پیر بوردیو: شاگرد و منتقد وبر

بوردیو این طور فکر نمی‌کند که کنش‌های تکراری مبادلات برای ایجاد بازار کفایت می‌کنند و باید اثر ساختار میدان را نیز اضافه کنیم. در نتیجه، او به طور جدی مدل هریسون وایت از بازارها را مورد انتقاد قرار می‌دهد؛ چراکه هریسون فقط کنشگرانی را می‌بیند که با هم رابطه دارند. همین انتقاد متوجه مدل ماکس وبر از بازار می‌شود که آن را شامل فروشندگان و خریدارانی می‌داند که ابتدا با هم رقابت دارند و سپس با یکدیگر وارد مبادله می‌شوند.

پیر بوردیو می‌گوید شرکت‌های منفرد که میدان اقتصادی را تشکیل می‌دهند، نیز به نوبه خود میدان‌هایی می‌سازند. این بدان معنا است که آنچه برای شرکت بیشتر مهم است، ساختار آن است، نه افرادی که اعضای آن هستند. میدان شرکت در میدان اقتصاد بزرگ‌تر ادغام می‌شود، اما بوردیو تصریح می‌کند که دارای استقلال نسبی نیز هست. کنشگران کلیدی در شرکت‌ها مالکان و مدیران هستند و نظام‌های عادت‌واره‌شان برای فهم اینکه چه کسی بر مبنای استراتژی شرکت تصمیم‌گیری می‌کند، بسیار مهم است.

مردم بیشتر مستدل عمل می‌کنند تا عقلانی

پیر بوردیو (۲۰۰۵) همچنین نشان می‌دهد که چه نوع دلیل اقتصادی برای یک تحلیل خوب لازم است. در عالم واقع، کنشگران اقتصادی درصدد شکل‌دهی به انتظارات مستدل‌اند نه انتظارات عقلانی. آن‌ها این کار را بر اساس عادت‌واره‌شان انجام می‌دهند؛ چیزی که به آن‌ها کمک می‌کند تا بر موقعیت‌های عملی که دارای عدم تعین‌اند، مسلط شوند. مواجهۀ کنشگران پیر بوردیو با واقعیت، همیشه از میان ترکیبی از محدودیت و خودبه‌خودی عمل کردن رخ می‌دهد، نه از طریق محاسبه عقلانی ریسک، آن طور که اقتصاددانان گمان می‌کنند. در مجموع باید گفت که در مسائل اقتصادی، کنشگران بیشتر به شیوه مستدل عمل می‌کنند تا به شیوه عقلانی.

ادامه دارد …

پی نوشت: بخش نخست متن را در لینک زیر بخوانید:

llink.ir/83cm

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

هجده − 10 =