تاریخ و پیشرفت

تاریخ که زمانی رشته‌ای از علوم انسانی بود که بر نقل روایات و داستان‌سرایی مبتنی بود، اینک به‌صورت آمیزه‌ای متنوع از روش‌های علوم اجتماعی درآمده است.

نویسنده: سید مرتضی میرحسینی

تخمین زمان مطالعه: ۵ دقیقه


پستر معتقد است که در چند دهۀ اخیر و «با ظهور نحله‌های جدید روش‌شناسی و موضوعات جدید پژوهشی که ذیل عنوان تاریخ اجتماعی قرار گرفته‌اند» تغییرات بزرگ و مهمی در رشتۀ تاریخ به وقوع پیوسته است.


مارک پُستر (Mark Poster) استاد دانشگاه کالیفرنیا ـ و از مشهورترین محققان در تاریخ روشنفکری، به‌ویژه متفکران فرانسوی ـ در یکی از مهم‌ترین آثار خود با عنوان «فوکو، مارکسیسم و تاریخ» (Foucault, Marxism, and History) که در سال ۱۹۸۵ انتشار یافت به تغییر و تحولات رشتۀ تاریخ در دهه‌های اخیر اشاره‌ می‌کند و نمونه‌هایی از این دگرگونی را نام می‌برد. پستر معتقد است که در چند دهۀ اخیر و «با ظهور نحله‌های جدید روش‌شناسی و موضوعات جدید پژوهشی که ذیل عنوان تاریخ اجتماعی قرار گرفته‌اند» تغییرات بزرگ و مهمی در رشتۀ تاریخ به وقوع پیوسته است. از نگاه وی این تغییرات چنان بزرگ و بااهمیت‌ و در سیر تحول این رشته بی‌مانند هستند که شایسته و شاید هم ضروری است برای تعریف آن‌ها واژۀ «انقلاب» به کار برده شود. او از دو نشریه، یکی «آنال» (Annales) در فرانسه و دیگری «گذشته و حال» (Past and Present) در انگلیس نام می‌برد که کانون اصلی و محوری این تحول بوده‌اند.

به گفتۀ پستر تاریخ بعد از [لئوپلد فُن] رانکه، یعنی از نیمه‌های قرن ۱۹ به بعد در معرض «تجدیدنظرهای چشمگیری» قرار نگرفت و تغییر مهمی در آن ایجاد نشد. در گذشته، شاید تا همین چند دهه پیش، موضوعاتی مانند جنگ و زمینه‌ها و نتایج و پیامدهای آن یا زندگی سیاسی رهبران و تأثیر تصمیم‌های آنان بر سرنوشت ملت‌ها و مسائل دیگری از همین دست بیشتر مورد توجه و تمایل محققان بود و ذهن پژوهشگران را به خود درگیر می‌کرد؛ اما اکنون «عناوین و سرفصل‌هایی چون جمعیت، شهر، خانواده، زنان، طبقات، ورزش و شرح حال روانی عناوینی است که در چند دهۀ اخیر بر موضوعات و عناوین تاریخی سنتی‌تر پیشی گرفته و آن‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار داده است». در این مسیر خواه‌ناخواه نگرش‌های دیگری نیز به میان آمد، حوزۀ مطالعه گام به گام گسترش یافت و از علوم دیگر نیز کمک گرفته شد: «اقتصادسنجی از اقتصاد، ترمیم خانواده از رشتۀ جمعیت‌نگاری، «تفسیر عمیق» از رشتۀ مردم‌شناسی، تحلیل آرای انتخاباتی از علوم سیاسی، تحلیل پرسشنامه‌ای و تحلیل طبقاتی از جامعه‌شناسی، روانکاوی از رشتۀ روانشناسی». پستر بعد از ارائۀ این فهرست کوتاه و در ادامۀ سخنان خود نتیجه می‌گیرد: «به این ترتیب، تاریخ که زمانی رشته‌ای از علوم انسانی بود که بر نقل روایات و داستان‌سرایی مبتنی بود، اینک به‌صورت آمیزه‌ای متنوع از روش‌های علوم اجتماعی درآمده است».

پستر نوشته‌‌اش را با ارائۀ یک نمونه پی‌ می‌گیرد و می‌گوید که یکی از شاخص‌های عمدۀ تحول در تاریخ‌نگاری و اعتلای مطالعات تاریخی، ظهور مبحث جدید «تاریخ روانی» است که امروزه ـ بعد از گذر از مخالفت‌ها و بی‌اعتنایی‌های اولیه ـ جایگاه مهم و برجسته‌ای را به خود اختصاص داده است. تنها همین سه دهه‌ پیش بود که اثر استادانۀ اریک اریکسون (Erik H. Erikson) دربارۀ مارتین لوتر با اکراه و انزجار اکثر مورخان سنتی و کلاسیک روبه‌رو شد و از سوی آنان رد و نادیده گرفته شد. بیشتر این مورخان، کار اریکسون را قابل اعتنا ندیدند، آن را جدی نگرفتند و حتی به خود زحمت ندادند که بررسی یا معرفی و نقدی، هرچند اجمالی، از آن چاپ و منتشر کنند. این درحالی است که امروزه «تاریخ روانی» به‌‌عنوان موضوع درسی مستقلی در [برخی] دانشگاه‌های معتبر دنیا تدریس می‌شود، نشریات متعددی دربارۀ تاریخ روانی انتشار می‌یابد و هر ساله کنفرانس‌ها و سمینارهایی در این خصوص برگزار می‌شود.


پی‌نوشت ۱: برای مطالعه بیشتر در این زمینه می‌توانید به فصل نهم از کتاب «فلسفۀ تاریخ» (تدوین و ترجمه حسینعلی نوذری، انتشارات طرح نو) رجوع کنید. همچنین در این متن از لئوپلد فُن رانکه (Leopold von Ranke) نام برده شد؛ «مورخ آلمانی، بنیانگذار مکتب جدید تاریخی که شهرت وی بیشتر بابت نگارش آثار تاریخی براساس مطالب و موضوعات اصلی، منابع مادی و عینی است تا تکیه بر افسانه‌ها، حکایات و روایات سینه به سینه و سنت‌ها».

پی‌نوشت ۲: نوذری در همان کتاب «فلسفۀ تاریخ» می‌نویسد: تاریخ روانی یا روان‌ـ‌تاریخ (psycho-history) اصطلاحی است که در سال‌های دهۀ ۱۹۶۰ باب شد و ناظر به رویکردی است در تاریخ که مسائل تاریخی را با عنایت به «نیمه‌ـ‌خودآگاه» و عناصر تجربۀ شخصی افراد که جزو حوزۀ مطالعات روانشناسی هستند، تجزیه و تحلیل می‌کند. برجسته‌ترین و شاخص‌ترین کارها در این زمینه، مطالعات زندگینامه‌ای است که با کتاب «لوتر جوان» اثر اریکسون در اواخر دهۀ ۶۰ آغاز شد و با آثار دیگری مثل «گاندی» (از اریکسون) و «نیوتن» (نوشتۀ فرانک مینوئل) و نیز «لیندن جانسون» (اثر دوریس کرنز) ادامه یافت. مخالفت مورخان سنتی با این رویکرد به این دلیل بود که آن‌ها معتقد بودند شواهد و استدلال‌های مورد استناد این رویکرد و شارحان آن فقط به یک رشته حدس و گمان می‌انجامد و نتیجۀ حکمی و قطعی ندارد. اما در دهه‌های اخیر مسلم شده است که نگارش تاریخ، به‌ویژه شرح احوال و زندگینامه‌ها، بدون کمک گرفتن از نظریات روانشناسی و روانکاوی مقدور نیست.

 

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

6 + 4 =