کاربردی سازی در علوم انسانی

چرا « کاربردی سازی علوم انسانی »

نویسنده: فاطمه مرتضوی

تخمین زمان مطالعه: ۴ دقیقه


کاربردی سازی علوم انسانی، به عنوان ترکیب نوظهور فضای علوم انسانی کشور، در وهله‌ی اول نوعی اضافه اقترانی را می رساند. از این رو که علوم انسانی و اجتماعی، عین کاربردشان هستند. به تعبیری دیگر علوم انسانی و اجتماعی گرچه در برخورد اول «نظاره‌گر امر انسانی» به نظر می‌رسند؛ اما در عین حال و در لحظه‌ی نظاره‌گری، خود امر انسانی را نیز به وقوع می‌رسانند. به این دلیل روشن که «چگونگی‌های نظاره‌گری» و در واقع «نحوه‌های نظاره‌گری»، موضوعات علوم انسانی و اجتماعی هستند، پس هر نوع نظاره‌ای از خلال این علوم، نوعی از کاربرد علوم انسانی را حادث می‌شود.


از آن جا که این پایگاه مربوط و متعلق به «کاربردی سازی علوم انسانی» است؛ در این متن قرار است از چرایی مجزا بودن بخش «کاربردی سازی علوم انسانی» از سایر بخش‌های سایت گفته شود.

کاربردپذیری علوم انسانی و اجتماعی

کاربردی سازی علوم انسانی، به عنوان ترکیب نوظهور فضای علوم انسانی کشور، در وهله‌ی اول نوعی اضافه اقترانی را می رساند. از این رو که علوم انسانی و اجتماعی، عین کاربردشان هستند. به تعبیری دیگر علوم انسانی و اجتماعی گرچه در برخورد اول «نظاره‌گر امر انسانی» به نظر می‌رسند؛ اما در عین حال و در لحظه‌ی نظاره‌گری، خود امر انسانی را نیز به وقوع می‌رسانند. به این دلیل روشن که «چگونگی‌های نظاره‌گری» و در واقع «نحوه‌های نظاره‌گری»، موضوعات علوم انسانی و اجتماعی هستند، پس هر نوع نظاره‌ای از خلال این علوم، نوعی از کاربرد علوم انسانی را حادث می‌شود.

موضوع و مورد نظاره‌ی علوم انسانی، متفاوت از موضوع و نظاره‌ی دیگر علوم است. به بیانی واضح، علومِ غیر (غیر از علوم انسانی) به نظاره‌ی آنچه پیرامون انسان رخ می‌دهند، مامورند؛ در حالی که علوم انسانی و اجتماعی «عاملیت» انسان در پیرامون خود را به تماشا مشغولند.

پس می‌توان نظرات صائب اساتیدی چون نعمت‌الله فاضلی را پذیرفت؛ آن‌جا که از «وقوع کاربرد علوم انسانی» سخن می‌گویند و قائل به دو مرحله‌ای بودن نحوه‌ی مواجهه‌ی جامعه‌ی ایرانی با علوم انسانی نیستند (دو مرحله‌ای بودن به معنای اول «ایجاد یا وارد کردن» و سپس «کاربست و استعمال» این علوم).

کاربردناپذیری علوم انسانی و اجتماعی

اگر مداقه‌ی پیش‌آمده، مداقه‌ای راستین باشد، سوال این است که پس سخن‌گویی و سخن‌سازی از علوم انسانی کاربردی در این دوره به چه اهمیت و ضرورتی رونق گرفته است؟ اگر پیدایش و ورود علوم انسانی و اجتماعی در جامعه­ای مثل ایران، با کاربرد آن‌ها همراه بوده، «کاربردی سازی» علوم انسانی و اجتماعی با چه توجیهی بر زبان‌ها و اندیشه‌ها جاری است؟

پاسخ این سوال سرراست، از منظری مقابل آنچه در بالا گفته شد، به دست می‌آید. در اینجا گفته می‌شود نظاره­ی عاملیت انسانی، عاملیتی ثانوی است و امر «کاربرد» را محقق نمی‌کند. چرایی اصیل نبودن عاملیت ثانوی با این تفصیل قابل توضیح است که مطابق حکمی ازلی و ابدی، آن‌چه به وقوع می‌رسد، غیر از فیزیک، با «ورا» یا «متا»یی متحد است و اتصال و به بیان دقیق‌تر اتحاد فیزیک و متافیزیک هر پدیده است که موجب اتحاد «بودن» و «شدن» در پدیده‌ها می‌شود.

در جوامع متاخر و پس‌افتاده از نظر علمی، اتفاقی که برای علوم انسانی و اجتماعی (و به تعبیری برای تمامی علوم) افتاده، گسست آغازین در فیزیک و متافیزیک علوم است. آن‌چه سالیانی چند، مورد توجه اساتیدی چون رضا داوری اردکانی بوده همین جداافتادگی پوسته و هسته‌ی علم در جهان‌های پس‌افتاده‌ی علمی است.

باوری وجود دارد مبنی بر این که اتحاد فیزیک و متافیزیک علم، موجبات حلول روحی نامرئی اما موجود را فراهم می‌کند که از پس آن جهانی تاسیس می‌شود که جهان علم نامیده می‌شود. این جهان که چون مهی در فضا پراکنده است، بدون هرکدام از دو جزء خود، محو و نیست می‌شود. به بیانی دیگر پراکندگی اجزاء به نابودی اتمسفر علم منجر می‌شود. در نبود اتمسفر علمی، هر کنشی تقلید یا رونوشتی از نسخ اصلی به حساب می‌آید که گرچه شاید «مشغولیتی» را موجب شود، اما به «عاملیتی» منجر نمی‌شود. بیان کوتاه آن‌که بلع علم، به معنی هضم آن نیست!

کاربردی سازی علوم انسانی؛ امکان‌ها و امتناع ها

دو قطب آمده در بالا، نظرات دو سر طیف فضای علوم انسانی و اجتماعی کشور است. پذرفتن هر پیش فرض، راه پیش روی هر دانش‌آموخته‌ی علوم انسانی و اجتماعی را مشخص خواهد کرد.

درست است که «بردار» (بنیاد راهبری دانش انسانی روز) بر کاربرد پذیر بودن علوم انسانی و اجتماعی صحه گزارده و فعالیتی را آغاز کرده است؛ اما بحث و بررسی مباحث اندیشه‌گی حول این موضوع را همچنان دنبال خواهد کرد. در بخش «کاربردی سازی علوم انسانی» قرار است به این پرداخته شود که فضای فکری جامعه‌ی دانش‌آموخته‌گی علوم انسانی و اجتماعی بر چه انگاره‌هایی از کاربرد پذیری متفق است و در کدام انگاره‌های کاربرد پذیری، بر جدال.

مخاطب این بخش با سلسله‌ای از مباحث نظری و فلسفی «کاربردی سازی علوم انسانی» مواجه خواهد بود که امکان‌ها و امتناع‌های جامعه‌ی ایرانی در پذیرش یا رد کاربرد پذیری علوم انسانی و اجتماعی را بررسی و مرور خواهد کرد. در خلال این مباحث، جریان‌های به راه افتاده‌ی این وادی نظیر تجاری سازی علوم انسانی و اجتماعی، فناورانه سازی علوم انسانی و اجتماعی، علوم انسانی بومی و علوم انسانی اسلامی نیز معرفی و دنبال خواهند شد.

3+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

نوزده + سیزده =