کارآفرینی و علوم انسانی

کسی که متوجه شد بیشتر مشکلاتی که با آن‌ها مواجه است، ناشی از اقدامات خودش است، دیگر نمی تواند نقش خودش و تصمیمات خودش را ندیده بگیرد. مصاحبه با آقای محمدعلی اسماعیل‌زاده- بخش اول

مصاحبه کننده: زهرا عرب

تخمین زمان مطالعه: ۹ دقیقه


من با دو مسألۀ اصلی در زندگی مواجه هستم. مسألۀ اول این است که به انسان‌ها کمک کنم بهتر فکر کنند و برای زندگی‌شان هدف‌های اصیلی انتخاب کنند و برای رسیدن به این اهداف مسیرهایی طراحی کنند و با کمکِ هم برای زندگی بهتر و با معناتر تلاش کنند. مسألۀ دوم هم این است که کمک کنم ساختارهایی در کشور به وجود بیاید که معیشت مردم از راه حلال قابل تأمین باشد و مسیر دسترسی به مال حرام و تعرض به اموال و حقوق دیگران سخت شود. این دو مسأله ده سال گذشتۀ زندگی‌ام را به خود اختصاص داده‌اند و همچنان در همین مسیر حرکت می‌کنم. تمام فعالیت‌هایی که انجام می‌دهم به نوعی با این دو مسأله در ارتباط هستند.


نوشتن یک بند در معرفی آقای محمدعلی اسماعیل‌زاده و فعالیت‌های ایشان کار بسیار دشواری است. از طرفی ایشان عضو شورای راهبری گروه آموزشی و پژوهشی آسمان هستند و در حوزۀ آموزش فعالیت دارند، از طرفی یک کارآفرین‌اند و تجربیات زیادی در حوزۀ فعالیت‌های اقتصادی و تجارت دارند و از طرف دیگر به نوشتن مقالات و تدریس دوره های تفکر سیستمی می ‍پردازند. تصمیم گرفتم از خود ایشان بخواهم تا خودشان را معرفی کنند و با توجه به موضوع سایت تصمیم گرفتم فقط روی کارهایی که  در حوزۀ آموزش و کارآفرینی کرده‌اند تمرکز کنم.

۱. آقای اسماعیل‌زاده کمی خودتان را برای مخاطبان ما معرفی کنید. از تحصیلات و تجربه‌هایتان برای ما بگویید.

معرفی‌کردن زمانی کار ساده‌ای بود. معمولاً افراد با تحصیلات و محل کارشان خودشان را معرفی می‌کردند. و البته معمولاً یک محل کار و یک زمینۀ تحصیلی داشتند. این روزها اما خیلی‌ها هستند که زمینه‌های کاری و تحصیلی متنوعی دارند و همزمان به فعالیت‌های مختلف می‌پردازند. من هم چنین وضعیتی دارم. از یک طرف، دانشجوی دکترای مدیریت هستم و از طرف دیگر عضو شورای راهبری گروه آموزشی و پژوهشی آسمان در دانشگاه صنعتی شریف هستم. در مؤسسۀ مطالعاتی حامیان فردا رئیس هیأت مدیره هستم و در انجمن فارغ‌التحصیلان شریف عضو هیأت اجرایی و دبیر کمیته مدیریت و اقتصاد هستم. با دفتر تألیف کتب درسی در زمینۀ تدوین استانداردهای آموزشی و نوشتن کتب درسی همکاری دارم و برای نشریات رشد معلم و رشد مدرسه فردا مقاله می‌نویسم. در وزارت آموزش و پرورش به مدیران ارشد وزارتخانه مشاوره می‌دهم و در استان‌های مختلف برای مدیران و معلمان مدارس سمینارها و دوره‌های آموزشی برگزار می‌کنم. در چند شرکت خصوصی هم نقش مشاور مدیرعامل و مربی تفکر سیستمی را به عهده دارم.

من کار را با دست‌فروشی و مغازه‌داری و کارگری در زمان دانش‌آموزی شروع کردم. آن روزها کار کردن برای بچه‌ها یک ارزش بود و تمام بچه‌های محلۀ ما کار می‌کردند تا حرفه‌ای را یاد بگیرند و نسبت به فضای کار و زندگی واقعی شناخت پیدا کنند. از سال ۱۳۷۵ هم که برای تحصیل در رشتۀ مهندسی صنایع به دانشگاه علم و صنعت رفتم، همزمان با تحصیل در کارخانه‌های مختلف کار می‌کردم. همان زمان دانشجویی کارشناسی هم وارد تجارت شدم و برای کارخانجات قطعات خودرو، فولادهای خاصی که مورد نیازشان بود را از تولیدکنندگان سراسر جهان تأمین می‌کردم. طی سال‌های بعد از آن هم تجربیات تولید و بازاریابی و فروش متنوعی داشتم. هرکدام از این فعالیت‌ها سختی‌های بسیار و یادگیری‌های فراوانی داشت. حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم با توهم کارآفرینی وارد فضای کاری پیچیده‌ای شده بودم که با پیچیدگی‌هایش آشنا نبودم و آموزه‌های دانشگاه هم من را برای مواجهه با مسأله‌های دنیای کار آماده نکرده بود. برای همین، هر کاری نیاز به تلاش بسیار داشت و تمام مسیر را باید خودم یاد می‌گرفتم و طراحی می‌کردم و می‌ساختم.

سال ۱۳۷۸ ازدواج کردم و سال ۱۳۸۱ به سربازی رفتم. ساعت ۶ صبح به پادگان می‌رفتم و کمی بعد از ظهر، خودم را به کارگاه می‌رساندم و تا عصر آنجا بودم و بعد هم به دفتر کار شرکت بازرگانی می‌رفتم تا کارهای آنجا را انجام دهم و در نهایت هم حدود ساعت ۱۱ شب به خانه می‌رسیدم. به مرور زمان که حجم کار رشد کرد و پیچیدگی‌هایش بیشتر شد، متوجه شدم که آموزه‌های دنیای مهندسی برای ادارۀ سازمان کافی نیست و نیاز به یادگیری مدیریت دارم. برای همین هم کنکور دادم و به دانشگاه صنعتی شریف رفتم تا در رشتۀ مدیریت MBA تحصیل کنم. در این دوران در کلاس درس دکتر علینقی مشایخی با تفکر سیستمی آشنا شدم و متوجه شدم بسیاری از آسیب‌هایی که در فضای کاری با آن‌ها مواجه بوده‌ام، به دلیل آشنا نبودن با مهارت‌های تفکر سیستمی بوده. ساختارهای غلطی طراحی کرده بودم که در آن ساختارها هرچه بیشتر کار می‌کردم دردسرهای بیشتری پیدا می‌کردم. برای همین تصمیم گرفتم مهارت‌های تفکر سیستمی را بهتر یادبگیرم و در زندگی حرفه‌ای و در خانواده ام این مهارت‌ها را تمرین کنم و به دیگران هم آموزش دهم.

۲. دغدغه‌های شما چه چیزهایی هستند؟ چه چیزهایی به شما انگیزه می‌دهد؟ پروژه‌ای که در زندگی پیگیری می‌کنید، چیست؟

من با دو مسألۀ اصلی در زندگی مواجه هستم. مسألۀ اول این است که به انسان‌ها کمک کنم بهتر فکر کنند و برای زندگی‌شان هدف‌های اصیلی انتخاب کنند و برای رسیدن به این اهداف مسیرهایی طراحی کنند و با کمکِ هم، برای زندگی بهتر و با معناتر تلاش کنند. مسألۀ دوم هم این است که کمک کنم ساختارهایی در کشور به وجود بیاید که معیشت مردم از راه حلال قابل تأمین باشد و مسیر دسترسی به مال حرام و تعرض به اموال و حقوق دیگران سخت شود. این دو مسأله ده سال گذشتۀ زندگی‌ام را به خود اختصاص داده‌اند و همچنان در همین مسیر حرکت می‌کنم. تمام فعالیت‌هایی که انجام می‌دهم به نوعی با این دو مسأله در ارتباط هستند.

۳. شما کانالی با عنوان تفکر سیستمی دارید؛ تفکر سیستمی یعنی چه؟ چرا فکر می‌کنید این نوع تفکر می‌تواند کمک‌کننده باشد؟

تفکر سیستمی یک نوع از تفکر نیست، بلکه عمقی از تفکر است. نمی‌شود کسی سیستمی فکر کند و بعد از مدتی از سیستمی فکر کردن پشیمان شود و یک نوع دیگری فکر کند. کودکی را در نظر بگیرید که چشمانش از زمان تولد آستیگمات است و در نتیجه همه چیز را تار می‌بیند. این کودک از زمانی که به دنیا آمده، همه چیز را تار و مبهم دیده و نمی‌داند که ممکن است دیگران جهان را طور دیگری ببینند. چون این اطلاع را ندارد، تلاشی هم برای بهبود نخواهد کرد. وقتی پزشک متوجه این عارضه شود و چشمان این کودک را درمان کند، کودک جهان را به گونۀ دیگری می‌بیند. دیگر همه چیز شفاف، واضح و بدون ابهام هستند. تفکر سیستمی، درمان بیماری تاربینی و ابهام است. تفکر سیستمی کمک می‌کند تا جهان را شفاف، واضح و بدون ابهام ببینیم. کسی که متفکر سیستمی است، دیگر نمی‌تواند به وضعیت قبلی برگردد.

کسی که متوجه شد بیشتر مشکلاتی که با آن‌ها مواجه است، ناشی از اقدامات خودش است، دیگر نمی تواند نقش خودش و تصمیمات خودش را ندیده بگیرد. کسی که متوجه شد به جای تمرکز بر وقایع و حادثه‌ها، باید به روند تغییرات در طول زمان توجه کند و ساختارهایی که این روندها را به وجود آورده اند، بشناسد و آن‌ها را اصلاح کند، دیگر نمی‌تواند بعد از هر حادثه‌ای به دنبال یک مقصر بگردد و تقصیرها را به گردن او بیندازد و بدون توجه به ساختارهای شکل‌دهندۀ آن حادثه، ساختار را به همان حال رها کند.

تفکر سیستمی مسئولیت را به گردن ما می‌گذارد و در مواجهه با هر مشکل و مسأله‌ای می‌پرسد که ما چگونه می‌توانیم وضعیت را بهبود دهیم تا به اهدافی که داریم برسیم. هر جا که کسی بگوید مقصر دیگری است، تفکر سیستمی می‌گوید ما چه کاری می‌توانسته‌ایم انجام دهیم که انجام نداده‌ایم و ما چگونه می‌توانیم ساختار را به گونه‌ای تغییر دهیم که وضعیت‌مان بهتر شود. اگر کسی بگوید که تقصیر دشمن است، تفکر سیستمی می‌گوید ما چگونه می‌توانیم وضعیت را طراحی کنیم که دشمن نتواند دشمنی کند و ما چگونه می‌توانیم طراحی کنیم که حتی دشمن هم خواسته یا ناخواسته به نفع ما قدم بردارد.

۴. شما عضو شورای راهبری گروه آموزشی و پژوهشی آسمان هستید. آسمان چه کار می‌کند؟ چه اهدافی دارد و می‌خواهد به کجا برسد؟

هدف گروه آموزشی و پژوهشی آسمان این است که مهارت‌های فکری، عاطفی و اجتماعی را در جامعه تقویت کند و به افراد جامعه کمک کند تا بتوانند برای زندگی خودشان هدف‌های اصیلی انتخاب کنند و با هم برای رسیدن به این اهداف تلاش کنند. هدف‌های اصیل در مقابل هدف‌های عاریتی هستند. این سؤال برای هر فردی مهم است که آیا برای رسیدن به اهدافی که خودش آن‌ها را تعیین کرده تلاش می‌کند، یا برای رسیدن به اهدافی که دیگران تعیین کرده‌اند. اینکه درس خواندن، انتخاب رشتۀ تحصیلی، انتخاب همسر، انتخاب شغل و بسیاری از انتخاب‌های دیگر، تصمیم خود ما بوده یا تصمیم‌هایی که دیگران یا اقتضای زمانه یا اتفاقات رقم زده‌اند، تعیین می‌کند که تا چه اندازه از دستاوردهایی که در زندگی به آن‌ها رسیده ایم و مسیری که در زندگی طی کرده ایم، رضایت داشته باشیم.

گروه آسمان با یادگیری و یاد دهی مهارت‌های تفکر سیستمی به دانش‌آموزان شروع به کار کرد و بعد از مدتی مهارت‌های عاطفی و مهارت‌های اجتماعی مانند کار تیمی و گفتگو و پس از آن فعالیت‌هایی مانند طراحی مسیر زندگی را به فعالیت‌های خود اضافه کرد. به این منظور فعالیت‌‌‌های متنوعی در گروه آسمان انجام می‌شود که بخشی از آن‌ها را فهرست می‌کنم:

  • برگزاری اردوهای آموزشی برای دانش آموزان
  • برگزاری دوره‌‌‌های حرفه‌ای برای معلمان، مدیران مدارس و کارشناسان آموزشی
  • همکاری با دفتر تألیف کتب درسی
  • همکاری با مجلات رشد دانش‌آموزی و مجلات رشد معلمان
  • مشورت به وزارت آموزش و پرورش در سطح سیاست‌گذاری
  • طراحی محتوا و فعالیت‌‌های آموزشی

ادامه دارد…

کارآفرینی در علوم انسانی؛ چگونه ایده‌های کارآفرینانه خود را تبدیل به عمل کنیم. مصاحبه با محمدعلی اسماعیل‌زاده- بخش دوم

3+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

چهار × یک =