کاربردی سازی عرفان و فلسفه

پنجمین شنبه انسانی گروه بردار با حضور دکتر وکیلی و دکتر شیخ برگزار شد؛

کاربردی سازی عرفان و فلسفه


اشاره: در دومین نشست از سلسله شنبه های انسانی، به کاربردی سازی عرفان و فلسفه پرداخته‌ایم. این نشست با حضور دکتر هادی وکیلی، عضو هیئت علمی گروه مطالعات تطبیقی عرفان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ دکتر شیخ؛ مهدی صالحی، مدیر موسسه ویراستاران و محمدامین صمیمی، مدیر شتاب‌دهنده شفق، برگزار شد.

این نشست، سه محور اصلی داشت. محور یکم درباره ظرفیت عرفان و معنویت اسلامی برای کاربردی‌سازی بود. دکتر شیخ معتقد است که کاربردی‌سازی بیشتر باید معطوف باشد به اخلاقیات عرفانی و تجربۀ عرفانی را به‌علت شخصی‌بودن نمی‌توان کاربردی کرد؛ اما به‌نظر دکتر وکیلی، باید از اخلاقیات عرفانی فراتر رفت و حتی تجربۀ معنوی را تا آنجا که ممکن است، کاربردی کرد.

محور دوم به آفت‌های کاربردی‌سازی عرفان مربوط بود؛ آفت‌هایی درونی و بیرونی که از چند راه می‌توان از آن‌ها جلوگیری کرد: استانداردسازی؛ توجه به دغدغه‌های بزرگان معنوی و حساسیت‌های آنان؛ استفاده از ابزار گفت‌وگو برای توجیه مخالفان کاربردی‌سازی و رفع حساسیت‌های آنان.

محور سوم این نشست در شنبه انسانی بعدی منتشر خواهد شد. بخش نخست این گزارش دو قسمتی را در ادامه می‌خوانید.


کاربردی سازی عرفان و فلسفه؛ ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها

نشست کاربردی‌سازی عرفان اسلامی با سؤالی دربارۀ جایگاه و ظرفیت‌های عرفان اسلامی و به‌ویژه شیعی، در قرن بیست‌ویکم شروع شد و اینکه آیا می‌توان آن را به عرصۀ جامعه آورد و کاربردی کرد یا خیر.

دکتر وکیلی در پاسخ به این پرسش، معتقد است که عرفان فی‌نفسه به تاریخ و جغرافیای خاصی متعلق نیست و نوعی گرایش معنوی مبتنی بر دل و مکاشفه و برداشت خاص از نصوص دینی و رفتار انسان است که از قدیم در همۀ کشورها و در همۀ ادیان، چه شرقی و چه غربی، وجود داشته است.

وکیلی معتقد است که عرفان، چه به عنوان بینشی جهانی و چه منشی فردی و اجتماعی و حتی خوانشی از متون دینی، حائز اهمیت است. شاید هم به همین جهت است که در قرن کنونی، موجی فعال و برجسته و تمایل خاصی در غرب به سمت معنویت شکل گرفته است. عرفان‌های نوظهور دینی و گسترش آن‌ها در دنیا، نشان اهمیت عرفان است.

از نظر دکتر وکیلی، از عرفانی که براساس رویکرد خاصی دوباره دارد در جهان مطرح می‌شود و جهان از بحران نبودش شاکی است، می‌توان به صورت پدیده‌ای که در زندگی قابل مصرف و استفاده است و به زندگی شکل خاصی می‌دهد که آرامش‌بخش و آسایش‌بخش است و دین‌داری را هم میسرتر و بهتر و متعادل‌تر می‌کند، بهره‌برداری کرد.

کاربردی سازی عرفان

مهم این است که معنویت و عرفانی که برحسب کشش‌های فطری در وجود آدمیان است، اولاً پوشیده و پنهان نماند، بلکه سر باز کند و بروز یابد و ثانیاً در لایه‌های مختلف زندگی فرد و اجتماع وارد شود. منظور از کاربردی سازی همین مداخلۀ امر معنوی و عرفانی در زندگی است؛ یعنی عرفان به‌صورت یک گوهر گران‌قیمت، در زندگی فردی و اجتماعی تغییر ایجاد کند. کاربردی سازی عرفان در وهلۀ اول بیشتر از به عهدۀ مدیران و مسئولان جامعه مطرح است؛ یعنی مدیران و مسئولان باید هزینه کنند و زمینۀ استفاده و انتخاب مردم را برای این نوع از مادۀ زندگی در سبد مصرف زندگی‌شان به وجود بیاورند. بدین‌ترتیب، در کنار توسعۀ سیاسی و توسعۀ اقتصادی و حتی توسعۀ فرهنگی، توسعۀ معنوی نیز اهمیت می‌یابد.

دکتر شیخ معتقد است که عرفان بخشی از هویت و تاریخ ماست که نه‌تنها در گذشته در زندگی ما تأثیرگذار بوده، بلکه اکنون نیز تأثیرگذار است. عرفان دست‌کم در دو قالب فرهنگ عامه و مراسم‌ها و ادبیات به دست ما رسیده است؛ بنابراین، این‌گونه نیست که عرفان در گوشۀ کتابخانه‌ها باشد و اکنون بخواهیم آن را به عرصه بیاوریم. آنچه نیاز داریم، اندکی توجه بیشتر برای دیدن آن و نیز بازنگری در نحوۀ تعامل با آن و در نحوۀ بهره بردن از آن است.

به اعتقاد وی، رشتۀ عرفان اسلامی در دانشگاه‌های ما موقعیت خوبی دارد. مردم نیز به سنت عرفانی ما نگرش مثبتی دارند. همین رویکرد مثبت باعث می‌شود که بتوانیم از توسعۀ کاربردی سازی عرفان و حتی تجاری‌سازی عرفان سخن بگوییم.

سه لایه کاربردی سازی عرفان

در ادامه درمورد لایه‌های تأثیرگذار درخصوص عرفان اسلامی که در زندگی ما کارکرد و کاربرد خواهد داشت، سه لایه مطرح شد: ۱. فردی؛ ۲. جمعی؛ ۳. نظری. در هر سه لایه هم هر دو طرف نشست به چند موضوع اشاره کردند:

در لایۀ فردی: صبر؛ آرامش؛ معنویت و ظرفیت‌ها و نیاز دنیای جدید به معنویت و اینکه در کاربردی‌سازی و تجاری‌سازی نیاز‌ پایۀ تقاضاست؛ رشد اخلاق فردی، به خصوص در دو سطح خودشکوفایی و خودپروری و سطح روح‌پروری یا همان تجربۀ دینی و معنوی.

در لایۀ جمعی: هنجارها و اخلاق جمعی که درواقع موضوع فرهنگ مطرح می‌شود در سطح عرفان اسلامی؛ هویت‌بخشی، به‌خصوص با زمینۀ هویت ایرانی‌اسلامی که در کشور ما موجود است و با موضوع عرفان اسلامی تناسب خوبی دارد؛ مشترکات فرهنگی ما با سایر ملل و اینکه می‌توانیم تعاملات فرهنگی و سیاسی‌مان را، چه در دیپلماسی عمومی و چه در دیپلماسی فراگیر، بر پایۀ آن‌ها بگذاریم؛ تأثیر بر مدیران و سیاست‌مداران و حاکمان و مجریان و اثرگذاری جمعی عرفان اسلامی؛ تأثیر عرفان اسلامی بر خود مقولۀ کلی دین که به ترویج دین اسلام و اعتدال دین و به تعمیق و نشاط مواضع کلی دین کمک می‌کند.

در لایۀ نظری: نیازهای معرفتی و خردورزی انسان جدید و توان عرفان اسلامی در بخش نظری؛ معنابخشی به زندگی؛ ارتباط عرفان اسلامی با سایر علوم، مانند پزشکی و روان‌پزشکی و مدیریت و ادبیات و هنر.

در طول تاریخ، آفاتی دامنگیر عرفان و عارفان بوده است. آفات به دو دستۀ درونی و بیرونی تقسیم می‌شوند. در بخش آفات درونی، به‌نظر دکتر وکیلی، به‌طور کلی درمورد عرفان سه وضع وجود دارد: ۱. وضع صادق و مطابق با واقع؛ ۲. وضع کاذب و غیرمطابق با واقع؛ ۳. وضع توهمی. تجربه‌های عرفانی یا صادق‌اند، یا کاذب‌اند و ادعایی یا نه دروغ‌اند و نه راست، بلکه ناشی از توهم هستند.

در قدیم جهلۀ صوفیه فراوان بوده‌اند و اکنون نیز می‌بینیم که مثلاً برخی افراد از داروهای روان‌گردان استفاده می‌کنند و دستخوش حالات روحی توهم‌آمیز و فریبنده‌ای می‌شوند و آن‌ها را صادق تصور می‌کند. گاه نیز برخی افراد ازطریق ادعای چنین تجاربی و داشتن ارتباطات ماورایی، به‌دروغ، در صدد سوءاستفادۀ اخلاقی و مالی و سوءاستفاده در پست و مقام و امثال این‌ها هستند.

آفت‌های کاربردی سازی عرفان

راه مبارزه با این آفت‌ها در کاربردی سازی عرفان و معنویت، استانداردسازی است که در تمام لایه‌های کاربردی سازی باید انجام شود.

در مورد آفت‌های بیرونی هم دکتر شیخ معتقد است دربارۀ عرفان همیشه نوعی نگرانی در میان ارباب ادیان وجود داشته است. در همین دوران اخیر، مرتب واکنش‌های تند مجامع دینی درمورد گسترش عرفان را می‌بینیم. تفسیر عرفانی امام از سورۀ حمد و اعلامیۀ علما برای تعطیلی این درس و ساخت مقبرۀ شمس تبریزی یا بنای یادبود برای شمس تبریزی در شهر خوی و اعلامیه‌های تند حوزه‌های علمیه علیه این کار و گسترش تفکر مولانا از نمونه‌های این واکنش‌هاست.

به نظر دکتر شیخ، کاربردی سازی عرفان حد و حدودی دارد و آن را به تجربۀ معنوی و عرفانی راه نیست؛ چون اولاً این تجربه کاملاً شخصی و درونی است و عینیت ندارد؛ ثانیاً معلوم نیست که بتوانیم با ابزار‌های بیرونی، آن را عمومی و تجاری‌سازی کنیم؛ ثالثاً ورود به این حوزه برای اولیای امور حساسیت‌زاست؛ بنابراین، آنچه می‌توان کاربردی‌سازی و تجاری‌سازی کرد، به حوزۀ اخلاقیات عرفانی مرتبط است.

می‌توان جنبه‌های معنوی و عاطفی و احساسی این میراث و حتی جنبه‌های نظری را که حاوی نوعی نگرش خاص است، استخراج و در بسته‌بندی‌های خوبی عرضه کرد تا جامعه بتواند از این میراث بهره ببرد.

دکتر وکیلی معتقد است که می‌توان در هر دو زمینه کار کرد و تنافری وجود ندارد. در کابرد‌ی‌سازی عرفان دو مدل وجود دارد: یکی مدل ضعیف که به جای عرضۀ خود عرفان و مهدویت، اخلاقیات معنوی و عرفانی را عرضه کنیم. مردم هم با مقولۀ اخلاقیات بیشتر آشنا هستند تا معنویت و عرفان و خطرها و حواشی هم در اخلاقیات عرفان و معنویت کمتر است.

مدل دوم که خود وی از آن دفاع می‌کند، مدلی قوی و حداکثری از کاربردی‌سازی است: رفتن به‌سراغ خود معنویت و عرفان. وی از طرحی سخن گفت که به همراه دوستانشان در «انجمن عرفان اسلامی» اجرا می‌کنند. براساس این طرح، کاربردی‌سازی عرفان در دو بخش خودپروری و روح‌پروری صورت می‌گیرد. اولی ناظر است به اخلاقیات عرفانی و دومی مربوط است به لایۀ عمیق‌تر عرفان. در مرحلۀ روح‌پروری بی‌شک باید رفتار سالکان و عارفان به‌عنوان رفتاری در زندگی فرد در اجتماع مطرح شود؛ یعنی مردم باید اهل اذکار و اوراد خفیه شوند، اهل مناسک باطنی شوند و رفتارهای ریاضت‌گونه داشته باشند، به فراخور زندگی اجتماعی عصر حاضر.

ادامه دارد…

نخستین شنبه انسانی گروه بردار را از اینجا دنبال کنید.

0

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

13 − پنج =