کالایی شدن علوم انسانی

مرور دیدگاه های دکتر جواد میری:

مروری بر آراء صاحب‌نظران علوم انسانی درباره تجاری سازی و کاربردی سازی علوم انسانی در ایران ـ بخش یازدهم

تخمین زمان مطالعه : ۸ دقیقه


اشاره : این یادداشت به بررسی دیدگاه های دکتر جواد میری، دانشيار جامعه شناسي پژوهشگاه علوم انساني در زمینه کاربردی سازی و تجاری سازی علوم انسانی میپردازد. دکتر جواد میری با اقدامات کاربردی سازی و حتی تجاری سازی موافق است ولی مشکل را در سیاست و اقتصاد و فضای کسب و کار میداند که باید فضای لازم را به علوم انسانی بدهند. لذا به اعتقاد وی نوک پیکان مباحث علوم انسانی را می‌بایست از سمت علوم انسانی، به سمت اقتصاد و سیاست برگرداند.


 

  • دسته بندی مواضع دکترجواد میری:

 

 

 

  • مواضع دکتر جواد میری پیرامون کالایی شدن علوم انسانی  و بحث تجاری سازی:

   دکتر جواد میری نیز طرح بحث تجاری سازی را هجمه ای به علوم انسانی تلقی کرده اند. ایشان هم نگران کالایی شدن علوم انسانی و مصرف گرایی سرمایه داری هستند و هم دلواپس کاهش نقادی از قدرت توسط علوم اجتماعی می باشند. دکتر جواد میری همچنین برنامه تجاری سازی علوم انسانی را در همکاری مستقیم یا غیرمستقیم مهندسانی که بینش جامعه شناختی ندارند با مسئولین “اسلامی سازی” و “تحول علوم انسانی” در مثلا شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌بیند. او درواقع مشکل کاربرد علوم انسانی و اشتغالزایی آن را در خارج از حیطه علوم انسانی و مرتبط با اقتصاد و سیاستهای رانتی و غیرکارشناسانه ارزیابی می‌کند. در واقع به علوم انسانی‌ها کار داده نشده که بتوانند کاربردی و موثر باشند.

   در مجموع دکتر جواد میری با اقدامات کاربردی سازی و حتی تجاری سازی موافق است ولی مشکل را در سیاست و اقتصاد و فضای کسب و کار میداند که باید فضای لازم را به علوم انسانی بدهند. لذا نوک پیکان مباحث علوم انسانی را می‌بایست از سمت علوم انسانی، به سمت اقتصاد و سیاست برگرداند.

  • مهمترین نقل قول های دکترجواد میری:

   تجاري سازي دور كردن جامعه شناسان و تحليلگران اجتماعي از هدف اصلي جامعه شناسي و نقد قدرت است، در واقع قدرت هايي كه انسان را به سمت شيء وارگي و کالایی شدن علوم انسانی مي برد. بحث تجاري سازي به معناي اشتغال زايي نيست. اساسا به اين معناست كه جامعه بشري را به نظام سرمايه داري برساند.

روزنامه اعتماد، سه شنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۵

llink.ir/7dd8

   وقتی صحبت از کاربردی‌کردن و تجاری‌سازی علوم انسانی می‌کنیم، کسانی که وارد این مساله می‌شوند، بعضا از منظر علوم فنی یا رشته‌های ادبی وارد شده‌اند و بینش جامعه‌شناختی ندارند. یکی از معضلات انسان امروز این است که کل حیات انسانی به سمت مصرف‌گرایی و تجاری شدن رفته و حتی اعضا بدن انسان‌ها خرید و فروش می‌شود. در این فضا تجاری‌شدن علوم انسانی بر مشکلات موجود می‌افزاید.

 کسی که صحبت از تجاری‌شدن علوم انسانی می‌کند به دنبال الگوی سوم است. واقعیت بحثش این است که علوم انسانی کاربردی شود و به درد جامعه و ساحت‌های مختلف اجتماعی بخورد و یا بحث فراتر از این است و مراد این است که جامعه‌شناس نباید وارد حوزه نقد به عنوان محور اصلی خرد اجتماعی شود. ما عملا در این ۴۰ سال نتوانسته‌ایم بدیلی برای سرمایه‌داری ارائه دهیم. ما به جا اینکه علوم انسانی خود را تجاری کنیم، باید بتوانیم جامعه خود را به سمت فضایی ببریم که نقد وجود داشته باشد.

مشکل اقتصاد و اشتغال در علوم انسانی

مشکل اقتصاد و اشتغال در علوم انسانی به این دلیل نیست که این علوم کاربردی نیستند بلکه به این دلیل است که اقتصاد و فضای کسب و کار ما رانتی و سیاست ما جناحی است و این حوزه‌ها سنتی اداره می‌شود. شما اگر بازار کار پویا داشته باشید و اقتصادتان بر اساس اصول سرمایه‌داری امروز که تغییرات بسیاری کرده است، اداره شود، از حالت رانتی در می‌آیید و کسانی که علوم انسانی خوانده‌اند، می‌توانند در حوزه‌های اقتصادی فعال شود. همان‌طور که در یک کارخانه و شرکت به روانشناسی و مددکاری اجتماعی داریم، نیازمند جامعه شناس، اقتصاددان و … نیز هستیم که این نیز سدی دربرابر کالایی شدن علوم انسانی ست.

   کاربردی کردن علوم انسانی به این معناست که این علوم بتوانند در ساخت سیاسی اجتماعی فعالیتی داشته باشند شما اگر می‌خواهید علوم انسانی را کاربردی کنید، اقتصاد رانتی را تغییر دهید و بگویید برای مثال چرا پنیر کاله که می‌توانست در اوراسیا به عنوان برند مطرح شود، نتوانست بازارهای عراق و سوریه را  به دست بیاورد. دلیل این مساله را باید در این دانست که این شرکت با یک نگاه جامعه‌شناسانه و مردم‌شناسانه‌محور جلو نرفت و فکر می‌کردند که تولید کالا برای فروش کافی است. باید بستر فروش را شناخت که در این‌جا باید جامعه‌شناسی وارد شود و ذائقه مردم را بیابد. چون حوزه صنعت ما خود را از علوم انسانی بی‌نیاز می‌داند، علوم انسانی نمی‌تواند در این حوزه جایی داشته باشند، به جای تغییر این مناسبات نادرست گفته می‌شود که باید علوم انسانی تجاری شود.

اقلیم‌های خرد جامعه شناختی

خرد جامعه شناختی ۷ اقلیم دارد که یکی از اقلیم‍‌ هایش پژوهش‌های اجتماعی است که می‌تواند ملموس و کاربردی شود، اقلیم‌های دیگری چون نظریه اجتماعی، فلسفه اجتماع، متاتئوری و منطقة‌الفراغ وجود دارد اما درشرایط کنونی و در ایران تنها پژوهش‌های اجتماعی مطرح می‌شود و این یک بعدی کردن از عوارض تفکر مدرنیستی است که ساحات را به یک ساخت تقلیل می‌دهد.

   تجاری شدن علوم انسانی نیز توسط بزرگان علوم انسانی و افرادی مانند گیدنز، کانت، هگل، هایدگر، مک لنن والشتاین یا بوردیو مطرح نشده است و ریشه این مساله را باید در رادیکال‌ترین بخش جریان پوزیتویست دانست.

   از سویی دیگر در شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای تحول علوم انسانی یا علوم انسانی اسلامی بحث اصلی این است که مباحث در این علوم اسلامی نیست و ما به دنبال تغییر سر فصل‌ها در راستای اسلامی کردن علوم انسانی هستیم و صحبت از اسلامی‌شدن علم وجود دارد که به یک باره بحث تجاری‌سازی علوم انسانی مطرح می‌شود، این دو چه نسبتی با هم دارند؟

   شما به جای تجاری‌سازی علوم انسانی بیایید یک فرایندی در دانشگاه درست کنید که استاد دانشگاه این نیاز را در خود بداند که ۵ زبان یاد بگیرد، مطالعات بین‌المللی داشته باشد، با بزرگان علوم انسانی در جهان مرواده کند

llink.ir/83wj

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

18 + دو =