کانون فارغ التحصیلان علوم انسانی و دانشگاه

برای پر کردن شکاف میان پژوهش های علوم انسانی و رشد اقتصادی از فارغ التحصیلان بهره ببریم.

نویسنده : تمنا منصوری

تخمین زمان مطالعه : ۷ دقیقه


نهادهای آموزشی ما چه برنامه ای برای دوران پسا دانش آموختگی اعضای خود دارند؟ آیا معضل فارغ التحصیلان رها شده تنها معطوف به جامعه مهندسی دور افتاده از صنعت است؟ نمونه های جهانی نشان می دهند که کاربردی سازی دانش آموخته شده به ویژه در مقطع کارشناسی برای رشته های علوم انسانی و اجتماعی نه تنها دور از انتظار و عبث نیست بلکه یکی از دلایل جایگاه والاتر این علوم در خارج از ایران است.


کانون فارغ التحصیلان و دانش آموخته ای که رها می شود

توانمندسازی به عنوان یک عامل مهم و تعیین کننده برای توسعه هر جامعه شناخته می شود. دانشگاه ها بدون شک یکی از رسالت های خود را در توانمند ساختن اعضای خود تعریف می کنند. اما بسیاری از آنها تنها در طول مدت واقعی حضور دانشجو در این محیط می کوشند به این وظیفه عمل کنند. فارغ از اینکه می توان تا چه میزان به دانشگاه ها نمره موفقیت در عملکرد اعطا کرد، آنچه به تضمین توانمندشدن دانشجو و در نتیجه افزایش بازدهی او برای سودمند بودن در رشد اقتصادی کمک می کند، پیگیری وضعیت او پس از اتمام تحصیلات است. این یادداشت نگاهی می اندازد به ایده طرح کاربردی سازی علوم انسانی در یکی از دانشگاه های آمریکا و در پایان به جای خالی چنین طرح های ابتکاری در ایران خواهد پرداخت.

طرح ابتکاری علوم انسانی کاربردی در دانشگاه کانزاس

هدف کلی این طرح ابتکاری نشان دادن این موضوع است که چگونه مهارت هایی که سال ها مطالعه علوم انسانی و اجتماعی به فارغ التحصیلان کنونی و دانش جویان پیشین اعطا کرده است می تواند به کار گرفته شود و آنها را به حرفه هایی رضایت بخش در قالب کار یا همکاری با کتابخانه ها، بایگانی ها، موزه ها، مؤسسات فرهنگی، بنیادها، آژانس های خدمات اجتماعی، برنامه های رادیو و تلویزیونی و یا کارهای عالم المنفعه برساند، مواردی که از طریق کانون فارغ التحصیلان قابل پیگیری است.

از جمله برنامه های این طرح عبارتند از:

  • اردوی تقویتی: این برنامه که نام آن Boot Camp است معمولاً در اولین هفته پس از آغاز ماه مه به مدت یک هفته برای دانش جویان و دانش آموختگان دانشگاه در نظر گرفته شده است. در این مدت کوتاه مهارت های عملی مختلفی به شرکت کنندگان عرضه می شود؛ از بودجه بندی، بازاریابی، روابط رسانه ای، برنامه ریزی زمانی، برنامه ریزی عمومی گرفته تا توسعه همکاری، جمع آوری اعانه، طراحی گرافیک، توسعه نمایشگاه و مدیریت پروژه. نکته جالب در این برنامه که می تواند انگیزه بسیار خوبی برای شرکت کنندگان محسوب شود، پرداخت دستمزد ۵۰۰ دلاری در ازای شرکت در این اردوی یک هفته ای به علاوه ارائه گواهی نامه اتمام این دوره است.
  • همکاری های تابستانه: فلوشیپ های در نظر گرفته شده برای متقاضیان در مؤسسه های فرهنگی و سازمان های عمومی فعال در زمینه هنر و علوم انسانی در دو شهر کانزاس، لارنس و توپکا هستند. در این برنامه هم دستمزد ۳۰۰۰ دلاری برای یک دوره ۱۰ هفته ای در نظر گرفته شده است، به علاوه کمک هزینه مسافت پیموده شده برای ۳۰ ساعت در هفته.
  • پنل های بحث: برنامه دیگر این طرح، برگزاری پنل های بحث به صورت ادواری با عوامل اجرایی مؤسسات غیر انتفاعی محلی فعال در زمینه هنرها و علوم انسانی است که بسیاری از آنها دارای مدارج بالای علوم انسانی از دانشگاه کانزاس انگلیس هستند.

نمونه های فراوانی از این قبیل برنامه های پشتیبانی را می توان در بسیاری از دانشگاه های کشورهای پیشرفته حتی در زمینه علوم انسانی و اجتماعی سراغ گرفت. برای مثال، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه کواینزلند استرالیا به برگزاری رویداد و برنامه های حمایتی پس از فارغ التحصیلی دانشجویان خود می پردازد، همچنین دانشگاه ویکتوریا نیوزیلند و هاروارد نیز به روایت های دانش آموختگان خود از تجربه ها و اتفاقاتی که پس از دوره تحصیلی از سر گذرانده و می گذرانند توجه ویژه نشان می دهند؛ اتفاقی که به ندرت و شاید هرگز در چنین چارچوبی در دانشگاه های ما برای رشته های خاص علوم انسانی و اجتماعی رخ نمی دهد و تنها به ارائه رزومه و سوابق تحصیلی و شغلی افراد بسنده می شود.

چرا کانونی ویژه برای دانش آموختگان علوم انسانی و اجتماعی نداریم

درحالی که بسیاری از مسئولان از رهاشدگی فارغ التحصیلان رشته های فنی و مهندسی پس از اتمام دوره دانشگاهی گله مند هستند، وضعیت دانش آموختگان رشته های نظری و تحلیلی مانند علوم انسانی و اجتماعی تعریف چندانی ندارد، این موضوع را می توان در نداشتن یک کانون فارغ التحصیلان یکپارچه و فعال برای آنها، به خوبی دریافت. بر اساس باور رایج، که از طرفی در جهان نیز حاکمیت نسبی دارد و از سوی دیگر، با ارجاع به ماهیت های متفاوت رشته های دانش گره خورده است، ارتباط صنعت با دانشگاه در دستان پر توان نیروهای متخصص فنی و مهندسی است. کافی است سری به فهرست های جسته گریخته از باشگاه ها و کانون های فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه های مختلف بزنیم تا متوجه شویم که غلبه با دانش آموختگان فنی و مهندسی است.

سؤال اینجاست که چرا از راه اندازی کانون های فارغ التحصیلان علوم انسانی و اجتماعی حمایت نمی شود؟ درحالی که دانشگاهی با عنوان علامه طباطبایی با تمرکز صد در صدی بر شاخه های علوم انسانی و اجتماعی از قدمت بسیاری نیز برخوردار است، چرا باشگاه فعالی برای فارغ التحصیلان خود ندارد؟ چه بسا برای رشته های مختلف این علوم، کانون های جسته گریخته ای وجود داشته باشد، اما راه اندازی یک کانون فارغ التحصیلان یکپارچه و متحد و دارای زیرمجموعه های متفاوت می تواند نه تنها به جزیره ای عمل کردن رشته های مختلف علوم انسانی و اجتماعی پایان دهد بلکه به شکل گیری بهتر و بیشتر هویت این علوم نیز کمک کند. از همه مهم تر، نقش مثبت این اتحاد برای هم افزایی و تشریک مساعی در راستای نیازهای بازار و افزایش اشتغال است. هنگامی که از خروجی های دانشگاه بهره نبریم، نمی توان انتظار داشت که در مسیر توسعه علوم انسانی گامی برداشته شود.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

هشت − 4 =