علوم انسانی و کارآفرینی در ادبیات

اشاره: مهدی صالحی معتقد است زبان فارسی، زبان عشق است و سرمایه‌گذاری روی آن را باید جدی گرفت. توجه به زبان فارسی و امکانات آن، عرصه‌های گسترده‌ای از اشتغال و کسب و کار برای دانش آموخته‌های رشته‌های ادبیات و علوم انسانی فراهم می‌آورد که باورنکردنی است. با این حال صالحی وقتی از تجربه کارآفرینی خود تحت عنوان مجموعه ویراستاران صحبت می‌کند؛ تنها به اشتغال علوم انسانی نظر ندارد، بلکه زبان فارسی را به عنوان حوزه‌ای راهبردی معرفی می‌کند که در غفلت سیاست‌گذار، ظرفیت‌های آن شناخته و استفاده نشده است.

این گفت‌وگو در سه بخش تنظیم شده است که بخش سوم آن را در ادامه می‌خوانید.

گفت‌وگوکننده: محدثه قزوینی

تحمین زمان مطالعه: ۸ دقیقه

شما در وبگاه خود تیترکرده‌اید که ویراستاران کارگاه‌های آموزشی خود را معطوف به کار برگزار می‌کند. این ادعا تا چه حد عملیاتی شده است؟ چه تعداد شغل ایجاد کرده‌اید و برای فضای کسب و کار اگر قابل ذکر است بفرمایید گردش مالی به چه شکل است؟

بخشی از کار به ما مربوط است و بخشی به فردی که به کارگاه می‌آید. یک نفرکلاس آموزش رانندگی می‌رود، بعد ده سال نگاه می‌کند باز دندۀ یک کجاست، دندۀ دو کجاست. یک نفر از همان روز اول می‌گوید آقا من می‌خواهم راننده درجه یک بشوم. می‌خواهم رالی بروم. همت آدم‌ها کجاست؟ یک نفر می‌آید می‌خواهد نمونه‌خوانی کند، می‌خواهد تایپیست بشود که هیچ ایرادی هم ندارد. یک تایپیست خوب اگر داشته باشیم این آدم برجی سه میلیون حقوق دریافت می‌کند. فقط این تایپیست باید همت عالی داشته باشد.

شما می‌بینید یک نفر موسسۀ ویراستاران می‌آید و از آن طرف زبانش را تقویت می‌کند، کلاس ترجمه می‌رود، صفحه‌آرایی یاد می‌گیرد، نویسندگی یاد می‌گیرد، کتاب‌هایی که می‌گوییم را می‌خواند، این آدم سر سال نشده باید التماسش کنم با برجی ۵ میلیون تومان در مجموعه بماند. همت افراد مهم است. در این فضا ۱۰۰ نفر قطعی با ما مرتبط هستند و کار می‌کنند. خیلی افراد جاهای دیگر خودشان مشغول شدند و کار می‌کنند.

شما می‌دانید که خود مجلات به کسی نیاز دارند که برایشان متن‌ها را اصلاح کند. حالا گاهی اوقات با دایرۀ محدودتر، گاهی اوقات با وظایف گسترده‌تر و…. آدمش کجا تربیت می‌شود؟ چه کسی تربیت می‌کند؟ ما یک توجهی که از همان ابتدا داشتیم، این بود که کاغذ را حذف کردیم و اتفاقاً سال اصلاح الگوی مصرف هم بود. با این هدف که در نشر ما کاغذ در فرآیند ویرایش کم به کار رود. یک بار محاسبه کردیم فرآیند ویرایش بر روی کاغذ سیزده مرحله دارد که نصف مراحلش پرینت گرفتن است، ما گفتیم شما فایل را به ما می‌دهید ما روی فایل تمام مراحل را انجام می‌دهیم و به شما برمی‌گردانیم. در نهایت شما یک نسخۀ نهایی متن را پرینت می‌گیرید تا از روی کاغذ بخوانید و دلتان گرم شود. یک بار حساب کردیم تمام کارهایی که انجام دادیم از قطع شدن ۵۰۰ تا، ۱۰۰۰تا درخت جلوگیری شد. اصلاً همه محتوای ویراستاران در فضای مجازی منتشر می‌شود.

حداقل کاری که در موسسۀ ویراستاران کردیم این است که تلنگری به ذهن‌ها زدیم. اخیراً برنامۀ خندوانه رفتیم. بازخوردهای آن برنامه خیلی جالب بود. همسرِ من چند وقت پیش داروخانه رفتند تا برای بچه‌ها دارو بگیرند. متصدی داروخانه بقیۀ پول را داد و گفت خانم سپاسگزارم. نگفته بود مرسی. متصدی گفته: به همسرتان هم سلام برسانید و بگویید که ما به حرف‌های شما گوش می‌دهیم. ببینید همین یک بازخورد را داشته باشیم، برده‌ایم.

من نهایت کنشم با نانوای محل این است که گفته باشم دستت درست، ممنونم، خدابرکت و…. دوسه روز بعد از خندوانه نانوا آمده بیرون و دست تکان می‌دهد. می‌گوید: آقا دم شما گرم، ما گوش می‌دهیم به حرفت. از این بگیر تا آن مدیری که وقتی بحث زبان فارسی را برایش مطرح می‌کنیم به فکر فرو می‌رود ولو یک روز.

ما دنبال انقلاب در عرصۀ فرهنگ نیستیم، بلکه دنبال اثرگذاری هستیم. دنبال حضوریم. نه حضور بادکنکی که امروز باشیم و فردا نه. حضوری که تا الان که با شما حرف می‌زنم هشت سال از این حضور گذشته است. ما پارسال جشن هفت سالگی‌مان را گرفتیم. هشت سال پیش از هیچ شروع کردیم، کامپیوترهایمان هم در موسسه کارآفرینی قرضی بود.

دوست دارم روزی مستندی بسازیم و  آنجا را نشان بدهیم و بگوییم چه بود. تمام مجموعه‌هایی که به واحد رشد آمدند، شکست می‌خوردند و می‌رفتند، ما سه سال مسقر بودیم. ما آبروی آن مجموعه شدیم، شدیم کارآفرین برتر!

شما به عنوان کسی که کارآفرین در حوزۀ علوم انسانی است و با موانع و مشکلات بکارگیری علوم انسانی در عرصۀ کسب و کار آشنا است، اگر تجربه ناگفته‌ای مانده بیان کنید. به هرحال در علوم انسانی غرمی‌زنیم که ساختار معیوب است و  غر می‌شنویم که مهارت بلد نیستیم.

ما فقط غر می‌زنیم. البته به آنهایی که غر می‌زنند که ما مهارت نداریم باید گفت که شما پا را از بیخ گلوی ما بردار! حداقل بعد از انقلاب سی سال فرصت داشتید که آزمون خطا کنید آقای مهندس و آقای دکتر! چه کسی شما را مواخذه کرد به خاطر سدهایی که ساختید و بحران‎های بی‌آبی که درست کردید. آن روزی که آقای دکتر صفی نژاد می‌گفت چاه نسازید در این مملکت، سه هزار سال قنات در این مملکت آب‌رسانی‌کرده و حالا هم بگذارید همان سیستم باشد، شما چرا به حرفشان گوش ندادید؟ حالا پا را از بیخ گلوی ما بردارید و بگذارید علوم انسانی هم خطا کند. همانقدر که شما خطا کردید!

شما می‌گویید غر، یک بخشی به آنها بر‌می‌گردد و یک بخشی به خود ما برمی‌گردد. ما همگی اسیر ایده‌های روشنفکری هستیم. همه می‌خواهیم ایران، سوئد باشد. ایران، ایران است. بپذیریم! همه تا می‌گوییم بالا چشمت ابرو قهر می‌کنند و می‌روند، آدم جنگ نیستیم، آدم دعوا نیستیم. نگران اتوی شلوارمان هستیم. نگران قرار شبمان در کافه‌ایم. این، یک ایراد است ولی اقتضای این زندگی شده که من دو سه ساله سینما نرفته‌ام. من از سینما بدم می‌آید؟ من از کنسرت و موسیقی بدم می‌آید؟ اقتضای  کار اجازه نمی‌دهد. من تا ساعت هشت شب سر کلاسم. تازه من که کم‌کارم، آقای باقری را ببینید! خب همۀ ما زندگی داریم اما چه کسی حاضر است بجنگد؟ چه کسی این جنگ را می‌بیند؟ من در همۀ  حوزه هایی که گفتم دارم می جنگم، در خانواده، در خانه، در محل کار با کسانی که فقط بلدند به قطار در حال حرکت سنگ بزنند، با مجموعه‌های دانشگاهی که تمام ارزششان به مدرک دکترایی است که در جیب دارند و آن ده مقاله علمی-پژوهشی که نوشته‌اند و اگر به آنها بگویید یک قرار داد امضا کنند، چهارستون بدنشان می‌لرزد.

چرا علوم انسانی رشد نمی‌کند؟ علوم انسانی مبنایش باید اخلاق باشد. وقتی یک مجموعۀ فرهنگی متلاشی می‌شود، همه ما روضه‌اش را می‌خوانیم، اما ببینیم در آن مجموعه فرهنگی چه قدر بی‌اخلاقی کردند که به اینجا رسیده است. من معتقدم بار کج به منزل نمی‌رسد. بار مستقیم به منزل می‌رسد. با خون جگر هم می‌رسد. الگوی من امام موسی صدر است. آدمی که شجره طیبه‌ای را بنا گذاشته است. کدام یک از ما در علوم انسانی چنین کاری را کرده است؟ امام موسی صدر کاری کرد که مسیحی‌ها، یهودی‌ها و دشمناش کمکش کردند. این بدبختی ماست که در دنیای مدرن میخواهیم زندگی کنیم، دغدغه انسان، دغدغۀ اخلاق و معنویت داریم. معنویت به معنای عمل در اجتماع.

چرا علوم انسانی شکست نخورد؟ ما انتقام بی‌عرضگی خودمان را از زیردستی‌ها در علوم انسانی می‌گیریم. این سازوکار، محکوم به فنا است. کسی که پژوهش شش ماهه یک دانشجو را می‌گیرد و با آن میلیون‌ها تومان طرح به دست می‌گیرد و نه اسم دانشجو را می‌آورد و نه به او پول می‌دهد، یک فرعون است. شما یک استاد در دانشگاه پیدا کنید که به دانشجو پروبال بدهد. چه کسی راجع به اینها حرف می‌زند؟ این سیستم، محکوم به فنا است.

ما تلاش می‌کنیم با ایجاد کسب و کار، دانشجویان علوم انسانی را از زیر یوغ اساتید بی‌اخلاق علوم انسانی نجات دهیم. کسب و کار بدون اخلاق، شکست خورده است. موسسه ویراستاران سعی کرده است در این هشت سال یک الگوی اخلاقی کسب و کار فرهنگی را به نمایش بگذارد. مثلا در سایت ما گفته‌ایم کارگاه برگزار می‌کنیم، پولش را می‌گیریم و منت سرکسی نداریم. ولی اگر جلسۀ آخر بیایید و بگویید این کارگاه هیچ به درد من نخورد، هزینه‌های مختصری که هزینه جزوه است، کسر می‌کنیم و کل پول را برمی‌گردانیم. یا  می‌توانیم کارگاه‌هایمان را از این ۴۰ ساعت به ۵۰ ساعت ارتقا دهیم ولی معتقدیم  فایده ندارد و کلاه سر آدم‌ها می‌گذاریم. در کانال تلگراممان کلی آموزش رایگان می‌گذاریم. دنبال این هستیم که فضای آموزشی مجازی برقرار کنیم که از تمام استاندارد‌های موجود در جهان بالاتر باشد. این ادعای ماست. چرا؟به فکر آن جوانی هستیم که دکتری ادبیات گرفته و در روستایی است که خشکسالی آمده و نگران صدهزارتومان قسط آخر برجش است.

در انتها اگر صحبت پایانی دارید، بفرمایید.

هیچکس فکر نکرده است ما از زبان فارسی چطور می‌توانیم پول درآوریم یا کسب و کار زبان فارسی چیست. اساتید ادبیات نمی‌دانند. دانشجوها هم نمی‌دانند. برای این باید همایش ملی برگزار کنیم. باید صدها جلد کتاب ترجمه کنیم که بگوییم در دنیا چه خبر است. یک سرنخ به شما فقط بگویم. British council ، آموزش زبان انگلیسی در کل دنیا، مجموعه‌ای است که زیر نظر شخص ملکه است. درآمدش از مجموع درآمد اوپک در سال بیشتر است. زبان انگلیسی چه زبانی است؟ زبان علم است، زبان بین المللی است. حالا زبان فارسی چه زبانی است؟ همه شرق‌شناسان تا جایی که من می‌شناسم متفقند که زبان فارسی، زبان عشق است. خب هیچی ما نشستیم روی گنج و می‌گوییم گرسنه‌ایم. جوزف نای نظریه‌پرداز قدرت نرم می‌گوید ما از ایران موشکی نباید بترسیم؛ ما از زبان فارسی باید بترسیم!

ما یک منبع تمام نشدنی قدرت نرم یعنی زبان فارسی را داریم. چرا در قرن ۲۱ که همه مدعیان علوم انسانی می‌گویند قرن معنویت است، از این ابزار استفاده نکنیم؟!

بحث نظریه‌پردازی در حوزۀ زبان، بحث راهبردسازی است. چه کسی زبان را در این مملکت مدیریت می‌کند که ما یک کرسی زبان فارسی در عراق نداریم؟

در موزۀ حرم حضرت ابالفضل به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی شرح نوشتند. ترجمۀ فارسی شرح غلط است. بنده به عنوان مدیر انجمن ویرایش و درست نویسی می‌گویم اینها غلط است. می‌گویند مترجم گفته است! ما حضور نداریم. تمام جایگاه‌های حضورمان در عرصه‌های فرهنگی، معنوی و اخلاقی را از دست داده‌ایم. فرانسه بودجه برای دانشجوهای دکتری زبان فرانسه در کل دنیا صرف می‌کند، سفیر فرهنگی تربیت می‌کند.. ما چرا این کار را نمی‌کنیم؟ بودجه نداریم. اتفاقا ما از این ماجرا میلیاردی می‌توانیم پول در بیاوریم. شما حتما شنیده‌اید گذاره‌هایی را که خارجی‌ها درمورد شنیدن گفت‌وگوی دو ایرانی می‌گویند. آنها می‌گویند آهنگ کلام شما برای ما لذت‌بخش است. هزار سال اخلاق، معنویت و عرفان در آهنگ این زبان اثر گذاشته است و زبانی است که فطرت‌ها آن را می‌پذیرند.

ما از این سرمایه‌گذاری غافلیم. اگر در پی ایجاد وفاق ملی هستیم، این راهش است. اگر دنبال کارآفرینی هستیم، این راهش است. برای تمام این حرف‌ها می‌شود دلیل آورد و ایده‌پردازی کرد./

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

2 × 5 =