کلان داده ها و دولت

اگر دولت ها به کلان داده ها دسترسی داشته باشند چه می شود؟ به همه دروغ می‌گوییم به جز گوگل: معرفی کتاب everybody lies- بخش چهارم

تنظیم و پیاده‌سازی: اعظم ملک‌دار

تخمین زمان مطالعه:۸ دقیقه


در بخش انتهایی این معرفی کتاب، به بحث دسترسی دولت به کلان داده‌ها و تفاوت کلان داده‌های گوگل و شبکه‌های اجتماعی می پردازیم. همچنین امکان‌هایی را که کلان داده ها برای میانبر‌های علمی ایجاد می‌کنند بررسی می‌کنیم.

هر زمان که شما کلمه‌ای را در گوگل جست‌وجو می‌کنید یا کالا و خدماتی را به‌صورت آنلاین خریداری می‌کنید، در انباشت و جمع‌آوری کلان داده مشارکت می‌کنید. اما سؤالی که بسیاری افراد با آن درگیر اند این است که “اگر دولت‌ها دستشان به این اطلاعات برسد، چه اتفاقی می‌افتد و چه کاری می‌توانند با آن انجام دهند؟ “

این مطلب قسمت انتهایی این معرفی بود. بخش اول ، بخش دوم و سوم این معرفی کتاب را هم ببینید و درباره کلان‌داده ها در عصر جدید بیشتر بدانید.


سایت پادکست بی پلاس در یکی از اپیزودهایش را به معرفی کتابی به نام “همه دروغ می گویند” اختصاص داده است که چند ماه پیش منتشر و هنوز به فارسی ترجمه نشده است.

دسترسی دولت‌ها به کلان داده ها: اقدامات پیشگیرانه دولت و حریم خصوصی

همیشه افراد درباره دسترسی دولت‌ها به این اطلاعات بدبین بوده اند و به جنبه‌های منفی آن نظر کرده اند. مثلاً اگر فردی گوگل کند که “می‌خواهم خودم را بکشم”، آیا باید امکانی باشد که پلیس از این امر باخبر شود تا برای نجات او اقدام کند؟ اگرچه این امر می‌تواند نتایج مثبتی داشته باشد ولی پلیس نمی‌تواند فردی وارد این موضوع شود و به هر کسی که گوگل کرد “می‌خواهم خودم را بکشم” کمک برساند و به منزلش برود. طبق آمارها، ماهیانه ۳.۵ میلیون جست‌وجو مربوط به خودکشی در امریکا انجام می‌شود ولی تعداد خودکشی‌ها کمتر از ۴۰۰۰ مورد است. اگر پلیس بخواهد به همه‌ی این افراد رسیدگی کند، هزینه بسیاری به بار می‌آورد.

علاوه بر این، بُعد اخلاقی این موضوع هم مطرح است، اینکه آیا دولت اجازه دارد تا این میزان وارد حریم خصوصی افراد شود؟ با این حال، در سطح محلی، این سؤال و ملاحظه‌های اخلاقی مرتبط با آن نتوانسته جلوی دولت‌ها را در این زمینه بگیرد، مخصوصاً وقتی بین داده‌های جست‌وجو شده و اقدامات عملی بعد از آن‌ها، همبستگی معناداری مشاهده شد.

به عنوان مثال، دولت امریکا وقتی مشاهده کرد که جست‌وجو های مربوط به خودکشی در یک شهر در یک بازه زمانی افزایش پیدا کرده است، اقدام به پخش تبلیغات مرتبط در رادیو و تلویزیون و نیز اقدامات پیشگیرانه کرد. همچنین اعلام کرد اگر کسی مشکلی در این خصوص داشت، تماس یا از ما کمک بگیرد. بدین ترتیب، وقتی کلان داده تا این اندازه قابل اعتماد است و دروغ نمی‌گوید و دارای مزایایی بسیاری است، می‌توان از آن برای حکمرانی و اداره بهتر جامعه، استفاده‌های خلاقانه ای کرد.

تفاوت کلان داده های گوگل و شبکه‌های اجتماعی: مردم با گوگل روراست‌ترند.

یکی از موارد بحث شده دیگر در این کتاب، اشاره به تفاوت‌های گوگل و رسانه اجتماعی است. اگرچه هر دوی آنها کلان داده جمع‌آوری می‌کنند ولی باید با دقت بیشتری به آن‌ها نگریست. رسانه اجتماعی، اوج دروغگویی است زیرا جایی است که افراد سعی دارند دیگران را تحت تأثیر قرار دهند.

به عنوان مثال، بیشترین ترکیباتی که در رسانه اجتماعی با کلمه “شوهرم” ساخته می‌شود، عباراتی از قبیل “شوهرم از همه بهتره یا بهترین دوست منه یا شوهرم فوق‌العادست و بهترینه”است. ولی اگر به داده‌های گوگل نگاه کنید، می‌بینید که افراد بعد از کلمه “شوهرم” عباراتی از این قبیل را بیشتر جست‌وجو می‌کنند: “شوهرم آشغاله، اعصاب خرد کنه، بی ادبه، توهین میکنه”. در واقع، اغلب افراد در رسانه اجتماعی دروغ می‌گویند ولی درگوگل، اصل مطلب را بیان می‌کنند.

کلان داده ها و میانبرهای علمی: تشخیص زودهنگام سرطان

مورد دیگری که می‌توان از این کتاب بیان کرد، مثال ساده و جالبی در این مورد است که چطور اطلاعات جست‌وجو به ما دروغ نمی‌گویند. کلان داده‌های جست‌وجو دروغ نمی‌گویند و می‌توان برای استفاده‌های دیگر و میانبرهای علمی از آن‌ها استفاده کرد.

محققان مایکروسافت مطالعه‌ای روی داده‌های موتور جستجوی مایکروسافت انجام دادند. آن‌ها توضیح می‌دهند که وقتی به فردی گفته می‌شود سرطان لوزالمعده دارد، اولین کاری که او انجام می‌دهد، جست‌وجو کردن درباره سرطان لوزالمعده است. این محققان به جمع‌آوری داده‌های جست‌وجوی دو ماه گذشته این افراد پرداختند که طی این مدت چه چیزی و چه علائمی را جست‌وجو کردند و همینطور شش ماه گذشته. مثلاً اگر فردی کلمه “سوء هاضمه” را جست‌وجو کرده باشد، ممکن است در وهله اول این جست‌وجو معنای خاصی نداشته باشد ولی اگر همین فرد، “سوء هاضمه” را جست‌وجو کرده و سپس “درد معده” و بعد از شش ماه، “سرطان معده” را جست‌وجو کند، این موضوع می‌تواند راهنمای خوبی باشد.

به این ترتیب اگر کسی امروز این علائم را جست‌وجو کرده، ۱۰ درصد امکان دارد که او در مسیر ابتلاء به سرطان معده باشد. البته اگرچه احتمالش خیلی کم است، ولی سرطان لوزالمعده، بیماری است که در صورت تشخیص زودهنگام، شانس درمان و کنترل آن بسیار است. ممکن است احتمال ابتلاء فرد به آن بیماری بسیار کم باشد ولی اگر به فرض، آن فرد مبتلا باشد و در مراحل ابتدایی متوجه این بیماری شود، احتمال درمان بیماری، افزایش می‌یابد. حال تصور کنید سیستم بگونه ای باشد که به عنوان مثال اگر نیمه شب “سوزش معده” را جست‌وجو کردید، سیستم به شما اعلام کند که: “شما ۱۰ درصد امکان ابتلاء به فلان بیماری را دارید ولی وحشت نکنید و این مورد را چک نمایید و بدانید حتی اگر مبتلا باشید، به احتمال ۹۰ درصد، می‌توانیم شما را درمان کنیم”. اگرچه ممکن است علم هنوز به این مرحله نرسیده باشد و سیستم آموزشی‌-‌‌‌بهداشتی بگونه‌ای نباشد که هرکسی این علایم را از خودش بروز داد، در مرحله اولیه دل درد و سوزش معده، بتواند این علایم را در مسیر تشخیص سرطان ببرد ولی ممکن است با اطلاعات جست‌وجو، بتوان چنین کاری کرد و سیستم بهداشت و سلامت را به گونه‌ای تنظیم کرد که از این اطلاعات استفاده نمود. شاید در آینده به سمتی برویم که با اطلاعات جست‌وجو، موضوعاتی مانند نظام سلامت نیز دگرگون شود.

پایان


نمونه‌ای دیگر از استفاده گوگل از اطلاعات را اینجا در سایت بردار ببینید.

0

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

پانزده − 11 =