کنکور و علوم اجتماعی

بررسی تطبیقی سوالات آمار و ریاضی کنکور کارشناسی‌ارشد رشتۀ پژوهش علوم اجتماعی (سال‌های ۸۶ الی ۹۰)

نویسنده: کاظم حاجی‌زاده


سطح توانایی دانش‌آموختگان علوم اجتماعی و عملکرد شغلی بعدی آنها، رابطۀ تنگاتنگی با آسیب‌های نظام آموزش عالی و سیستم گزینش آن دارد. گزینش نامناسب و آموزش ناصحیح یا ناکافی پس از آن، ما را با کنش‌گری مواجه می‌سازد که اصطلاحا فقط یک رشته را خوانده است، اما برای ایفای نقش شغلی خود آمادگی لازم را ندارد. در این یادداشت، با بررسی جزئی یکی از آسیب‌های سیستم گزینش که در آزمون‌ها، شایستگی‌های مربوطه را نمی‌سنجد و به بیان روش‌شناسان، نامعتبر عمل می‌کند، قصد داریم توجه مخاطب را به یکی از خطاهایی جلب کنیم که به طور غیرمستقیم موجب ناتوانمندی آموزش‌دیدگان دانشگاهی کشور می‌گردد. تمرکز یادداشت حاضر روی آزمون سراسری کارشناسی‌ارشد است، چیزی که ما به آن کنکور پژوهی می‌گوییم.


آزمون کارشناسی‌ارشد سال ۹۰ در بخش سوالات آمار و ریاضی، شرکت‌کنندگان را با یک تغییر ناگهانی روبه‌رو ساخت. داوطلبان کنکور پژوهش علوم اجتماعی بر مبنای منابع آزمون، در سال‌های گذشته با این تصور در جلسۀ آزمون حاضر می‌شدند که در بخش آمار و ریاضی دفترچه به طور عمده با سوالات آمار که یکی از ابزارهای روش تحقیق جامعه‌شناسی کمی‌گراست، مواجه گردند و به طور اندک با سوال‌هایی که به مباحث صرف ریاضی می‌پردازند. اگر به تفکیک نسبتا دقیق سوالات آزمون‌های سال‌های پیش از ۹۰ بپردازیم، جدول ذیل در مورد تعداد و نسبت سوال‌های ریاضی حاصل خواهد شد.

سال تعداد سوالات ریاضی نسبت سوالات ریاضی (به درصد)  
۸۶ ۳ ۱۰  

میانگین = ۱۶

۸۷ ۴ ۱۳
۸۸ ۷ ۲۳
۸۹ ۵ ۱۷
۹۰ ۱۹ ۶۳  

  همان‌طور که جدول نشان می‌دهد، در سال ۸۶ فقط ۳ سوال ریاضی (سوال‌های ۷۰، ۷۲ و ۸۶ در دفترچۀ آزمون) قابل تشخیص است که همۀ آنها از بحث احتمالات طرح شده‌‌اند. لازم به ذکر است که نظریۀ احتمال، بنیان علم آمار را تشکیل می‌دهد و برای فهم کاربرد آمار در هر رشته‌ای مفید به نظر می‌آید. آزمون ۸۷ دارای ۴ سوال ریاضی (سوال‌های ۶۲، ۶۳، ۷۰ و ۷۲) است که از این میان، ۲ مورد به نظریۀ احتمال و ۲ سوال دیگر به مبحث آنالیز عددی مربوط می‌شوند. سوالات سال ۸۸ (۶۱، ۶۶، ۶۹، ۷۵، ۷۶، ۸۵ و ۸۶) از تعدد و تنوع بیشتری برخوردارند. ۲ مسئله از بحث احتمالات، ۳ مورد از موضوع تابع، ۱ مورد از تصاعد و ۱ مسئله از آنالیز عددی طرح شده است. در آزمون ۸۹ دوباره از گوناگونی سوالات (۶۲، ۶۶، ۷۴، ۸۰ و ۸۲) کاسته می‌شود. ۴ مسئله به بحث تابع و ۱ مورد به نظریۀ احتمال می‌پردازد؛ اما تعدد و تنوع سوالات در آزمون ۹۰ (۶۱، ۶۶، ۶۷، ۷۰، ۷۶، ۷۷، ۷۸، ۷۹، ۸۰، ۸۱، ۸۲، ۸۳، ۸۴، ۸۵، ۸۶، ۸۷، ۸۸، ۸۹ و ۹۰) به طور غیرمعمولی افزایش یافته است (نسبت مسائل ریاضی در مقایسه با سال‌های قبل ۴ برابر شده است). اگر با نگاهی جزءنگر موضوعات این سوال‌های ریاضی را فهرست کنیم، به این سرفصل‌ها دست می‌یابیم:

نظریۀ احتمال، توابع تک‌متغیره و چندمتغیره، حد، مشتق، انتگرال، ماتریس و دستگاه معادلات. آوردن این نکته حائز اهمیت است که برخی موضوعات فوق مانند تابع چندمتغیره، انتگرال، حد و ماتریس در حال حاضر در دروس آمار مقدماتی و آمار در علوم اجتماعی مقطع کارشناسی جای چندانی ندارند و هنوز در محتوای این دروس، کاربرد قابل توجهی برای آنها تعریف نشده است. اگر در رشتۀ جامعه‌شناسی جایگاهی برای ریاضیات در نظر گرفته شده است، به دو دلیل عمده است؛ دلیل عام اول بدین صورت قابل توضیح است که ریاضیات دستگاه تفکر فرد را به نوعی نظم و چارچوب منطقی تجهیز می‌کند؛ از این‌رو تقریبا محققان هر حوزه‌ای به آن نیاز دارند. دلیل خاص دوم به ماهیت این رشته و مکتب اثبات‌گرایی (نسخه‌های کمی‌گراتر آن) ارجاع داده می‌شود که در آن احتیاج به استفاده از تکنیک‌های آماری است. لذا دانشجویان جامعه‌شناسی به آن مباحثی از علم ریاضی نیاز دارند که بتواند در فهم دقیق‌تر و عمیق‌تر مفاهیم و روش‌های آماری، آنان را یاری نماید. بنابراین اگر الگوی سوالات آمار و ریاضی آزمون کارشناسی‌ارشد پژوهش علوم اجتماعی به سمتی حرکت کند که محتوای ریاضی آن غنی‌تر گردد، نه‌تنها انتقادی به آن وارد نیست؛ بلکه سازوکار گزینش نیز معقول‌تر و عادلانه‌تر خواهد شد؛ البته با رعایت این دو شرط که نخست حرکت سوالات به صورت تدریجی صورت بگیرد و منابع گام‌به‌گام تغییر یابند تا داوطلبان قادر به انطباق با این روال باشند.

همچنین طرح سوالاتی که به طور مستقیم دانش ریاضی داوطلب را بسنجند، خاصه در زمینۀ موضوعاتی که هنوز در روش‌شناسی جامعه‌شناسی چندان موضوعیتی ندارند، منطقی و مطلوب به نظر نمی‌آید؛ چراکه این مقدار دانش ریاضی باید به میزان زیادی متناسب با مفاهیم آماری باشد و به طور ضمنی در دل سوالات آمار گنجانده شود. بدیهی است هر رشته‌ای دارای حوزه‌های تخصصی خود است و سازوکار گزینش افراد برای تحصیلات تکمیلی نباید به شکلی طرح‌ریزی گردد که دانشجویان سایر رشته‌ها که آموزش‌های مستمر و عمیقی در این حوزه‌ها نگذرانده‌اند، موفق شوند با تکیه بر پاسخ‌گویی به آن نوع از سوالات ریاضی که ارتباط معتنابهی با جامعه‌شناسی ندارند، امتیاز بالایی کسب نمایند.

قابل تامل است که این وضعیت در حالتی برجسته و مبالغه‌آمیز، به آن می‌ماند که به عنوان مثال داوطلبان کنکور گروه فنی و مهندسی در دفترچه به شکلی غیرمنتظره با برخی سوالات نامربوط به رشتۀ تحصیلی خود چون زیست‌شناسی یا علوم دینی روبه‌رو گردند. در پایان بیان این مطلب ضروری است که تکرار الگوی سوالات آمار و ریاضی آزمون ۹۰ در سال‌های بعد، عملی است که پیامد آن را باید تضعیف و تخریب رشتۀ جامعه‌شناسی در ایران دانست.

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

4 × 2 =