گروه های بالینت و فرسودگی شغلی

درک رابطۀ احساسی میان پزشک و بیمار

نویسنده: نینا جمشیدنژاد

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


گروه های بالینت، اصطلاحی است که به گروه‌های روان درمانیِ مخصوص مشاغل گوناگون اطلاق می‌شود. این اصطلاح از نام مایکل بالینت گرفته شده است که تلاش‌ بسیاری برای درک رابطۀ پزشک-بیمار انجام داد. این نوشتار که به معرفی چنین گروه‌هایی می‌پردازد، شامل دو بخش است: بخش اول به توضیحات کلی درباره مفاهیم و مبانی گروه‌های بالینت اختصاص دارد و بخش دوم به تشریح عملکرد گروه‌های بالینت امروزی می‌پردازد. این مقاله، پیش از این در ویژه نامه فرهنگی ۲ توانمندسازی نیروی انسانی وزارت بهداشت منتشر شده است.


 

پیشینه گروه های بالینت

گروه های بالینت نام خود را از مایکل بالینت (Michael Balint) (۱۸۹۶تا۱۹۷۰) گرفته اند. او روان‌کاوی اهل مجارستان بود و در دهۀ ۱۹۳۰ به بریتانیا مهاجرت کرد. پس از جنگ، به‌عنوان روان‌کاو در کلینیک مشهور تویستاک در لندن مشغول‌ به‌کار شد. او به سبب کاری که در دهۀ ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ برای کمک به پزشکان عمومی در درک روان‌شناسیِ رابطۀ پزشک‌- بیمار انجام داد، در خاطرها خواهد ماند.

 اولین و ساده‌ترین منفعت گروه‌های بالینت، در اختیار داشتن مکانی امن برای پزشکان است که در آن می‌توانند دربارۀ بیماران خود صحبت کنند. علاوه بر این، گروه بالینت، پزشک را تشویق می‌کند بیمار را انسانی ببیند که در خارج از اتاق درمان نیز زندگی و روابطی دارد. سومین فایدۀ گروه بالینت این است که اعضا به تدریج به درکی عمیق‎تر از احساسات بیماران خود و نیز احساسات خود دست پیدا می‎کنند.

مفاهیم استفاده‌شده در کتاب بالینت

مایکل بالینت در کتاب پزشک، بیمارش و بیماری مفاهیم جدیدی را معرفی کرد که امروزه از آن‌ها در گروه‌های بالینت استفاده می‌شود. در ادامه به تعریف برخی از این مفاهیم خواهیم پرداخت.

۱.  عملکرد رسالتی پزشک: پزشکان معمولاً رفتار خود را بازبینی نمی‌‌کنند و در نتیجه سبک رفتاری ثابتی پیدا می‌کنند. بالینت این پدیده را «عملکرد رسول‌مانند» نامید که شامل باورهای پزشک دربارۀ این است که بیماران باید چه رفتاری داشته باشند، رفتار آن‌ها با پزشک باید به چه صورت باشد و چگونه باید در درمان خود همکاری کنند.

۲.  بلیط ورودی: بیماران معمولاً مشکل کوچک و ساده‌ای را با خود به مطب می‌آورند و با استفاده از آن، میزانی را که می‌توان به پزشک نزدیک شد، ارزیابی می‌کنند تا ببینند آیا می‌توانند آن‌قدر احساس راحتی داشته باشند تا مشکل واقعی خود را فاش کنند یا نه.

۳.  دستورکار مخفی: به‌معنای همان مشکل واقعی است که بیماران می‌خواهند پزشک به آن بپردازد و نه به بلیط ورودی.

۴.  تبانی ناشناس‌ماندن: بیماران همچون توپ از متخصصی به متخصص دیگر پاس داده می‌شوند، بدون اینکه هیچ‌کس مسئولیت بیمار را به‌عنوان یک انسان بپذیرد.

۵.  پزشک به‌عنوان دارو: پزشک خود می‌تواند دارویی قوی باشد.

۶.  صندوق سرمایه‌گذاری مشترک: تمام تجربه و اعتماد مشترکی که بیمار و پزشک طی سالیان با یکدیگر جمع می‌کنند، می‌تواند منجر به تشویق بیماران برای امتحان‌کردن مداخلاتی شود که تا پیش از آن تمایلی به انجام آن نداشتند.

سه مؤلفه مهمِ دیدگاه بالینت

از دل مفاهیم پیش‌گفته، سه مؤلفه مهم دیدگاه بالینت که مرتبط با پزشکی عمومی است، به دست می‌آید که عبارت‌اند از:

۱ . مشخص شده است بسیاری از بیمارانی که با شکایت‌های کوچک مراجعه می‌کردند، در عین حال مشکلی روان‌شناختی نیز داشته‌اند. تمرکز بر آن مشکل روان‌شناختی که می‌توانست مشکلی مجزا باشد یا ارتباطی مستقیم با بیماری جسمی داشته یا معلول آن باشد، معمولاً باعث موفقیت بیشتری در حل مشکل بیمار می‌شد.

۲.  مؤلفه دوم دیدگاه مایکل بالینت این بود که پزشکان هم احساسات دارند و این احساسات می‌تواند تأثیر مهمی بر مشاوره‌های آن‌ها داشته باشد. تأکید بر اهمیت واقعی احساسات پزشکان و استفادۀ مداوم از آن‌ها در جلسه با بیمار به ابداع اصطلاح «پزشک به‌عنوان دارو» انجامید؛ به این معنا که پزشک می‌تواند توانایی زیادی برای تأثیرگذاری بر تفکر بیمار و در نهایت سلامت کلی او داشته باشد، بدون اینکه لزوماً نسخه‌ای برایش بپیچد.

۳.  سومین مؤلفه این بود که پزشکان می‌توانند مهارت‌های لازم برای برخورد مؤثر با مشکلات روان‌شناختی بیماران را در خود پرورش دهند. پیش‌تر تصور بر این بود که مهارت‌های پزشک به شخصیت او بستگی دارد و شخصیت است که احتمال کاوش پزشک در مسائل و مشکلات روان‌شناختی بیمار را مشخص می‌کند. بالینت معتقد بود که موفقیت پزشک اغلب به‌سادگی با طرح پرسش‌های مناسب دربارۀ مشکلات روان‌شناختی بیمار به‌دست می‌آید؛ بنابراین، می‌توان به پزشکان آموخت این پرسش‌ها را مطرح کرده، در نتیجه موفق‌تر عمل کنند.

در نتیجه:

۱.  تقریباً تمام مشکلاتی که به پزشک ارجاع می‌شود، عنصری روان‌شناختی در خود دارد که به بررسی نیاز دارد؛

۲ . پزشک در زمان مشاوره احساساتی دارد. این احساسات باید شناسایی شود و از آن‌ها به نفع بیمار استفاده شود؛

۳.  پزشک عمومی نقش درمانی مثبتی حین ارتباط با بیمار در اتاق درمان دارد، نه فقط در جلسات تشخیصی.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

3 × پنج =