در محل جامعه مهندسان مشاور ایران برگزار شد؛

نشست مشتری یا شهروند: مال‌ها از ما چه می‌سازند؟

مال‌ها از ما چه می‌سازند؟ مال‌ها از ما سوژه‌هایی فاقد هرگونه کنش سیاسی می‌سازند؟ یا مال‌ها فضای مقاومت و کنش‌ورزی سیاسی را برای ما ممکن می‌کنند؟ این‌ها، پرسش‌هایی بود که در نشست «مشتری یا شهروند: مال‌ها از ما چه می‌سازند؟» از سلسله‌نشست‌های نقد پژوهش‌های شهری سه‌شنبه، دوم مردادماه، طیفی از پاسخ‌های جامعه‌شناسانه را به دنبال داشت.

به گزارش بُردار؛ این نشست که در پی توافقنامه سه‌جانبه «همکاری در پایش و ارتقاء پژوهش‌های شهری» میان جامعه مهندسان مشاور ایران، جامعه مهندسان شهرساز ایران و انجمن علمی جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌شد، با ارائه زین‌العابدین سفرچی‌تیل و نقد و بررسی پرویز صداقت و ایمان واقفی انجام شد. عباس کاظمی نیز غایب بخش نقد و بررسی این پانل بود.

سفرچی: مال‌ها و ساخت سوژه اتمیزه شده

زین‌العابدین سفرچی‌تیل، بحث خود را تحت عنوان «تجاری‌سازی و مصرف‌گرایی؛ تحول فضا و فرهنگ شهری در تهران» ارائه داد. پژوهش سفرچی که بازه زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶ را دربرمی‌گرفت، شامل تغییرات ماهوی بود که گسترش مال‌ها در تهران مسبب آن بوده است و اهمیت پژوهش‌های ارزیابی تاثیرات اجتماعی را یادآور شد.

از نظر سفرچی تحلیل‌های مربوط به تغییرات شهری از دو منظر تغذیه می‌شوند:

  • مطالعات فرهنگی که بر رفتار مشتریان تمرکز دارد
  • اقتصاد سیاسی که بر نگرش و تمایلات سرمایه‌گذارانه تاکید دارد.

سفرچی نقطه افتراق پژوهش خود را تلفیق این دو نگرش در فهم تغییرات کلان‌شهر تهران بر اثر گسترش مال‌ها عنوان کرد.

وی برای آغاز سیر تکوین الگوهای توسعه شهری را تحت عناوین «شهر کارآفرین» که به دلیل نگاه انتقادی‌اش آن را شهر کاسب‌کارسالار می‌خواند)، «شهر پست‌مدرن» و «شهر نولیبرال» معرفی کرد که حرکت جهانی برای توسعه شهری در کشورهای توسعه‌نیافته، نوع سوم یعنی «شهر نولیبرال» است. الگویی از توسعه که موجب جنبش‌های اجتماعی فراوانی در شهرهای آسیاییِ هدفِ الگو شده است.

سفرچی مدعی شد توسعه شهری در ایران با چنین الگویی همخوانی ندارد و به دلیل پیوند نولیبرالیسم و اسلامی‌سازی، با مفاهیمی نظیر «نولیبرالیسم اسلامی»، «مدرنیته اسلامی» و «غربی‌شدن اسلامی» مواجهیم.

سفرچی با مرور تحلیل شهری در ایران که تحت عنوان «سبک زندگی به مثابه سنگر» از آن یاد کرد، همچنین به نظریه «انقلاب جنسی» از ؟ و «ناجنبش به مثابه شکل نامتعارف عاملیت» از آصف بیات، اشاره کرد و آنها را رد کرد!

به نظر سفرچی مال‌ها مورد نقد هستند، از این منظر که سوژه‌ای که تولید می‌کنند، کنش‌ورز سیاسی و حساس به سرنوشت جمعی نیست. سفرچی که به استناد پیمایش از مشتریان مال‌ها و مصاحبه‌های تفصیلی با سرمایه‌گذاران مال‌ها صحبت می‌کرد، نوعی پیوند و هماهنگی میان ایجاد رضایت در مشتریان (به دلایلی همچون حس خوشایندی و تشفی خاطر برای حضور در چنین فضاهایی) و سودبریِ سرمایه‌گذاران (با این توجیه که مسئولیت اجتماعی در قبال حس رضایت شهروندان دارند) را تشریح کرد.

طبق پژوهش سفرچی پیامد توسعه مال‌ها از نظر شهروندان ایجاد حس «خوشبختی» است که سفرچی «غیبت امر اجتماعی در تصور از خوشبختی» را نقد و نکوهش کرد.

صداقت: بحران مال‌ها در بستری از بحران‌های ساختاری جامعه

پرویز صداقت که به عنوان منتقد اقتصادی با رویکرد اقتصاد سیاسی شناخته شده است، تحلیل وضعیت مال‌ها در کلان‌شهرها را نیز از همین منظر و در ارتباط با اقتصاد کلان کشور ارائه داد. صداقت پیوند نئولیبرالیسم و رویکرد اسلامی در شیوه حکمرانی کشور را مسبب شکل‌گیری اشکال متعددی از «مقاومت» در شهروندان معرفی کرد.

به زعم صداقت مسئله «مقاومت» را نمی‌توان از تحلیل اقتصاد سیاسی کشور کنار گذاشت. و نقد صداقت به ارائه سفرچی نیز از همین منظر، مطرح شد. چراکه سفرچی با پیمایشی که از مشتریان همیشگی مال‌ها انجام داده بود، به این دلیل که آنها صرفا تغییرات مربوط به «سبک زندگی» را می‌دیده‌اند، «تحلیل طبقاتی» را وانهاده است. از نظر صداقت گاهی پرسه‌زنی در مال‌ها نیز بایستی به عنوان شکلی از مقاومت نظاره و تحلیل شود.

صداقت مال‌ها را در زمینه بحران‌های ساختاریِ حالِ حاضرِ کشور می‌دید و تحلیل می‌کرد و اشاره داشت که «بحران‌های متعدد ساختاری کشور در پیوند با هم هستند، به طوریکه در اشاره به هریک از بحران‌ها، ردپای بحران‌های دیگر از جمله همین مال‌ها را خواهیم دید». این توصیف، از یک روایت کلان خبر می‌داد که صداقت در ادامه آن راحکایت کرد.

کلان‌روایت صداقت با این مقدمه آغاز شد که سیاست‌های مالی ایران از ۱۳۶۰ تا امروز مبتنی بر انقباض قدرت خرید فرودستان به نفع فرادستان بوده است، با این استدلال که از انباشت سرمایه محافظت شود. در راستای چنین سیاست‌هایی، بانک‌ها و موسسات مالی متعدد راه‌اندازی می‌شود تا این سرمایه روزافزون در گردش باشد. در بحران مالی بانک‌ها و هنگامی که گره کور ترازنامه‌های این موسسات حتی با معاملات صوری نیز بازشدنی نبود، ساخت و ساز مال‌ها آغاز شد. با این منطق که سرمایه معطل‌مانده به گردش درآید و نوعی پول‌سازی اتفاق بیفتد.

ضمن اینکه ساخت مال‌ها موجب تملک فضاهای عمومی شهری (به طور مثال فضاهای سبز شهری) به نفع مالکان خصوصی و شبه‌خصوصی شده است و از نظر صداقت این مورد هم در راستای همان سیاست‌های حاکمیت صورت گرفته است.

اکنون، از طرفی شیوع و گسترش مال‌ها افزایش پیدا کرده واز سوی دیگر با گذشت ۳۰ سال و فقیرتر شدن طبقات فقیر، با بحران تقاضای موثر مواجهیم که قدرت خرید اقشار جامعه را با کاهش چشمگیر روبه‌رو کرده است.

تحلیل اقتصاد سیاسی مال‌ها از زبان صداقت از این پس با همراه با هشدارهای پی‌درپی همراه بود. از نظر صداقت توسعه فضاهای تجاری در شهر به مثابه فضای کسب‌وکار و نه فضای زندگی، اکنون به بن‌بست رسیده است. وی توضیح داد ما اکنون در مقطع حساسی قرار داریم که حکمران که تاکنون می‌توانست از این فضاها سود ایجاد کند، به بن‌بست رسیده است. چراکه دیگر سرمایه‌گذاری برای ساخت مراجعه نمی‌کند و همچنین مشتری‌ای برای خرید وجود ندارد.

چشم‌اندازی که صداقت برای این وضعیت ترسیم کرد، هولناک می‌نمود: افزایش قابل ملاحظه دستفروشی! به زعم صداقت نیروهایی که به دلیل افزایش هزینه‌های زیست شهری از شهر خارج شده‌اند و به حاشیه‌ها رانده شده‌اند، طی ماه‌ها و سال‌های آتی به شهر بازمی‌گردند و مطالبات زندگی منجر به افزایش دستفروشی در تمام شهر می‌شود.

واقفی: مال‌ها، تغییر آگاهی شهری و عصر نمایش

ایمان واقفی، دانش‌آموخته جغرافیای شهری از انگلستان، بر «آگاهی شهری در عصر مال‌سازی» تمرکز داشت. از نظر واقفی، امکان آگاهی شهری از زمان هوسمان (و تغییراتی که در شهر پاریس پدید آورد) تحقق پیدا کرده است. از این زمان است که معنای شهر به دو دوره تقسیم می‌شود:

  • پیشاصنعتی؛ که آگاهی به شهر به عنوان «جای زیستن» یعنی جایی است که «مداخله در تعیین سرنوشت» صورت می‌گیرد و معماری در آن «حس آفرینندگی» راالقا می‌کند و «شهر به سان شکلی از اجتماعیت» دیده و تجربه می‌شود.
  • پساصنعتی؛ که شهر به «زیستگاه» یعنی به «مسکن» تنزل پیدا می‌کند و معماری آن، شکلی از «محصول» و «تولید کالا» را نمایندگی می‌کند و «شهر به سان عرصه نمایش» تجربه و درک می‌شود.

واقفی گسترش مال‌ها را به دوره پساصنعتی مربوط دانست که زندگی شهری در آن نوعی از «تمایز و جدایی» را در مقابل «رویارویی» که در عصر پیشاصنعتی مطرح بود، تبدیل کرده است.

این نشست سه ساعته با گفت‌وگوی میان حضار و سخنرانان به پایان رسید.

درس‌هایی از نشست: تلنگری در اهمیت ارزیابی تاثیرات اجتماعی

نشست «مشتری یا شهروند: مال‌ها از ما چه می‌سازند؟» گرچه انسجام محتوایی نداشت؛ اما در بسط گفتمان علوم اجتماعی میان مهندسان شهرساز و مشاور، یاری‌گر جامعه‌شناسان حاضر در نشست بود.

شاید دو دهه پیش درخصوص الگوی توسعه شهری و بحران‌های متعدد شهرسازی، هیچ‌گاه هیچ مهندسی، پرسش «چه باید کرد» را از یک جامعه‌شناس نمی‌پرسید؛ اما در نشست سه‌شنبه، جدای از اینکه طراحان و برنامه‌ریزانِ مهندس این نشست دستِ استمداد به سوی علوم انسانی و اجتماعی داشته‌اند، در بخش گفت‌وگوی حضار نیز پاسخ به پرسش «چه باید کرد؟» با بسامد بالایی از سخنرانان مطالبه می‌شد. مخاطبین این نشست که غالبا از جامعه مهندسان عمران و شهرسازی کشور بودند، اکنون با بی‌قراری منتظر شنیدن یک پاسخ سرراست و قطعی از جامعه‌شناسان بودند! و این در حالی است که بی‌اعتنایی چنددهه‌ای به مداخله علوم انسانی و اجتماعی در امر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کلان کشور اکنون به وضعیتی بحرانی رسیده است. از طرفی فقدان مطالعات انسان‌شناختی و جامعه‌شناختی، چونانِ دردی پر رنج بر پیکره جامعه، رد خود را گذاشته است؛ و از سوی دیگر علوم و مطالعات انسانی به دلیل بی‌مهری‌ها و بی‌التفاتی‌ها در سرعت و قدرت اثربخشی‌اش، نحیف به نظر می‌رسد.

با این‌حال، امیدوارانه همت جامعه مهندسان شهرسازی و جامعه مهندسان مشاور را در راهِ پر نشیب گذر از بحران‌های شهرسازی و توسعه شهری به فال نیک می‌گیریم و آرزو داریم تداوم چنین نشست‌هایی، تاثیر خود را طی سال‌های آتی برای نسل‌های آتی جامعه نشان دهد.

فاطمه مرتضوی/

وضعیت سلامت همگانی در غیاب ارزیابی اثرات اجتماعی طرح تحول سلامت

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

ده − 9 =