طی سمیناری در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی انجام گرفت:

بازاندیشی دانشگاه ایرانی

به گزارش بُردار، یک‌شنبه، ۲۴ دی‌ماه، سمینار بازاندیشی دانشگاه ایرانی ، به همت پژوهشکدۀ مطالعات اجتماعی و انجمن جامعه‌شناسی ایران، در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

این سمینار با سخنرانی سیدحسین سراج‌زاده، سیدجواد میری، بیژن عبدالکریمی، خسرو باقری، حسن محدثی، محمدباقر تاج‌الدین، رحیم محمدی و محمدعلی مرادی برگزار شد. نقطۀ اشتراک سخنرانی‌های این نشست، اتفاق نظر در شکل نگرفتنِ «دانشگاه ایرانی» بود.

غایب بزرگ این نشست نیز، سیدمحمدامین قانعی‌راد بود که همزمان با برگزاری این سمینار، در سران اجلاس سران از وی به عنوان «پژوهش‌گر برگزیده در بخش بزرگسال»ِ جشنوارۀ فارابی تجلیل می‌شد.

همچنین مصطفی مهرآیین، مدیر میز مطالعات اجتماعی علم، فناوری و نوآوری، نیز از سخنرانان غایب این سمینار بود.

محمدی: پایان دورۀ وحدت روشنفکری و دانشگاه در ایران

رحیم محمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین، تحت عنوان «پایان دورۀ وحدت روشنفکری و دانشگاه در ایران؛ دومین آغاز دانشگاه» سخن گفت. محمدی قائل به دو نوع تاریخ و آغاز برای دانشگاه در ایران بود: تاریخ تقویمی و تاریخ واقعی. تاریخ تقویمی را با چهار  رخدادِ «تاسیس دارلفنون»، «تاسیس مدارس عالی زمان مظفرالدین‌شاه»، «تاسیس دانشگاه تهران» و «تاسیس فرهنگستان‌های علوم» توضیح داد و تاریخ واقعی را گویا خودآگاهی دانشگاه نسبت خود می‌دانست؛ چراکه در توضیح آن به رویدادهایی اشاره داشت که طی آنها دانشگاه به ماهیت اساسی و رسالت اصلی خود آگاه می‌شود و در صدد تحقق آن برمی‌آید.

ایدۀ محوری محمدی در این سخنرانی، تمایز ماهوی میان دانشگاه و روشنفکری بود که از ابتدای تاسیس دانشگاه در ایران این دو، یکی انگاشته می‌شدند. محمدی ضمن برشمردن تفاوت‌های روشنفکری و دانشگاه، تصریح کرد اکنون در دوره‌ای به سر می‌بریم که دانشگاه متوجه تفاوت‌ها شده است و این تمایزت را تعریف می‌کند. این تمایزات در قالب چهار محور توضیح داده شد:

  • هستی‌شناسی (در دانشگاه با «تئولوژی»، «زیبایی‌شناسی»، «فلسفه» و «علم» مواجهیم؛ در صورتی‌که در روشنفکری با «ایدئولوژی» سروکار داریم)؛
  • روش‌شناسی
  • داده‌ها (دانشگاه به دنبال گردآوری داده‌ها برای کشف حقیقت است؛ در صورتی‌که در روشنفکری از ابتدا داده‌ها به دو نوع «در راستای حقیقت» و «دشمن حقیقت» تقسیم می‌شوند)؛
  • رسالت پرورش نوعِ انسان (دانشگاه، به دنبال پرورش انسان دانشگاهی است، در حالیکه روشنفکری، پرورش انسانس سیاسی را مدنطر دارد).

از نظر محمدی، دانشگاه اکنون در دورۀ پریشان‌حالی به سر می‌برد و آشفتگی‌ها و آشفته‌نویسی‌ها، نشانۀ گام نهادن در راهی تازه است.

مرادی: نوشتن بر مبنای مبانی

محمدعلی مرادی، پژوهش‌گر علوم اجتماعی و فلسفه، دومین سخنران نشست صبح این سمینار بود که از «فرم دانشِ دانشگاهی» گفت.

مرادی معتقد بود ما چیزی تحت عنوان دانشگاه نداریم و استدلالش این بود که «اونیورسیته نداریم، چون فرم دانشگاهی نداریم». اشارۀ مهم مرادی به «فرم دانشگاهی»، محور اصلی سخنرانی او شد.

از نظر مرادی فرم دانشگاهی، مبتنی بر نوشتن است؛ نوشتنی که بر بنیاد «مبانی» شکل می‌گیرد. از نظر مرادی چنین نوشتنی در ایران هنوز تولید نشده است و نوشته‌های دانشگاهیان ما، فاقد «مبانی»ای هستند که بتوان روی آنها بحث و استدلال کرد.

مرادی، صحبت‌های خود را با دعوت دانشگاهیان به رعایت فرم آکادمیک به پایان برد.

سراج‌زاده: کژکاردی‌های نظام آموزش عالی ناشی از عوامل سیاسی و اقتصادی

سیدحسین سراج‌زاده، دانشیار دانشگاه خوارزمی، به «تبیین کژکاردی نظام آموزش عالی ایران» پرداخت. سخنان سراج‌زاده، همان حرف‌های مکرر اینجا و آنجای دانشگاهیان درخصوص آموزش به طور کلی و آموزش عالی به طور اخص بود. سراج‌زداه با تفکیک سه کارکرد «آموزش»، «پژوهش» و «جامعه‌پذیری» برای دانشگاه؛ به روندهایی پرداخت که هر یک از این سه کارکرد را دچار اختلال کرده‌اند.

مهم‌ترین عواملی که باعث کژکارکردی نظام آموزش عالی در ایران شده‌اند، به ترتیب عوامل سیاسی و اقتصادی، معرفی شدند.

تاج‌الدین: دانشگاه، خرده‌نظامی از نظام اجتماعی کل

محمدباقر تاج‌الدین، استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی، «شرایط آنومیک دانشگاه؛ محصول شرایط آنومیک جامعه» را عنوان سخنرانی خود قرار داده بود.

تاج‌الدین با وام‌گیریِ مفهوم «آنومیک» از دورکیم، در تحلیل ساختاری خود از پارسونز و خرده‌نظام‌های وی بهره برد. اساس سخنرانی تاج‌الدین این بود که جامعۀ نابهنجار، ناگزیر خرده‌نظام‌های نابهنجاری دارد و خرده‌نظام دانشگاه نیز از آسیب‌های نابهنجاری جامعه در امان نیست.

درواقع تاج‌الدین سعی داشت توضیح دهد که دانشگاه چگونه می‌تواند محصول شرایط اجتماعی جامعه باشد.

باقری: تثبیت ناهنجاری به صورت نظام‌مند

خسرو باقری، استاد دانشگاه تهران، در سخنرانی خود، «انحطاط اخلاقی نظام‌مند در دانشگاه ایرانی» را صورت‌بندی کرد.

باقری با این تنقیح آغاز کرد که «ما در وضعیت آنومی یا بی‌هنجاری به سر نمی‌بریم؛ بلکه ناهنجاری‌ها تبدیل به هنجار شده‌اند». این جمله، خلاصۀ سخنرانی باقری بود که معتقد بود ناهنجاری‌ها با تکرار و تکثیر، «نامحسوس» می‌شوند و به این صورت، شکل «نظام‌مند» به خود می‌گیرند. منظور باقری از نظام‌مند با این توضیح همراه بود که «رفتارهای غیراخلاقی به صورت معیارهایی برای پاداش و ارتقای رتبه در یک نظام، لحاظ می‌شوند».

از نظر باقری در انحطاط اخلاقی نظام‌مند با دورِ باطلی مواجهیم که «از سویی نظام دانشگاهی، معیارهایی را به منزلۀ ضابطه، ارزیابی و تشویق و توبیخ می‌کند؛ و از سوی دیگر با اجرایی شدن این معیارها، رفتارهای غیراخلاقی به منزلۀ هنجار تثبیت می‌شوند».

راه‌حل باقری به تاسی از تحلیل کلانی که داده بود، کلی و عام محسوب می‌شد: افزایش خودآگاهی و رعایت حقوق و اخلاق.

پورحسن: ذات دانشگاه و شکل دادن به گاه دانایی

قاسم پورحسن، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی، در این سمینار از «ذات دانشگاه و آیندۀ دانشگاه ایرانی» گفت. پورحسن با این نقد شروع کرد که غالبا صحبت از دانشگاه در ایران، متاثر از نگاه‌های جامعه‌شناسانه است و از جانب نگاه‌های فلسفی به موضوع، به ایراد سخنرانی پرداخت. از نظر پورحسن مسائل دانشگاه با «دست یافتن به ذات دانشگاه» حل خواهد شد و این را «راه‌کار بنیادین» خواند.

از نظر پورحسن، دانشگاه، امری اعتباری نیست و دارای بنیادی هستی‌شناسانه است که در شرایط «انقیاد» نمی‌تواند بروز کند. پورحسن علت ظهور نیافتن دانشگاه در ایران را همان انقیاد است؛ انقیاد قدرت.

پورحسن، این انقیاد را طی شش گزاره تبیین کرد:

  1. دانشگاه باید برای اثباتش، خود را بیان کند؛
  2. براساس بنیاد و ذاتش (و نه تحت انقیاد) کار کند؛
  3. از انقیاد خارج شود تا ذات خود را عیان کند؛
  4. بدون نظم و ذات آکادمیک در شرایط امتناع ذات به سر می‌بریم؛
  5. نظم آکادمیک، بینش آکادمیک را منجر می‌شود؛ که این مهم بدون نگاه انتقادی میسر نیست؛
  6. بیشن آکادمیک در کنار نگاه انتقادی، «گاه دانایی» را شکل می‌دهد که این سپهر یا گاه دانایی، همان ذات حقیقی دانشگاه است.

فاضلی: دانشگاه، فضای پرورش انسان دانشگاهی

نعمت‌الله فاضلی که از سخنرانان سمینار نبود اما به عنوان مستمع در سالن حضور داشت، به این بخش از سخنان پورحسن، واکنش شدیدی نشان داد. فاضلی با پشت تریبون قرار گرفتن، با صدایی شبیه فریاد از اصحاب دانشگاهی می‌خواست که با توجه به مقتضیات زمان خود سخن بگویند.

نقد فاضلی به پورحسن در صورت‌بندی «ذات دانشگاه» به عنوان «گاه دانایی» بود. از نظر فاضلی «گاه دانایی»، صورتِ فلسفی «تولید علم» (در مقابل «خلق علم») است که به عنوان ذات دانشگاه در ایران ترویج می‌شود. از نظر فاضلی ذات دانشگاه «پرورش انسان دانشگاهی» است، همین و بس!

نقد فاضلی به پورحسن گویا در ادامۀ مناظره‌ای که هفتۀ پیش بین این دو استاد انجام شده بود، صورت می‌گرفت.

عبدالکریمی: دانشگاه فاقد روح

بیژن عبدالکریمی، دانشیار دانشگاه آزاد واحد تهران شمال، با عنوان «تفکر و روح مردۀ دانشگاه ایرانی» سخنرانی کرد. نگاه عبدالکریمی به دانشگاه نیز همچون پورحسن، از منظری فلسفی بود. عبدالکریمی ریشۀ بسیاری از بحران‌های ایران را متافیزیکی و انتولوژیک دانست و هشدار داد که در نظام آموزشی با بحرانی جدی مواجهیم و آن را «فاجعۀ ملی» خواند.

اشارۀ عبدالکریمی به ناکارآمدی دانشگاه در پرورش و تربیت افراد یک جامعه برای امور متفاوتی بود که هر فرد در جامعه با آنها مواجه است. عبدالکریمی این وضعیت را منجر به پیدایش «نهیلیسم جهان سومی» دانست.

عبدالکریمی با بیان اینکه مسئلۀ دانشگاه، مسئله‌ای اداری و بوروکراتیک نیست؛ فقدان روح و تفکر را مسئلۀ عمدۀ دانشگاه در ایران دانست.

محدثی: دانشگاه در خود، فقدان خودآگاهی و همبستگی رشته‌ای و فرارشته‌ای

حسن محدثی گیلوایی، استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی، پیرامون «دانشگاه در خود و دانشگاهیان ذره‌ای» به ایراد سخنرانی پرداخت.

محدثی که نامش به سبب مواضع اخیرش در یک برنامۀ زندۀ تلویزیونی، بر سر زبان‌ها افتاده است؛ با نقد نگاه‌های فلسفی تحت عنوان «فلسفۀ فقدان» آغازِ سخن کرد. محدثی، فلسفۀ فقدان را در توضیح رویکردهای فلسفی‌ای به کار برد که مکرر از نبودها و نیست‌ها سخن می‌گویند و معتقدند پدیده‌ها در اینجا خالی از ذات و در نتیجه بدون کارکرد هستند.

با این مقدمۀ انتقادی، محدثی از «دانشگاه»ای سخن گفت که «ذات» نیست و یک «برساخت اجتماعی» است؛ پس رویکرد ذات‌گرا به آن نمی‌‌توان داشت و رویکرد خود را «تکوین‌گرا» خواند که از دل رویدادها و نقش متقابل کنش‌گران، دانشگاه شکل می‌گیرد.

محدثی با این تبیین، نوعی آفریشن را به ذهن متبادر کرد؛ آفرینشی که تکوینی است. از نظر محدثی این آفرینش نیاز به نوعی هم‌افزایی میان دانشگاهیان دارد که وی آن را «نهادسازی» خواند. محدثی معتقد بود خودآگاهی «رشته‌ای»، «فرارشته‌ای» و حوزه‌ای» هنوز میان نیروهای دانشگاهی شکل نگرفته است و بی‌اعتنایی و فقدان پشتیبانی و حمایت از همکاران را «ذره‌ای» بودن دانشگاهیان دانست.

میری: مفهوم‌سازی ایران در گاه دانایی

سیدجواد میری، دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، با عنوان سمینار یعنی «بازاندیشی دانشگاه ایرانی» سخنرانی کرد. میری با پرسش «ایران کجاست» آغاز کرد. صحبت میری بر این ایده استوار بود که با شکل‌گیری «نظم آکادمیک» (نه دانشگاه کنونی ایرانی) می‌توان به مفهوم‌سازی ایران پرداخت.

نقدی بر سمینار بازاندیشی دانشگاه ایرانی

بی‌نظمی، مفهوم توصیف‌کنندۀ این سمینار بود: مدیر پنل، هم غیبت کرده بود و هم جانشینی برای خود نفرستاده بود؛ زمان‌بندی سخنرانی‌ها از دست همه خارج شده بود! سخنرانی‌های نامتوازن که سطح سمینار را بین ایده‌پردازی‌های بکر و صحبت‌های کلیشه‌ای روزمره، دچار نوسان می‌کردند؛ در نهایت تکلیف این همه تکرار «آسیب‌ها»، «کژکارکردی‌ها» و «آنومی‌ها» هم مشخص نشد!

عنوان‌های بزرگ برای عملی نشدن هستند؛ شاید به جای «بازاندیشی دانشگاه»، ابتدا باید از «بازاندیشی سمینارها» شروع کنیم؛ و چرایی و چگونگی این سمینارها را یک‌بار برای همیشه، نزد خود حل و فصل کنیم.

فاطمه مرتضوی/

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

2 × 2 =