علوم انسانی و اندیشکده ها

با وجود تهدیدها و چالش‌های فراوان پیش روی اندیشکده ها، آنها هنوز می‌توانند استانداردهای کیفیت در عرصه سیاست‌گذاری را تعیین کنند.

نویسنده: تمنا منصوری

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


به رغم وجود فشارها و محدودیت‌های مالی، افزایش رقابت‌های شدید و نیز مورد تردید قرار گرفتن نقش کارشناسان خبره در زمینۀ سنجش اثر و عملکرد اندیشکده ها، برخی از محققان و به ویژه دانشگاهیان اعتقاد دارند که در جهان امروز اندیشکده ها همچنان از فرصت احیای دوباره برخوردار هستند و می‌توانند به عنوان سازمان‌هایی فعالیت کنند که قابلیت اعتماد و سودمندی مشاوره‌های دنیای سیاست‌گذاری را درک می‌کنند.


در قرن بیستم رشد کمی و کیفی اندیشکده ها بسیار زیاد بود، اما روند نزولی این اتفاق در قرن ۲۱ نقش اندیشکده ها را در اثرگذاری بر سیاست، جامعه و فرهنگ و به ویژه اقتصاد در بوتۀ ابهام قرار داد. چند نفر از محققان دانشگاه‌های برجستۀ انگلیس و اسکاتلند در وبلاگ اختصاصی مدرسۀ اقتصادی لندن در مورد سنجش اثر پژوهش‌های دانشگاهی به چالش‌های پیش روی اندیشکده ها پرداخته‌اند که بدون تردید آثار دانشگاهی و غیردانشگاهی را تحت تأثیر قرار می‌دهد:

۱-     محدودیت‌های مالی

صنعت تحلیل سیاست روزبه‌روز گسترده‌تر و وسیع‌تر می‌شود، اما منابع تأمین اعتبار الزاماً به همین منوال افزایش نمی‌یابند. بنابراین دور از انتظار نیست که اندیشکده ها نیز از شرایط بغرنجی که محصول بحران‌های اقتصادی هستند بی‌نصیب نمانند. کارگزاران و وزارتخانه‌های دولتی بودجۀ در دسترسِ بسیار کمی برای حمایت از چیزی دارند که «لوکس» تلقی می‌شود؛ یعنی تحقیق و تحلیل سیاست‌ها به صورت پرهزینه و غیردولتی.

از سوی دیگر، بعید است تأمین اعتبار به صورت خصوصی نیز بتواند این کاستی‌ها را جبران کند. در قرن گذشته مؤسساتی که در زمینۀ کارهای بشردوستانه فعالیت می‌کردند نقش مهمی در تأسیس اندیشکده های سراسر جهان داشتند، اما در قرن ۲۱ خود این مؤسسات درحال دست‌وپنجه نرم کردن با بحران مالی جهانی هستند.

موضوع دیگر در همین مقوله، ناپایداری تقاضاها و ترجیح‌های تأمین‌کنندگان اعتبار اندیشکده ها حتی در بهترین زمان است؛ به عبارت دقیق‌تر، تأمین‌کنندگان اعتبار اندیشکده ها -خواه به بودجۀ عمومی وابسته باشند، خواه خصوصی- ممکن است در بهترین حالت و زمان ممکن همچنان از بی‌ثباتی در تقاضاها و اولویت‌های مالی رنج ببرند. اعتبار این مؤسسات اغلب مبتنی بر پروژه‌های آنها است و اتکاء بیش از اندازه به کمک‌هزینه‌های کوتاه‌مدت، جو ناپایداری را ایجاد می‌کند که موجب می‌شود به جای ترویج چهره‌ای از سازمان که بازتاب‌دهندۀ سبک و سیاق تأمین‌کنندگان اعتبار آن باشد، شیرۀ منابع سازمانی به بهای تحکیم و تقویت سازمانی به معنای واقعی کلمه کشیده شود.

تردیدهای پیرامون «شفافیت» اندیشکده ها و استقلال آنها از تأمین‌کنندگان مالی را نیز به فهرست چالش‌های پرتکرار پیش روی اندیشکده ها در این مقوله اضافه کنید.

۲-    رقابت شدید میان اندیشکده ها با دیگر سازمان‌های پژوهش سیاست‌گذاری

این چالش، تحت تأثیر محیط جدیدی است که به واسطۀ توسعۀ مخابرات و رسانه‌های اجتماعی برای تحقیق و فعالیت اندیشکده ها رقم خورده است؛ به طوری که فضا را برای ورود و عرض اندام رقبا باز کرده است. این روزها به خاطر فشارهایی که در مورد ماهیت اثرگذاری اندیشکده وجود دارد (تا جایی که به دستورکارهای مرتبط با این دغدغه کشیده شده است) جای روشنفکران مردمی اندیشکده ها و روشنفکران مردمی دانشگاه‌ها بیش از پیش عوض شده است. از این‌رو بسیاری از دانشگاه‌ها با راه‌اندازی مرکز کاربردی تحقیق سیاست‌ها به صورت اختصاصی، نقش اندیشکده ها را کمرنگ کرده‌اند. بنابراین در چنین بافتی، مرز میان یک گروه دانشگاهی و «اندیشکده ای با وابستگی دانشگاهی» مبهم می‌شود.

برای نمونه می‌توان به سازمان‌های غیرانتفاعی پیشگام جهان مانند سازمان عفو بین‌الملل اشاره کرد که ظرفیت انجام پژوهش‌های سیاست‌گذاری را به صورت داخلی فراهم کرده است و چندین بانک بازرگانی و مرکزی بزرگ دارد.

چنین مسائلی تشخیص اندیشکده از غیراندیشکده را دشوار می‌کند و هنگامی که کنش‌گران جدید در حد واسط خبرگی و سیاست، درصدد وارد شدن به این فضا باشند موقعیت بغرنج‌تر می‌شود. تک‌تک کارشناسان و برجستگان حوزۀ سیاست‌گذاری، خواه مستقر در دانشگاه باشند یا اندیشکده یا شاغل به عنوان مشاور مستقل، دیگر برای اشتغال به سازمان‌های میانجی برای دلالت کردن بر سر کار آنها در حلقه‌های سیاست‌گذاری متکی نیستند. شرایط رقابتی ایجاب می‌کند که محققان دانشگاهی و روشنفکران مردمی بتوانند اندیشکده ها و ژورنال‌های علمی را دور بزنند و تحلیل‌های خود در مورد سیاست‌ها و خط‌مشی‌ها را مستقیماً به رسانه‌های اجتماعی برسانند و امیدوار باشند که بتوانند توجه سیاست‌گذارانی را جلب کنند که دوست‌دار اینترنت هستند.

یوتیوب، تداکس و حتی وبلاگ‌های تخصصی مدرسۀ اقتصادی لندن از جمله پلتفرم‌های رسانه‌ای هستند که به کارشناسان حوزۀ سیاست، مواجهۀ عمومی را هدیه می‌دهند؛ چه‌بسا از سوی جماعت‌های اصلی این حوزه، مورد غفلت یا بی‌توجهی واقع شوند.

۳-     نارضایتی عمومی در مورد نقش کارشناسان

این چالش بیش از هرچیز به واسط میان خبرگی و سیاست برمی‌گردد که به دلیل افزایش سیاست‌های پساحقیقت[۱] سر برآورده‌اند. به موازات ناکامی کارشناسان سیاست در درک بحران‌های اخیر در زمینۀ اقتصاد، سیاست و محیط‌زیست، مشاوره‌ها و توصیه‌های آنها نیز در میان بسیاری از مردم خریدار ندارد. نکتۀ نگران‌کننده‌تر این است که در چنین بافتی که کارشناسان از اعتبار افتاده‌اند، سیاست‌گذاران هم به دنبال مشاوره گرفتن یا تأیید اعتبار از منابع بیرونی نمی‌روند. این امر موجب شده است که اعضای سازمان‌های اثرگذار نظیر بنیاد هریتیج از احتمال مرگ اندیشکده ها صحبت کنند.

در کنار این موارد، مک‌گان در گزارش GGTTT، به عنوان برجسته‌ترین رتبه بندی اندیشکده های جهان، نیز به تهدیدها و فرصت‌های بسیار حیاتی که پیش روی جماعت اندیشکده ها به صورت جهانی است پرداخته است و آن را «چهار… بیشتر» می‌نامد:

  • مسائل بیشتر
  • کنش‌گران بیشتر
  • رقابت بیشتر
  • تضاد بیشتر

و معتقد است این تهدیدها می‌توانند مجموعه‌ای از چالش‌ها را پیش راه اندیشکده ها بگذارند:

  • جالش‌های رقابتی
  • چالش بر سر منابع
  • چالش‌های فناوری
  • چالش بر سر سیاست‌مداری

او به اندیشکده ها توصیه می‌کند که برای ارائۀ پاسخی مؤثر و کارآ به این تهدیدها و فرصت‌ها که ارمغان محیط جدید و چالش‌برانگیز قرن ۲۱ است بر چهار چیز تمرکز کنند:

  • رسالت یا مأموریت
  • بازار
  • نیروی انسانی
  • پول

با این حال، نباید از مزایای رقابتی اندیشکده ها صرف نظر کرد. تکثیر سریع دانش، جذب اطلاعات را در میان سیاست‌گذاران پیچیده و دشوار می‌کند. توجه به اینکه مدیریت مازاد شواهد و تحلیل سیاست‌گذاری‌ها در سازمان‌های غیرانتفاعی پژوهش‌محور، دانشگاه‌ها و گروه‌های حمایتی به مشکل بزرگی برای دولت تبدیل شده است، فرصت و فضای مناسبی برای احیای دوبارۀ اندیشکده ها فراهم می‌کند. اضافه‌بار اطلاعاتی فضای رسانه‌ای‌شدۀ امروز، نیاز به افراد حرفه‌ای و ماهر را دوچندان کرده است. درست در همین موقعیت است که اندیشکده ها می‌توانند به عنوان تعیین‌کنندگان مهم استانداردهای کیفیت تحلیل سیاست‌گذاری‌های قرن ۲۱ عمل کنند، در غیر این صورت تنها به یکی از گروه‌های این صنعت بسیار پرجمعیت تقلیل می‌یابند.


منابع:

McGann, J. G. (2017). 2016 Global Go To Think Tank Index Report. University of Pennsylvania, Scholarly Commons.

http://blogs.lse.ac.uk/impactofsocialsciences/2017/02/20/think-tanks-can-transform-into-the-standard-setters-and-arbiters-of-quality-of-21st-century-policy-analysis/

https://onthinktanks.org/articles/economic-downturn-affects-think-tank-funding/

[۱] post-truth politics: فرهنگی سیاسی است که چارچوب بحث در آن تا حد زیادی با توسل به احساس و فارغ از جزئیات سیاست‌گذاری عمومی، با اظهار مکرر نظرهایی مشخص می‌شود که تکذیب‌های واقعی در آن نادیده گرفته می‌شود.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

هجده − یازده =